هشدار امام راحل را دریابید که: «حواستان را جمع کنيد که نکند يک مرتبه متوجه شويد که انجمن حجتيه‌اي‌ها همه چيزتان را نابود کرده‌اند.------------گاندی : ابتدا شما را نادیده می گیرند، بعد به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند، آنگاه شما پیروز خواهید شد!

Saturday, September 5, 2009

هر ليتر بنزين آزاد ١٠٠٠ تومان

فرهيختگان: حضور وزير جديد نفت با حاشيه‌هاي تازه‌اي براي بنزين همراه بود. وزير بازرگاني هنگامي كه براي دفاع از برنامه‌هاي خود پشت تريبون قرار گرفت خبرهاي دیگری را براي مردم بيان داشت. وزير جديد نفت در ميان اظهارنظرهاي خود از احتمال تحريم بنزين خبر داده بود. ميركاظمي خبر داده كه به‌زودي سهميه‌بندي بنزين به ٥٠ ليتر كاهش مي‌يابد و بهاي بنزين آزاد به هر ليتر يك‌هزار تومان مي‌رسد. ميركاظمي اعلام كرد قيمت بنزين آزاد در صورت تحريم به يك هزار تومان مي‌رسد. ميركاظمي اشاره كرد كه سياست‌گذاري‌هاي وزارت نفت به سمتي پيش مي‌رود كه خودكفايي بنزين رخ دهد. در همين حال ميركاظمي در مورد بنزين مي‌گويد: توليد روزانه بنزين كشور ٤٤ ميليون ليتر است. نياز به ٢٢ ميليون ليتر واردات داريم. علت واردات صرفا نياز مصرف نيست بلكه ٥/١٤ ميليون ليتر آن با بنزين بي‌كيفيت داخلي تركيب مي‌شود تا به اكتان ٨٧ بنزين مورد نياز خودروها برسيم، موضوع بنزين را بايد با تعامل با كميسيون‌هاي انرژي و هدفمندسازي يارانه‌ها دنبال كنيم. وزير پيشنهادي نفت افزود: قيمت هر تن بنزين در فوب خليج‌فارس بين ٦٥٠ تا ٧٠٠ دلار است. اگر طبق قانون ماليات بر ارزش‌افزوده ميزان ماليات ٣٠ درصدي را به اضافه هزينه‌هاي انتقال، خرده‌فروشي و اتلاف منابع در آن جمع زده شود به بيش از ليتري هزار تومان مي‌رسد؛ اگر يكباره اين اتفاق بيفتد آيا جهش قيمتي به وجود نمي‌آيد؟ از سوي ديگر حمايت‌هاي لازم از اقشار ضعيف انجام نشده؛ اين موضوع چالشي است كه بايد با همكاري يكديگر حل كنيم، چراكه مجبوريم سهميه‌ها را به ٥٠ ليتر كاهش دهيم و از سوي ديگر قيمت بنزين آزاد به هزار تومان برسد، اين چالش بايد برطرف شود.
مردان دولت نهم هنگامي‌كه سكان هدايت وزارت نفت را برعهده گرفتند، وعده دادند به زودي ٤ پالايشگاه تا پايان روزهاي حضور آنان بنزين مورد نياز شهروندان را تامين خواهد كرد ولي چهار پالايشگاه اصلي توليدكننده بنزين همچنان وارد شبكه نشده‌اند. معاون وزير سابق نفت نيز در آخرين اظهارنظرهاي خود اعلام كرده بود، پالايشگاه آبادان سال ١٣٩٠ وارد چرخه توليد سوخت خواهد شد. با اين حساب اصلي‌ترين بخش نياز بنزين كشور از طريق واردات تامين مي‌شود ولي شائبه‌هاي تازه در مورد تحريم بنزين نگراني‌هاي بسياري را براي دولت رقم زده است. در همين حال مديرعامل شركت ملي نفت ايران اعلام كرد: تامين بنزين و گازوئيل مورد نياز مردم و كشور به نحو مطلوب در حال انجام است. سيف‌الله جشن‌ساز خبر وجود مشكل مالي در شركت ملي نفت ايران براي تامين بنزين و گازوئيل مورد نياز كشور را تكذيب كرد و افزود: هيچ مشكلي براي تامين بنزين و گازوئيل مورد نياز كشور وجود ندارد.
وي همچنين تاكيد كرد: انبارهاي بنزين و گازوئيل كشور پر است و نگراني از بابت تامين بنزين و گازوئيل مصرفي مورد نياز مردم وجود ندارد. گفتني است، ميانگين مصرف بنزين كشور از ابتداي سال تاكنون حدود ٦٧ ميليون ليتر در روز بوده است. ميانگين توليد بنزين در پالايشگاه‌هاي كشور ٤٥ ميليون ليتر در روز است.
از سوي ديگر مجلس سناي آمريكا اعلام كرده است صدور بنزين به ايران را متوقف خواهد كرد. در همين حال برخي محافل اروپايي نيز اعلام كرده‌اند، به‌زودي صدور بنزين به ايران را متوقف خواهند كرد.در همين حال رئيس شوراي ايرانيان آمريكا بيان داشته است كه تحريم‌ها عليه ايران راه به جايي نخواهد برد.
رئيس شوراي ملي ايرانيان آمريكا با بي‌فايده دانستن تحريم بنزين ايران گفت: اعمال موثر تحريم‌ها مستلزم بستن آب‌هاي ورودي است و چنين كاري به منزله اعلان جنگ به ايران است.رئيس شوراي ملي ايرانيان آمريكا تحريم موثر صادرات بنزين به ايران در شوراي امنيت را بسيار مشكل دانست و گفت: اين كار بسيار سختي است زيرا شما بايد همكاري تمامي كشورها در شوراي امنيت ازجمله روسيه و چين را به دست آوريد.تريتا پارسي كه در مصاحبه با نشريه مانثلي ريويو سخن مي‌گفت افزود: اعمال موثر تحريم‌ها عليه ايران مستلزم بستن آب‌هاي ورودي به اين كشور است و انجام چنين كاري بدون اجازه شوراي امنيت به منزله دست زدن به جنگ است؛ بنابراين استراتژي خطرناكي براي دولت اوباما خواهد بود.وي در مورد تاثير تحريم‌ها بر دولت و مردم گفت: اين مساله ديگري است. دولت ايران از ابزار و امكانات بيشتري براي تحمل هزينه‌ها و اثرات تحريم برخوردار است و در نتيجه تاثير مستقيم تحريم‌ها را مردم عادي احساس خواهند كرد و بار اصلي تحريم‌ها بر دوش مردم قرار خواهد گرفت.
براساس اين گزارش تحليلگران، تحريم صادرات بنزين به ايران را براي وادار كردن اين كشور به توقف فعاليت‌هاي هسته‌اي خود بي‌ثمر مي‌دانند و معتقدند: اين اقدام فرصتي براي دولت ايران پديد مي‌آورد تا به هدف درازمدت خود براي خودكفايي در بخش بنزين دست پيدا كند.
او در شرايطي اينگونه اظهارنظر مي‌كرد كه مسوولان ايراني در مورد آينده بنزين با محدودیت‌هایی مواجه شده‌اند.افزايش بهاي بنزين در خاورميانه نيز نگراني‌هاي مردان دولتي ايران را افزايش داده است.براساس آخرين آمار امور بين‌الملل شركت ملي نفت ايران، بهاي هر ليتر بنزين در بازار خليج‌فارس روز دوشنبه (٩ شهريور) حدود ٤٩٦ تومان معامله و هر ليتر بنزين در بازار خليج‌فارس روز چهارشنبه (چهار شهريور) حدود ٥٠٨ تومان دادوستد شد.اين گزارش حاكي است، روز دوشنبه (٩ شهريور) بهاي هر تن بنزين معمولي در بازار آمريكا به ٦٩٦ دلار و ٧٥ سنت، در ژاپن به ٧٠٠ دلار و ٩٩ سنت و در سنگاپور به ٦٨٨ دلار و ٦٠ سنت رسيد.همچنين در اين روز نفتا به ارزش هر تن ٦١١ دلار و ٨٤ سنت پس از بنزين، بالاترين رقم فروش را در ميان ديگر فرآورده‌ها در بازار خليج‌فارس به خود اختصاص داد.
كاهش سهميه‌ها
هم‌زمان با اظهارنظرهاي وزير جديد نفت بازهم شائبه‌ها در مورد كاهش سهميه‌بندي بنزين دامن زده شده است.رئيس ستاد مديريت حمل‌ونقل كشور كاهش سهميه‌بندي بنزين را تكذيب كرده است ولي اظهارنظرهاي وزير نفت خلاف گفتار رويانيان را نشان مي‌دهد.در همين حال رئيس ستاد مديريت حمل‌ونقل و سوخت با بيان اينكه كاهش سهميه بنزين معلوم نيست، گفت: درباره ميزان سهميه بنزين در سه‌ماهه سوم سال مطالعات‌مان را انجام داده‌ايم و منتظر تعيين تكليف طرح هدفمند‌كردن يارانه‌ها در مجلس شوراي اسلامي هستيم.محمد رويانيان در مصاحبه اختصاصي با خبرنگار ما افزود: با اين حال اين ستاد پيشنهادهايي براي ميزان سهميه ‌بنزين در سه‌ماهه سوم سال به دولت ارائه كرده است كه پس از تاييد دولت به اطلاع عموم خواهيم رساند.
وي گفت: با تمهيدات انجام شده براي تامين بنزين، در يك‌سال آينده به خودكفايي خواهيم رسيد.
رويانيان همچنين افزود: اگر وزارت نفت بتواند اقدامات درنظر گرفته شده براي توسعه توليد بنزين و تبديل ميعانات پالايشگاهي به بنزين را به ‌موقع انجام دهد، در زمينه بنزين مي‌توانيم تا پايان سال ١٣٨٩ به خودكفايي برسيم.
رئيس ستاد مديريت حمل‌ونقل و سوخت گفت: اگر طرح جديد پالايشگاهي با نام «ستاره خليج‌فارس» كه تخمين‌زده مي‌شود تا پايان سال ١٣٩٠ به پايان برسد، اجرا شود ما نه‌تنها به خودكفايي در توليد بنزين مي‌رسيم بلكه مي‌توانيم صادركننده بنزين هم باشيم.
رويانيان ابراز اميدواري كرد: وزارت نفت با اقدامات انقلابي و حمايت‌هاي دولت بتواند به اهداف از پيش تعيين‌شده در حوزه خودكفايي سوخت، برسد.
وي درباره گازوئيل نيز گفت: واردات گازوئيل متوقف شده است و درباره اين سوخت با توليد روزانه ٩٥ ميليون ليتر در كشور، به خودكفايي رسيده‌ايم.
رويانيان افزود: از ابتداي امسال تاكنون حتي يك ليتر گازوئيل نيز وارد نكرد‌ه‌ايم.
وي همچنين گفت: در مورد سوخت، تاكنون خلاف قانون بودجه ٨٨ عمل نكرده‌ايم زيرا ما تا پايان سال بايد پاسخگو باشيم ضمن اينكه به طور قطع نمايندگان مجلس مي‌دانند در نيمه نخست سال ٨٨، ايامي چون نوروز، تابستان، انتخابات و ... را داشته‌ايم بنابراين ايجاد التهاب ناشي از تغيير سهميه بنزين كه باعث تغيير قيمت‌ها شود، ممكن نبود.
رويانيان اضافه كرد: نمايندگان حق مي‌دهند كه ما بايد با يك نرمشي در نيمه نخست سال سهميه‌هاي بنزين را كاهش مي‌داديم.


انتشار اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز

نوروز: از آنجا که در روزهای اخیر آمار غیر واقعی فراوانی از سوی مقامات رسمی و غیررسمی وابسته به کودتاگران در خصوص تعداد کشته شدگان حوادث اخیر منتشر شده که در این زمینه میتوان به آخرین آمار یعنی اظهارات فرمانده سپاه اشاره کرد، پایگاه اطلاع رسانی نوروز در پاسخ به اینگونه اظهارات بی پایه و اساس که برای پاک کردن صورت مسئله و منحرف کردن اذهان عمومی از جنایات انجام شده در حوادث پس از انتخابات بیان میشود، اقدام به انتشار اسامی دقیق این شهدا می کند تا شاید وجدان های خفته بیدار شده و از کتمان حقایق روشن دست برداشته و از اعمال و جنایات انجام شده توسط زیرمجموعه ها و عوامل کودتا را پذیرفته و سعی در سرپوش گذاشتن بر جنایات نداشته باشند.
در این خبر اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز که تاکنون احراز هویت شده اند آمده است و تلاش ها برای شناسایی و تکمیل این لیست ادامه داشته و شهداء به اسامی ذکر شده در این لیست ختم نمی گردد.
نوروز یاد آور میشود، سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در آخرین ادعای خود درخصوص آمار کشته شدگان ادعا کرده بود که تعداد کشته شدگان حوادث اخیر 27 نفر بوده که تنها 7 نفر از آنها معترضین به نتیجه انتخابات بودند و 20 نفر دیگر را نیروهای انقلابی و بسیجی تشکیل داده اند که توسط معترضان به شهادت رسیده اند.
در ادامه، " نوروز" جهت تنویر افکار عمومی دو لیست از کشته شدگان ارائه می کند.
لیست اول شامل اسامی 25 شهید گلگون کفن است که تا به امروز خانواده هایشان با مراجعه به مراجع معرفی شده از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، شهادت فرزند یا عضو خانواده خود را اعلام کرده اند.
1. نام شهید: حسین اخترزند/ سن: 32 / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: اصفهان / نحوه شهادت: توسط نیروهای بسيج از طبقه سوم به پايين پرتاب شده و به شهادت رسيده است
2. نام شهید: کيانوش آسا / عنوان اجتماعی: دانشجوی كارشناسی ارشد رشته‌ی پتروشيمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ايران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: تهران، ميدان آزادي / نحوه شهادت: در اثر اصابت گلوله توسط افراد موسوم به لباس شخصی به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد
3. نام شهید: سهراب اعرابی / عنوان اجتماعی: سال آخر دبيرستان / سن: 19 / محل شهادت: زندان اوين، تهران بر اثر شكنجه در زندان به شهادت رسيده است / توضیحات: شهادت وي در روز 20 تیرماه پس از 26 روز سرگرداني به مادرش اعلام شد.
4. نام شهید: عليرضا افتخاري / عنوان اجتماعی: روزنامه نگار / سن:29 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: در اثر ضربات باتوم به سر و خونريزي مغزي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکرش در تاریخ ٢٢ تیر ماه به خانواده تحویل داده شده است.
5. نام شهید: ندا آقا سلطان/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته فلسفه / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خیابان کارگر شمالی، تهران / نحوه شهادت: به دلیل اصابت گلوله نیروهای لباس شخصی به قلب، به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي یکروز بعد در قطعه 257 بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.
6. نام شهید: امير جوادي فر/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته‌ی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير / نحوه شهادت: هنگام جابه جايي از كهريزك به اوين، در ون دچار تشنج شده و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: بر اثر ضربات وارده به سر و صورت بينايي خود را از دست مي دهد.
7. نام شهید: محرم چگيني قشلاقي / سن: 34 / سایر توضیحات: قطعه 256 ردیف 146 شماره 13
8. نام شهید: مسعود خسروی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / سایر توضیحات: در بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.
9. نام شهید: عباس دیسناد / عنوان اجتماعی: کاسب/ سن:40/نحوه شهادت: با باتوم به ناحیه سر
10. نام شهید: رامين رمضانی / سن: 29 / نحوه شهادت: پس از آزادی به دليل لخته های خون موجود در سينه اش در بيمارستان بستری و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: قطعه 257 ردیف 46 شماره 32
11. نام شهید: محسن روح الامینی / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير / نحوه شهادت: در زندان به شهادت رسيده است .
12. نام شهید: اشکان سهرابی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین/ سن: 18 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تقاطع رودکی وسرسبیل، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت 3 گلوله از سوی نیروهای امنیتی و بسیج به شهادت رسيده است
13. نام شهید: امير حسين طوفانپور / سن: 32 / تاریخ شهادت: 29 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر تیرخوردگی ساق دست، پهلو وکمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بود به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.
14. نام شهید: سعید عباسی فر گلچینی / عنوان اجتماعی: فروشنده کیف و کفش / سن: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
15. نام شهید: مصطفی غنیان / عنوان اجتماعی: دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: در حمله نيروهاي امنيتي و نظامي به كوي دانشگاه تهران به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکر وي روز 28 خرداد تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم اما رضا به خاک سپرده شده است.
16. نام شهید: علی فتحعلیان / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: روبروی مسجد لولاگر / سایر توضیحات: قطعه 9 ردیف 110 شماره 22
17. نام شهید: هادی فلاح منش/ عنوان اجتماعی: کاسب/ سن: 29 / محل شهادت: تهران/ سایر توضیحات: در قطعه 53 بهشت زهرا
18. نام شهید: احمد کارگر نجاتی / نحوه شهادت: بر اثر ضرب و شتم در بیمارستا جان باخته است / سایر توضیحات: قطعه 213 ردیف 15 شماره 35
19. نام شهید: بهزاد مهاجر / سن: 47 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه كهريزك بوده است.
20. نام شهید: نادر ناصری / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خیابان خوش، تهران / سایر توضیحات: در بابل به خاك سپرده شده است.
21. نام شهید: احمد نعيم آبادي / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / نحوه شهادت: توسط گردان ١١٧ عاشورا به ضرب گلوله به شهادت رسيده است.
22. نام شهید: مسعود هاشم زاده / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خيابان شادمان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به قلب و سوراخ کردن ریه، پارگی ریه و خونریزی داخلی و خارجی شدید به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در شمال كشور به خاك سپرده شده است.
23. نام شهید: مهدی کرمی / سن: 17 / تاریخ شهادت: 5 خرداد / محل شهادت: تقاطع جنت آباد وخیابان کاشانی، تهران / نحوه شهادت: با باطوم سر او له شده و با چاقو گلویش بریده شده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده است.
24. نام شهید: ناصر امیر‌نژاد / عنوان اجتماعی: دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمد علی جناح، تهران / نحوه شهادت: در تیراندازی نیروهای بسیج به شهادت رسیده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده و در یکی از روستاهای یاسوج به خاک سپرده شده است.
25. نام شهید: محمود رییسی نجفی/ عنوان اجتماعی: کارگر/ تاریخ شهادت: 7 تیر/ نحوه شهادت: براثر اصابت گلوله نیروهای مسلح / سایر توضیحات: در تاریخ 25 خرداد در میدان آزادی مورد ضرب و شتم و اصابت گلوله قرار میگیرد و 13 روز بعد در منزل خود به شهادت میرسد.
لیست دوم شامل اسامی شهدایی است که خانواده های آنها هنوز برای اعلام رسمی شهادت عزیز از دست رفته خود تحت فشار هستند و به مراجع رسمی اعلام شده از سوی مهندس موسوی و مهدی کروبی مراجعه نکرده اند.
26. نام شهید: مبینا احترامی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
27. نام شهید: ندا اسدي
28. نام شهید: سعيد اسماعيلي‌خان‌ببين / سن شهید: 23 / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است
29. نام شهید: مراد آقاسی
30. نام شهید: حسين اكبري / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است
31. نام شهید: واحد اكبري / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 34 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پهلو به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شده است.
32. نام شهید: محسن انتظامی
33. نام شهید: محسن ایمانی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
34. نام شهید: فاطمه براتی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
35. نام شهید: محمد حسين برزگر / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: ميدان هفت تير، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شده است.
36. نام شهید: جعفر بروايه / عنوان اجتماعی: استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوي مقطع دكتراي دانشگاه تهران / محل شهادت: ميدان بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشكي قانوني علت شهادت وي را خونريزي مغزي اعلام كرده است.
37. نام شهید: یعقوب بروایه / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي ارشد رشته نمايش در دانشكده هنر ومعماري دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 4 تير / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله نيروهاي بسيج از بام مسجد لولاگر به شهادت رسيده است
38. نام شهید: سرور برومند / سن شهید: 58 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران
39. نام شهید: حامد بشارتی / سن شهید: 26 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
40. نام شهید: فرزاد جشني / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تهران
41. نام شهید: بهمن جنابی / عنوان اجتماعی: شاغل در مغازه نصب و تعمیرات شوفاژ / سن شهید: 20 / محل شهادت: تهران
42. نام شهید: محسن حدادي / عنوان اجتماعی: برنامه نویس كامپيوتر / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان نصرت، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله بر پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شده است.
43. نام شهید: شلير خضري / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: بهارستان، تهران
44. نام شهید: فاطمه رجب پور / سن شهید: 38 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران
45. نام شهید: بابک سپهر / سن شهید: 35 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
46. نام شهید: فهيمه سلحشور / عنوان اجتماعی: ديپلم / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان ولي عصر، تهران بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 24 خرداد بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به بيمارستان منتقل شده و در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيده است.
47. نام شهید: تينا سودي / عنوان اجتماعی: دانشجو / تاریخ شهادت: 30 خرداد / نحوه و محل شهادت: ميدان انقلاب، تهران بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.
48. نام شهید: حسن شاپوری
49. نام شهید: علي شاهدي / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت:تهرانپارس، تهران / سایرتوضیحات: بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري، به دلايل نامعلوم به شهادت رسيده است. پزشكي قانوني علت شهادت وي را نامشخص اعلام كرد، اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسیده است.
50. نام شهید: کسری شرفی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
51. نام شهید: کامبیز شعاعی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
52. نام شهید: داوود صدري / عنوان اجتماعی: کسبه‌ی محله‌ی سلسبيل / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مسجد لولاگر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است.
53. نام شهید: سيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس حسابداري / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آذربايجان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
54. نام شهید: وحيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس زبان انگليسي / سن شهید: 29 / تاریخ شهادت: 3 تير / محل شهادت: بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شده است.
55. نام شهید: حسين طهماسبی / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خيابان نوبهار، كرمانشاه / نحوه شهادت: مورد حمله‌ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده به شهادت رسيده است.
56. نام شهید: سالار طهماسبي / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان جمهوري، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شده است.
57. نام شهید: ميثم عبادي / عنوان اجتماعی: شاگرد فرش فروش / سن شهید: 17 / محل شهادت: صادقيه، تهران
58. نام شهید: ابوالفضل عبدالهي / عنوان اجتماعی: فوق ديپلم برق / سن شهید: 21 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مقابل دانشگاه صنعتي شريف، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پشت سر به شهادت رسيده است / نحوه شهادت: 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شده است.
59. نام شهید: حميد عراقي / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.
60. نام شهید: پور كاوه علي / سن شهید: 19 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران
61. نام شهید: حسین الف / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: اصفهان
62. نام شهید: رضا فتاحی
63. نام شهید: پريسا كلي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل رشته ادبيات / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت: بلوار كشاورز، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به گردن به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.

64. نام شهید: مصطفي كيارستمي / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 تير / نحوه شهادت: مقابل دانشگاه تهران بر اثر اصابت باتوم به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: شركت در نمازجمعه
65. نام شهید: محمد کامرانی / سن شهید: 18 / تاریخ شهادت: 18 تير / محل شهادت: میدان ولیعصر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر جراحات وارد شده در بيمارستان مهر به شهادت رسيده است
66. نام شهید: حميد مداح شورچه / عنوان اجتماعی: فعال در ستاد مرکزی ميرحسين موسوی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: مشهد / نحوه شهادت: چند روز بعد از آزادی به دليل شدت جراحات وارده به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشکی قانونی علت شهادت وی را خونريزی مغزی اعلام کرده است.
67. نام شهید: مریم مهرآذین / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
68. نام شهید: ترانه موسوی / تاریخ شهادت: 7 تير / محل دستگیری: مسجد قبا، تهران / سایر توضیحات:پيكر وي در حالی که سوزانده شده بود در بیابان های بین کرج و قزوین پیدا شده است.
69. نام شهید: ایمان نمازی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: براثر حمله نيروهای یگان ويژه و مامورین امنیتی لباس شخصی به شهادت رسيده است.
70. نام شهید: محمد نيكزادي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل عمران / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: ميدان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در قطعه 257 به خاك سپرده شده است.
71. نام شهید: ايمان هاشمي / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به چشم به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
72. نام شهید: میلاد یزدان پناه / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.


بیانیه شماره 11 میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران

بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!
نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست. جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله  زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.
از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است. اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است. پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی. از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند. در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟ به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد. برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است. استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند. قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود. مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است. و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند. اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده. برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم. آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم. و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي  اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند  و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي  ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.
رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت  تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.
مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها  و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید. ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»  استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند. ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.
چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب  برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند. صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است. تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند.   آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است. وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم. از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است. گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند. جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد. ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم. ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند. نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است. راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی  نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم. همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود  داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1.     تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2.     اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3.     شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4.     رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7.    به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9.     تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی
 
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
 میرحسین موسوی

 



ما بی شماریم : طرحی از مهندس میرحسین موسوی

http://noandish.com:81/images/akhbar/big/mosavima22.jpg


نماینده های بی غیرت مجلس میدانند در کهریزک چه گذشت

 نقل از پیک نت : امروز صبح داشتم جلسه رای اعتماد به وزرا را که از تلویزیون به صورت زنده بخش می شد نگاه می کردم. نمایندگان داشتند آراء خود را به صندوق می انداختند. جز صدای همهمه و گاهی تذکرات لاریجانی چیزی به گوش نمی رسید.
 یک دفعه یک صدایی توجهم را جلب کرد: حاج اقا! حاج اقا! هیچ تقلبی صورت نگرفته. اگه بگید تقلب شده شما رو به کهریزک می بریم!
 بعد از چند دقیقه دوباره صدایی آمد که خطاب به رئیس مجلس گفت: آقای دکتر بچه ها زنگ زدند و گفتند صدا ها داره به صورت زنده از تلویزیون پخش میشه.
 بلافاصله پخش زنده متوقف شد و مجری تلویزیون آمد و گفت هر وقت آرا شمرده شد، شما رو مطلع خواهیم کرد!
 خیلی جا خوردم. یعنی همه شان می دانند در کهریزک چه گذشته و اینقدر بی غیرت اند؟


پایان کار مجلس کابینه علی خامنه ای به سرپرستی احمدی نژاد تائید شد

مایندگان مجلس هشتم پس از چند روز نطق و نشست و برخاست و رایزنی با یکدیگر و با هیات رئیسه مجلس، بالاخره به اکثر وزرای پیشنهادی دولت کودتا رای اعتماد داد. یعنی به 3 وزیر پیشنهادی رای نداد و به بقیه رای داد. فصل الخطاب بحث ها پیام علی خامنه ای بود که هیات رئیسه مجلس در جریان آن قرار گرفت و زیر گوش نمایندگان نیز آن را تکرار کرد تا بالا رودی ها و پائین رودی ها، بر سر تقسیم آب دعوا نکنند و با پائین کشیدن فتیله ها کابینه را تائید کنند تا کار دولت آغاز شود. یک روز بعد از پایان رای گیری، محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس رسما اعلام کرد که رهبر برای نمایندگان مجلس پیام فرستاده و گفته بود: "روی تجربه وزرای پیشنهادی زیاد بحث نکنند. اصل پاکدستی و ولایت پذیری باید باشد." >تا گربه دستش به گوشت و دنبه نرسیده، پاکدستی و یا آلوده دستی معلوم نیست. بنابراین، چند سال دیگر معلوم می شود این پاکدستان هم دستشان کج بوده یا نه. ضمنا، ضامن پاکدستی و کنترل ثروت صاحبان قدرت، در همه جای دنیا بستگی به میزان نظارت افکار عمومی بر عملکرد آنها دارد. این آگاهی نیز جز از طریق آزادی گردش اخبار ممکن نیست. در غیر اینصورت است که حتی در افغانستان فقیر هم، تا کسی دستش به دولت می رسد، غارتگر بیت المال از آب در می آید. تازه در همین مجلس هم کسی در باره ثروت و شغل قبلی وزرای پیشنهادی بحث نکرد تا معلوم شود امروز چی دارند و فردا که از کابینه می روند چه خواهند داشت. معیار دومی که رهبر گفته است آن را ملاک قرار دهند "ولایت پذیری" است. معنای ساده این ولایت پذیری، یعنی پیروی از آنچه من می گویم. و ایشان 20 سال است که به نرخ روز سیاست عوض کرده است. یعنی همان نکته ای که فرمانده کل سپاه پاسداران از قول آیت الله خوئینی نقل کرد. این که رهبر هر روز مملکت را به یک جائی می کشاند و باید فکری برای این کار کرد. بدین ترتیب، کودتائی که با هدایت و رهبری علی خامنه ای صورت گرفت، دولت و کابینه اش را مجلس تائید کرد تا توی دهن میلیون ها مردم ایران زده و به آنها نشان داده شود که آن که باید تصمیم بگیرد مردم نیستند بلکه ایشان است. نه کار دولت کودتا با تائید کابینه سامان می گیرد و نه بار کج مجلس هشتم به سر منزل خواهد رسید. خانه تکانی بزودی شروع خواهد شد. هم در جلسات دولت و هم در مجلسی که کابینه برای احمدی نژاد تائید کرد. کابینه ای که چهره ای آشکارا نظامی تر از 4 سال گذشته دارد و از جمله وزیر کشور آن، وزیر دفاع کابینه اول احمدی نژاد است و وزیرعلوم آن، از متهمین اصلی فاجعه انتخابات اخیر. یعنی "فرهاد دانشجو". بقیه نیز، کم و بیش دستشان در کودتا و فجایع پس از آن بند است. >با این حساب، دولتی که تشکیل شد و مجلس آن را تائید کرد، در عمل دولت بیت رهبری و دولت آرمانی و آرزوئی علی خامنه ایست و این همان نکته ایست که لازم است مردم آن را بدانند تا امثال فرمانده کل سپاه بعنوان اتهام اصلاح طلبان زندانی مطرح نکند که آنها می خواستند سرنوشت احمدی نژاد و رهبر را به هم پیوند بزنند. این پیوند آشکارتر از آنست که بتوان پنهانش کرد. حتی اگر چینش این کابینه با مشورت و نقش آفرینی مجتبی خامنه ای و مشورت احمد جنتی و حاج آقا سرلشگر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح نیز تشکیل شده باشد، حامی اصلی آن فرمانده کل قوا، یعنی علی خامنه ایست که می خواهد تا آخر خط کودتای 22 خرداد برود. از مجلسی که اکثریت نمایندگانش وابسته به سپاه و نهادهای امنیتی و واحدهای ترور خارج و داخل کشور باشد و "ولایت پذیر" جز این نباید انتظار می رفت. اگر غیر از این بود، حداقل یکبار یکی از اعضای این اکثریت دیگران را خطاب قرار داده و می گفت: حداقل در همین تهران و زیر گوش و چشمتان دیدید که 3 میلیون نفر علیه رئیس جمهور کودتاچی به خیابان ریختند. بارها مردم یورش آوردند که مجلس را محاصره کنند. خجالت هم چیز خوبی است. ناسلامتی شماها مدعی نمایندگی مردم هستید


لغو شب های قدر در آرامگاه آیت الله خمینی اگر کودتا تثبیت شده بود نیازی به لغو این مراسم نبود

برنامه سنتی شب های "احیا" در آرامگاه آیت الله خمینی، از بیم حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی و حضور وسیع مردم در آن، طی اطلاعیه ای که روز گذشته از صدا و سیما پخش شد، لغو شد!

این اطلاعیه را بنام متولیان آرامگاه آیت الله خمینی و برگزار کنندگان این مراسم سنتی- مذهبی منتشر کردند و معلوم نیست خانواده آیت الله خمینی و بویژه نوه آیت الله خمینی "حسن خمینی" درجریان این اطلاعیه بوده و یا از روی سر او و بدستور ستاد کودتا این اطلاعیه منتشر شده است.

انتشار همین اطلاعیه و جلوگیری از برپائی مراسم شب های "قدر" در آرامگاه آیت الله خمینی، خود باندازه یک راهپیمائی از میدان ونگ تا میدان آزادی اعتبار داشت. زیرا نشان داد که نه تنها مردم زیر بار کودتا نرفته اند، بلکه متولیان و مجریان و فرماندهان و طراحان کودتا نیز خود می دانند که علیرغم همه سرکوب ها و جنایاتی که انجام شده نتوانسته اند سوار کار شوند. چنان که از شب های عزاداری در آرامگاه آیت الله خمینی نیز وحشت دارند و هنوز این فرصت مردم برای اعلام حضور خود را کنترل نکرده، باید فکری برای روز قدس بکنند که کنترل آن دشوارتر از شب های قدر است. روز قدس را هم با یک ترفندی کنترل کنند، با بقیه روزها و ایام سوگواری چه می کنند؟ مگر همه آنها را نیز به همراه انتخابات در جمهوری اسلامی لغو کنند. همان چیزی که فرمانده کل سپاه نیز تلویحا خواهان آن شده است!

نزدیک به دو ماه و نیم از کودتا می گذرد، با همه دروغ و ریائی که در صدا و سیما گفته شده، ادعاهای دروغی که در نماز جمعه ها کرده اند، مژده ای که فرمانده کل سپاه بعنوان عبور از بحران و از سر گذشتن خطر بزرگ داده، سخنان پیروزمندانه آدم کش هائی که نماینده مجلس اند، دلخوشی رهبر نسبت به عبور "کشتی استوار نظام" از بحران، امیدی که به نتیجه دادگاه و پخش اعترافات داشتند و  خلاصه، همه آنچه که دراین مدت گفته و کرده اند، با لغو مراسم شب های قدر در آرامگاه آیت الله خمینی عملا اعتراف کردند که وحشت از حضور دوباره و میلیونی مردم در خیابان ها همچنان باقی است. بویژه که با افشاگری های هفته های اخیر و رسوائی جهان گیر شده کودتا و جنایات پس از آن، دیگر نمی توانند مانند گذشته فجایع کهریزک و سرکوب مغول وار مردم را در خیابان ها تکرار کنند و کار کنترل دشوارتر از گذشته شده است.



ادامه راه سبز باختصار>> ارس www.rahesabz.tk

شریعتی: آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.

گاندی : ابتدا شما را نادیده می گیرند، بعد به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند، آنگاه شما پیروز خواهید شد!



هر شب و هر لحظه، شب قدر سبزهاست! کل یومٌ عاشورا مال سبزهاست


۲۷ شهریور 1388 راهپیمایی به خیال خام خود شب قدر را از ما گرفتند. نمی‌دانند سرنوشت ما اینک در تمام روزها و شبهاست. آری، گیریم مراسم شب قدر حرم مطهر امام (ره) را با فشار ملغی کردید و در خیال خام خود قهقهه پیروزی سر می‌دهید. با روز قدس چه خواهید کرد؟ نکند آن را هم تعطیل اعلام می‌کنید؟ با آه مادری که از فرزندش خبری ندارد چه می‌کنید؟ با دل‌های شکسته، با خونهای ریخته چه می‌کنید؟

شما که از حضور ملت خود می ترسید، با یوم الله 22 بهمن، با عاشورا و تاسوعا و با حضور مردم چه خواهید کرد؟ شما که اینک تحمل شنیدن سخنان خاتمی و هاشمی را ندارید، تحمل شنیدن چه حرفی را دارید؟ آری، شما قافیه را باخته‌اید. همین نشان می‌دهد که شما منتخب ملت نیستد، منتصبید و منتصب از ملت و منتخبین واقعی در هراس است.

دروغگو ترسو است و ترسو از شب قدر هم می‌ترسد. ترسو خائن است و از ترس ملت به رای آن خیانت می‌کند.

اینک هر روز, روز سرنوشت ماست. هر لحظه سرنوشت ما را تعیین می‌کند. آن هنگام که با خودکار روی پول می‌نویسیم: رای ما کجاست، آن شب که الله اکبر سر می‌دهیم و آن‌گاه که مرگ بر دیکتاتور می‌نویسیم. آری حالا هر زمان شب قدر است. سرنوشت ما را دیگر لحظه‌ها تعیین می‌کنند و سران کودتا هیچ‌گاه نمی‌توانند لحظه‌های ما را هم از ما بگیرند.


Friday, September 4, 2009

حرم امام امسال مراسم احیاء ندارد!

پارلمان‌نیوز نوشت:فشارهای سیاسی وارده به بیت امام خمینی(ره) و حوادث بعد از انتخابات سرانجام موحب شد تا امسال برای اولین بار، مراسم شب‌های احیا در مرقد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران برگزار نشود.

 
هرساله و همزمان با شب‌های احیا در ماه مبارک رمضان حرم امام خمینی(ره) میزبان هزاران نفر از مردم تهران بودند که در سه شب با سخنان حجج اسلام علی اکبر ناطق نوری، سید محمد خاتمی و حسن روحانی مراسم این شب‌های پربرکت را برگزار می‌کردند، اما همانگونه که پیش‌بینی می‌شد به دلیل آنکه این سه سخنران مورد غضب رئیس دولت نهم و دهم و نیز حامیانش قرار دارند، این مراسم امسال برگزار نمی‌شود.

هرچند خبرهای اولیه حاکی از فشار برای لغو سخنرانی سیدمحمد خاتمی در این مراسم و نیز پر کردن ردیف‌های ابتدایی توسط برخی نیروها در صورت برگزاری این مراسم با سخنرانی خاتمی بود، اما امروز روابط عمومی آستان مقدس امام خمینی(ره) لغو کلیه مراسم‌ها را اعلام کرد.

در اين اطلاعيه آمده است:

بسمه تعالي

با آرزوي قبولي طاعات و عبادات مردم شريف ايران هم‌چنين با ادعيه خالصانه به درگاه حضرت احديت براي علو درجات امام خميني سلام‌الله عليه و فرزندان برومند و همسر مكرمه ايشان به اطلاع روزه‌داران و شهروندان مومن تهران مي‌رساند آستان مقدس امام خميني متاسفانه امسال به واسطه مشكلاتي كه حرم مطهر امام با آن روبروست از برگزاري مراسم روح‌بخش شب‌هاي احيا معذور مي‌باشد.
اميد است مومنين روزه‌داران در سحرهاي پرفيض ماه مبارك رمضان و شب‌هاي قدر با دعاي خويش روح مطهر امام و فرزندان محترم و همسر محترمه ايشان را غريق ادعيه خالصانه خويش بگردانند و دوام نظام مقدس جمهوري اسلامي را از خداي سبحان مسالت نمايند.
ان‌شاالله تعالي در سال‌هاي آتي چون گذشته پذيراي خيل مشتاقان و عاشقان حضرت روح‌الله باشيم.

روابط عمومي آستان مقدس امام خميني(س)



Thursday, September 3, 2009

عكس: مراسم سجده اراذل و اوباش بسيجی‌ هنگام خروج جنايتكار رذل علي خامنه اي از اندرونی

عكاسی  در بيت رهبری اين عكس را از مراسم سجده بسيجی‌ها هنگام خروج رهبر از اندرونی و ديدار با اين عده گرفته


بهانه های کودتا به اعتراف فرمانده سپاه

بنابر ادعای سرلشگر عزیز جعفری، انتخابات تبدیل به یک خطر شده است.

 چون می خواستند اختیارات رهبر را محدود و او را پاسخگو کنند، سپاه دست به کودتا زد!

انتشار بخش هائی از سخنرانی سرلشگر عزیز جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در جمع پیشكسوتان جنگ با عراق، روز گذشته توسط بسیاری از خبرگزاری های جهان، بعنوان مقابله رسمی و علنی با محمد خاتمی مخابره شد.

این سخنرانی را ابتدا خبرگزاری وابسته به ستاد کودتا، یعنی خبرگزاری فارس مخابره کرد و سپس توسط دیگر خبرگزاری ها و سایت های خبری داخل کشور نیز انتشار یافت. با آنکه عموما روی آن بخش از سخنان فرمانده کل سپاه تاکید شده که مربوط به ادعاهائی درباره محمد خاتمی است، اما این مسئله یکی از چند نکته مهم و شاید ضعیف ترین نکته ای باشد که عزیز جعفری در سخنرانی خود مطرح کرده است.

ما آن بخش از "جان کلام" عزیز جعفری را به نقل از خبرگزاری فارس خلاصه کرده و عینا منتشر می کنیم، اما قبل از آن به این نکات توجه همگان را جلب می کنیم:

1- این سخنرانی اعتراف صریح به کودتای 22 خرداد و دلیل و انگیزه آنست.

2- این سخنرانی که کپی برداری از مقالات حسین شریعتمداری در کیهان است، به معنای مخالفت گروه فرماندهان کودتاچی با انتخابات بعنوان یک نقطه ضعف و خطر برای ادامه سلطه نظامی ها بر کشور است.

3- این سخنرانی به برگ های بازجوئی زیر شکنجه فعالان سیاسی اشاره دارد که از پایان روز رای گیری، یعنی 22 خرداد و آغاز کودتا دستگیری آنها شروع شد. فرمانده سپاه در جریان جزئیات این اعتراف گیری ها قرار دارد و مستند به آنها سخنرانی کرده است.

4- فرمانده سپاه درحالی به اعترافات زیر شکنجه و زعم خود "بحث آزاد" در سلول انفرادی اشاره و استناد می کند که تقریبا هیچ مرجع مذهبی غیر وابسته به کودتای 22 خرداد اعتباری برای این اعترافات قائل نشده است. این سخنان سرلشگر عزیز جعفری یکبار دیگر با وضوح بیشتر نشان داد که فرماندهان نه تنها در برابر مراجع مذهبی صف کشیده اند، بلکه مقابله با آنها را آغاز کرده اند و می روند به آن سمت که بساط مرجعیت را درایران برچینند.

5- در این سخنان و سخنرانی به نکاتی بعنوان دلائل کودتا علیه نتیجه واقعی انتخابات 22 خرداد اشاره می شود، که اتفاقا نوعی واقع بینی و یا اعتراف به واقعیت است. این که رهبر را تبدیل به شاهنشاه آریامهر کرده اند، این که او پاسخگو به هیچکس نیست، این که باید اختیارات سلطنتی او را محدود و کنترل کرد، این که او سرنوشت خویش را به سرنوشت احمدی نژاد پیوند زده است. این که او بنابر حال و روز و موقعیت و خواست خویش مملکت را هر چند وقت یکبار به یک سمتی می کشد.

اینها نکاتی است که سرلشگر عزیز جعفری بعنوان اعترافات ابحطی و بعنوان اتهام محمد خاتمی و آیت الله خوئینی ها مطرح می کند. اما واقعیت اینست که چه خاتمی و یا خوئینی ها گفته باشند و چه آنها نگفته باشند، چه در دهان ابطحی گذاشته باشند که اعتراف کند و چه نگذاشته باشند و چه شنودی در کار بوده باشد و چه نباشد، درد کشور و جمهوری اسلامی اتفاقا همین است. یعنی انقلاب شد که این بساط جمع شود و اکنون علی خامنه ای و باند نظامی که اطراف او جمع شده اند این بساط را دوباره پهن کرده است.

ما نمی دانیم عزیز جعفری، با توجه به سن و سال و سابقه ای که در امور پشت پرده جمهوری اسلامی دارد تا چه حد در جریان مسائل و امور پشت پرده جمهوری اسلامی در سالهای دهه اول آنست. دورانی که امثال میرحسین موسوی  و خوئینی ها، همطراز خامنه ای مصدر امور مختلف بوده اند، او رقمی نبوده که درجریان مسائل حساس پشت پرده باشد. از جمله این که نظر آیت الله خمینی برای جانشینی خود، موسوی خوئینی ها بود و اگر نبود محاصره و فریب احمد خمینی برای شهادت دروغ، آن که جانشین آیت الله خمینی شده بود خوئینی ها بود و نه خامنه ای. این را حداقل هاشمی رفسنجانی با جزئیات خبر دارد. از جمله توصیه های دو دهه گذشته به موسوی خوئینی ها مبنی بر این که کمتر در صحنه ظاهر شود، بیم از ترور او به دلیل همین مسئله و اسناد و شواهدی است که دراین باره وجود دارد. فرمانده کل سپاه دانسته و یا ندانسته برای حل همین معضل به میدان کیش شده است. معضل بر ملا شدن بحث های واقعی پیرامون جانشینی آیت الله خمینی، که حتی در مجلس بازنگری قانون اساسی که خوئینی ها عضو برگزیده آقای خمینی در آن بود و همچنین مجلس خبرگان تعیین جانشین – پس از درگذشت آیت الله خمینی- به آن اشاراتی شد.

با سخنرانی مورد بحث فرمانده کل سپاه پاسداران، این احتمال به جا و به موقع پیش آمده است که چهره هائی نظیر میرحسین موسوی و کروبی و خاتمی و صانعی و یا هر مرجع دیگری با صراحت بگویند که دایره اختیارات سلطنتی رهبر باید محدود شود. این صراحت بیان، دیگر جائی برای اعتراف گیری و کشف توطئه باقی نمی گذارد. جلوگیری از احیای نظام سلطنتی نه تنها توطئه نیست، بلکه عین خدمت به مردم وانقلاب است.

اگر از هم اکنون با صراحت چنین مسئله ای طرح نشود، فرماندهان سپاه بزودی مجلس خبرگان را نیز منحل خواهند کرد و خود مستقیم تر سکان رهبری را بدست خواهند گرفت و ساختار حکومت های پاکستان و ترکیه در ایران شکل قطعی به خود خواهد گرفت.



Wednesday, September 2, 2009

از دلائل دستور تعطیل کهریزک تجاوزی نشد، فقط باتوم کهریزک استاندار نبوده

بسیاری از گمانه‌زنی‌ها، علت تعطیلی بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک به دستور مقام معظم رهبری را مرگ فرزند دکتر روح‌الامینی می‌دانند. اما گفته می شود موارد دیگری نیز در تعطیلی این بازداشتگاه دخیل بوده است.

"پارلمان نیوز" سایت خبری وابسته به فراکسیون اقلیت مجلس، از جملع علل دیگر تعطیلی این بازداشتگاه بلائی بوده که بر سر عکاس معروف و محرم به بیت رهبری آورده بودند. این عکاس برای یکی از مقامات عالی رتبه نظام آنچه بر وی در کهریزک گذشته بوده را شرح می دهد تا با همین جزئیات به اطلاع فرمانده کل قوا برسد. وی بعد از حدود دو هفته و بدنبال با اطلاع شدن اعضای دفتر آن مقام که رابطه چندین ساله با این عکاس خبری داشته جان به سلامت برده و از کهریزک بیرون می آید. پس از آزادی از کهریزک نزد این مقام عالیرتبه می رود. او از وی می خواهد که بنشیند و عکاس می گوید که قادر به نشستن نیست. آن مقام دلیل را می پرسد و عکاس نیز شرح می دهد که در کهریزک بارها با باتوم به وی تجاوز شده است. بعد از این دیدار دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک متعلق به نیروی انتظامی صادر می‌ شود. (البته با دستور رهبر و به این بهانه که این بازداشتگاه استاندار نبوده است. لابد باتومش استاندارد نبوده



Tuesday, September 1, 2009

محکومیت 6 دانشجوی زنجانی خوش اقبالی آنکه تجاوز کرد بد اقبالی آنها که مچ گرفتند!

شش دانشجوی دانشگاه زنجان به جرم افشای تجاوز معاون امور دانشجوئی دانشگاه زنجان به یکی از دختران دانشجوی این دانشگاه به یکسال تا یکسال و 4 ماه زندان محکوم شدند. این محکومیت، سرانجام پس از نزدیک به دو سال خرید فرصت و در گرماگرم سرکوب های امنیتی اخیر اعلام شد. معاون امور دانشجوئی که مچ او را در اتاق کارش، هنگام حمله به یکی از دختران دانشجو برای تجاوز به وی گرفته شد و فیلم آن روی شبکه یوتیوب قرار گرفت "حسن مددی" نام داشت. پس از رسوائی این ماجرا، دختر دانشجو را مجبور کردند صیغه وی شود و دانشجویانی که مچ مددی را در اتاق کارش گرفته بودند تحت پیگرد قرار گرفتند. مددی از زنجان به تهران منتقل شد و برای مدتی در وزارت کشور مشغول به کار شد و اخیرا نیز گفته می شود به وزارت علوم منتقل شده است. گویا سمت مدیرکلی و یا معاونت نیز به وی داده و یا قراراست بدهند!

 بهرام واحدی، سورنا هاشمی، آرش رایجی، پیام شکیبا و محمد حسن جنیدی، از جمله دانشجویان مچ گیری حسن مددی  به یک سال زندان و علیرضا فیروزی که فیلم را گرفته بود به یک سال و چهار ماه زندان محکوم شدند.

(اسلام از اینجا ضربه می خورد نه از علوم انسانی. و آن که به دختران بازداشتی تجاوز کرده و آنها را کشته، تعلیم یافته نظامی است که معاون دانشجوئی اشت حسن مددی است!)



در انفرادی 129 خرگوش هم خرس می شود! دکتر مهدی خزعلی

دو هفته ای از اقامت من در سلول انفرادی می گذرد. امروز بعد از ظهر باز هم چشم بند را بسته و عازم اتاق تمشیت( بازجویی) شدم. چشم بند را روی عینک بستم تا بیشتر جلوی پایم را ببینم. زندانبان معترض بود ، بناچار چشم بند را پایین تر آوردم تا خیالش راحت شود کسی را نمی بینم!

با دیدن حاج حسن خوشحال شدم. در تقسیم بندی بازجوها به خوب و بد، او از خوب ها بود. من او را خوش جنس می دانستم. می گفتند: گول نخور خوب و بد نقشی است که بازجوها بر عهده دارند. یکی نقش بازجوی بد و خشن و بی رحم رابازی می کند و دیگری بازجوی خوب و مهربان و دلرحم! 

اما من معتقد بودم حتی اگر نقش باشد، کارگردان در اعطای نقش مثبت و منفی باز به فیزیک وخصوصیات فردی افراد نظر دارد. اگر حاج حسن نقش بازجوی خوب را بازی می کند
قطعا در خصوصیات فردی او چیزی دیده اند که این نقش را به او سپرده اند.

پس از فضای باز سیاسی این جلسه بازجویی استفاده کرده و هرچه دل تنگم می خواست می گفتم . 

به حاج حسن گفتم: این طنز را شنیده ای؟

می گویند مسابقه ای بین سرویس های اطلاعاتی و امنیتی  برگزار شد، 4 خرگوش را در جنگلی انبوه رها کردند و 4 مامور امنیتی از سیا، موساد، ک گ ب و اطلاعات مامور شدند که هر کدام خرگوشی بیابند.  24 ساعت بعد مامور سیا با خرگوش خود آمد. 48 ساعت
بعد مامور ک گ ب  خرگوش خود را یافت. 72 ساعت بعد مامور موساد جنازه خرگوش خود را تحویل داد و از مامور اطلاعات خبری نشد! همه نگران بودند.

 یک هفته بعد او با خرسی عظیم الجثه آمد. گفتند: این دیگر چیست؟

گفت خرگوش است! اگر قبول ندارید از خودش بپرسید!

بناگاه خرس بالا و پایین پرید و فریاد زد: من خرگوشم! من خرگوشم!

داوران گفتند: خوب ما این خرس را بعنوان خرگوش می پذیریم چون آخر خودش گفته است!  ولی چرا یک هفته تاخیر داشتی؟

مامور اطلاعات پاسخ داد:

خوب یک هفته روی او کار می کردم تا راستش را بگوید!

در خاتمه به حاج حسن گفتم: اگر این سلول انفرادی 129 و امکانات خود را به من اجاره دهید، هر که را تحویل من نمایید، ظرف یک هفته به شما خرگوش تحویل می دهم!

20/4/1388  /سلول انفرادی 129  / مهدی خزعلی



مرا بشناس

من ایرانی هستم و برای اعتلای نام ایران هر کار پسندیده ای را که به حقوق مدنی و انسانی دیگران خدشه وارد نکند انجام می دهم و این وبلاگ تا زمان سقوط دیکتاتوری در ایران با منبع قرار دادن سایت های روشنفکران ایرانی در زمینه اطلاع رسانی به هم میهنان حق طلب فعالیت خواهد کرد.