هشدار امام راحل را دریابید که: «حواستان را جمع کنيد که نکند يک مرتبه متوجه شويد که انجمن حجتيه‌اي‌ها همه چيزتان را نابود کرده‌اند.------------گاندی : ابتدا شما را نادیده می گیرند، بعد به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند، آنگاه شما پیروز خواهید شد!

Wednesday, July 15, 2009

سبز پوشان آماده استقبال از احمدی نژاد در مشهد شدند

وبلاگ «موج آزادی» از بسیج نیروهای سبزپوش مشهدی بر علیه حضور احمدی‌نژاد در مشهد که در روزهای پایانی این هفته صورت خواهد گرفت خبر داد.
محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور دولت کودتا، در اولین سفرش پس از کودتای ۲۲ خرداد به مشهد سفر خواهد کرد. بر اساس اخبار موثق دریافتی مهم‌ترین انگیزه وی از این سفر، عدم حضور در نمازجمعه این هفته است که به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار خواهد شد. در این برهه حساس، شهروندان هوشیار و آگاه مشهدی باید با حضور سبز خود در صحنه مخالفت خود با حضور احمدی‌نژاد در مشهد را از همان بدو ورود وی به این شهر مقدس علنی کنند. پیشنهاد مشخص موج آزادی به طور مشخص این است که مشهدی‌های عزیز با سربند‌ها و پوشش سبز در فرودگاه هاشمی‌نژاد مشهد حاضر شوند و با سر دادن شعار دولت کودتا رو/ نمی‌خوایم نمی‌خوایم و نیز تکرار شعار رئیس‌جمهور ما‌‌/ موسویه نه محمود و نیز شعارهایی از قبیل یا حسین میرحسین و برادر شهیدم رایتو پس می‌گیرم، مانع ورود احمدی‌نژاد به شهر مشهد شوند و داغ این سفر را به دل او بگذارند.
همچنین پیشنهاد می‌شود همه شهروندان عزیز مشهدی در اولین ساعات ورود احمدی‌نژاد به مشهد با ماشین‌های خود به منطقه فرودگاه بیایند و با ایجاد ترافیک سنگین ورود این رئیس‌جمهور غیرقانونی را با مشکل مواجه کنند. در صورتی‌که احمدی‌نژاد موفق به حضور در محل سخنرانی‌اش که به احتمال قوی در حرم امام رضا (ع) خواهد بود، شد باز هم شهروندان سبزاندیش مشهدی باید با حمل پلاکاردهای سبز و پوشش سبزرنگ خود در این مراسم حاضر شوند و ادامه سخنان او را با مشکل مواجه کنند.
حتی اگر همه این اتفاقات افتاد و احمدی‌نژاد موفق شد این سفر را پشت سر بگذارد، همه باید بدانیم که بلند بودن صدای اعتراض اولین قدم این جنبش سبز است. ما باید این صدا را به گوش رئیس دولت کودتا برسانیم و از همین ابتدا سفرهای استانی وی را با بحرا‌ن‌های جدی مواجه کنیم. به یاد داشته باشید که رسانه شمایید و بسیج نیروهای سبز تنها با همت و اطلاع‌رسانی شما صورت خواهد گرفت.
سایت «موج سبز آزادی» نیز از تمامی شهروندان مشهدی دعوت می‌کند در این اعتراض سبز حضور به هم رسانند و صدای خود را به گوش رئیس‌جمهور دولت کودتا برسانند.



شکایت را ببریم به دادگاه لاهه در یک سردخانه میوه از کشته، پشته ساخته اند!

یکماه پس از کودتای خونین 22 خرداد علیه میرحسین موسوی و نتیجه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، اکنون لیست قربانیان بی دفاع و معترض در حال تکمیل است. گزارشی که یکی از جراحان بیمارستان امام خمینی دوشنبه شب در اختیار "پیک نت" قرار داد، آن لیست 50 تا 60 قربانی را کامل کرد که عکس های قربانیان در یک آلبوم در برابر خانواده سهراب اعرابی گذاشته شد تا گم شده خود را در میان قربانیان شناسائی کنند. تلاش برای تحویل دادن اجساد قربانیان به این شرط که ورقه ای را امضاء کنند که بموجب آن، قربانی بسیجی بوده(!) بسرعت در ایران افشاء شد. همچنان که انتقال اجساد قربانیان به پزشکی قانونی شهرهای اطراف تهران افشاء شد. "امام زمان نامه" فرمانده نظامی همآهنگ کننده عملیات کودتا "سرلشگر فیروزآبادی" به پشیزی در جامعه گرفته نشد. نامه ای که بموجب آن حتی به امام زمان هم دروغ گفتند!
در ادامه پیگیری شمار قربانیان کودتا، روز گذشته سایت "نوروز" نیز با جسارت نوشت:
پیکر پاک صدها شهید اعتراضات مردمی یک ماه اخیر در سردخانه ای در جنوب غربی تهران نگهداری می شود. در حالی که بسیاری از خانواده های زندانیان در بند همچنان نگران عزیزانشان از این نهاد به آن سازمان و از این زندان به آن دادگاه سرگردان و حیران بازی داده می شوند و هیچ مقام مسئول و غیر مسئولی در کشور حاضر به پاسخگویی به این خانواده های نگران نیست. برخی از خانواده ها را به محل نامعلومی دعوت می‌کنند و بعد از توجیه و تهدید آنها به آسیب دیدن دیگر اعضای خانواده و همچنین گرفتن تعهد مبنی بر عدم اطلاع رسانی در مورد مرگ فرزندانشان و امضاء اوراقی با این مضمون که تائید می کنیم فرزندمان بر اثر تصادف و یا دیگر حوادث طبیعی جان سپرده جنازه های آنها را تحویل خانواده های داغدار می دهند. به گزارش خبرنگار نوروز به نقل از یکی از این خانواده ها که نخواست نامش فاش شود، وی را به سردخانه ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری میوه و محصولات لبنی بوده است برده اند و آلبومی در اختیارش گذاشته اند که تصویر صدها کشته در آن بوده است تا جنازه فرزندش را از بین آنها شناسایی کند. به گفته وی دیدن تصاویر کشته شدگان نزدیک به نیم ساعت به طول انجامید. وی افزود در زمان خروج از این سردخانه پیکر صدها شهید را دیده است که در آنجا روی هم گذاشته شده بودند. این مادر داغدار می گوید با آنکه جنازه فرزندم را پیدا نکردم اما با دیدن آنهمه جنازه که رو هم دپو شده بود از هوش رفتم و وقتی به هوش آمدم که در بیرون سرخانه و در ماشین بودم.



مهدی خزعلی در واکنش به اعلام برائت پدرش:پدرم گفت از ناحیه امام زمان (عج) پیامی برایم آمده که از احمدی نژاد دفاع کنم!

مهدی خزعلی در واکنش به اعلام برائت پدرش از او و اعلام این نکته از سوی آیت الهل خزعلی که "من دذیگر با پسرم حرف نمی زنم"، در توضیحاتی در سایت شخصی خود نوشته است:
مبارزه با دروغ ، فریب و ریا مرزهای خانواده ها را نیز در نور دیده است، فریبکاران با شعار دین و دین فروشی علمای ما را می فریبند، مدتهاست آقایان حسین شریعتمداری و حسن شایانفر به پدراصرار می کنند که از فرزندش برائت بجوید ، و آقای مصباح یزدی گفته بودند قدری صبر کنید شاید برگردد! اخیرا حسین شریعتمداری با صدها صفحه از مقالات سایت و کامنت ها به نزد پدر رفته و سعایت می کند و از معظم له می خواهد که اعلام برائت خود را در رسانه ها اعلام کنند.
من ضمن ادای احترام به پیشگاه پدر و عرض دست بوسی که فرمان الهی است موارد ذیل را به استحضار ملت شریف می رسانم:
متأسفانه دفاع معظم له از احمدی نژاد به واسطه دروغ ، فریب و نیرنگ مقدس ماب هایی است که از امام زمان (عج) و زهرای مرضیه (س) خرج می کنند.بخاطر دارم شبی الهام و همسرش مهمان حضرت آیت الله بودند، فردای آنروز معظم له مرا احضار فرمودند و گفتند : "می خواهم با تو اتمام حجت کنم ، فاطمه زهرا (س) به خواب یکی از اولیاء آمده و فرموده که پسرم (رهبری) و احمدی نژاد را حمایت کنید" و معظم له فرمودند :
آیا با دستور فاطمه زهرا (س) مخالفت می کنی؟ من پاسخ دادم: "پدر جان ، فاطمه (س) ، برای من زیاد است اگر فضه کنیز زهرا (س) یا قنبر غلام علی (ع) پیامی بیاورد به روی چشم می گذارم و اطاعت می کنم."اینهاشیادند و دروغ می گویند.
من با اطمینان می گویم ، مسیر ما در این 4سال مسیر فاطمه و علی علیهما السلام نبوده و باید به مسیر سبز علوی (ع) باز گردیم.و باز اخیرا فرمودند: " از ناحیه مقدس حضرت حجه ابن الحسن المهدی (عج) پیامی برای من آورده اند که مکلف هستم از احمدی نژاد دفاع کنم! ، باز عرض کردم اینها از آن ناحیه مقدس نیست، اینها زاییده هاله نور است و شیادی است.در خاتمه من شهادت می دهم که پدر بزرگوارم از اولیاء و از زهاد است، او پاک است و عاشق و دلباخته اهل بیت علیهم السلام، او همه را مثل دل خود صاف و پاک و بی ریا می بیند و متاسفانه فریبکاران، آن بزرگ را نیز می فریبند. و دیر نباشد که نقاب از چهره پلید این دروغگویان برداشته شود و معظم له به صف امت اسلامی بپیوندند.امروز معظم له جز کیهان ، رسالت و پرتو نمی خوانند، امواج میلیونی ملت را نمی بینند و نمی خواهند ببینند. ایشان فقط دروغ رسانه های وابسته به دولت را می شنوند و بدیهی است که چنین قضاوت کنند.
 راه راست کدام است، آیا امام نفرمودند میزان رأی ملت است؟
راه راست راه اهل بیت عصمت است که هیچکدام به زور شمشیر حکومت نکردند، و تا مردم نخواستند تشکیل حکومت ندادند!...به معظم له دروغ احمدی نژاد را ثابت می کنم. می فرمایند "خوب یک دروغ گفته است اما به اسلام عزت بخشیده است !!"به ایشان فساد مالی اورا عرض می کنم ، می فرمایند " اگر نبود حاکم عادل باید از حاکم فاسق حمایت کرد تا نظام اسلامی حفظ شود !!"به معظم له عرض می کنم: اگر یک روز مردم ما را نخواهند باید چه کنند؟ می فرمایند : " همان کاری که ما کردیم ، انقلاب !!" و عرض می کنم " پس فرق ما با شاه چیست؟
.می فرمایند: " اگر پدر راضی نباشد روزه مستحبی حرام است" می گویم" بلی اما جهاد واجب را می شود به امر پدر ترک کرد؟" مسئله رفع ظلم و استبداد است و بر همگان واجب و اذن پدر شرط نیست.در خاتمه از صمیم قلب دعا میکنم که این پیر فرزانه ی عابد به صفوف ملت بپیوندند و از همه کسانی که می توانند حقایق را به گوش معظم له برساند ، عاجزانه تقاضا دارم از هیچ تلاشی مضایقه نفرمایند. والسلام علی من اتبع الهدی دکتر مهدی خزعلی28/3/88
 



محمدمهدی زاهدی وزیری که ‌‌ادعای نابغه ریاضی قرن را دارد

محمدمهدی زاهدی ادعا کرد که از سوی کمبریج به عنوان «نابغه ریاضی قرن» معرفی شده است.

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یکی از کلیدی‌ترین وزارتخانه‌ها است؛ از یک‌سو نبض آموزش و تحقیقات و پیشرفت علمی کشور را در دست دارد و از سوی دیگر با توجه به فعالیت‌های سیاسی دانشجویان، یکی از سیاسی‌ترین وزارتخانه‌هاست؛ آن‌قدر که حتی در دولت خاتمی نیز با چالش‌هایی برای مدیریت‌کردن فعالیت‌های سیاسی دانشجویان روبه‌رو بود. اما وزارت علوم در دولت اول محمود احمدی‌نژاد هم به‌لحاظ انتظارهای علمی و هم از‌نظر انتظارهای سیاسی متفاوت بود. محمد مهدی زاهدی، وزیر 55ساله دولت نهم، از کرمان آمده است.

این ویژگی او، روزهایی را به یاد می‌آورد که محمدرضا باهنر در مجلس هفتم در تکاپوی تأمین رأی برای وزیران دولت احمدی‌نژاد بود؛ تکاپویی که سرانجام چهارتن را از جرگه گیرندگان رای اعتماد بیرون کرد. او لیسانس ریاضی‌اش را سال 58 از دانشگاه‎‎اصفهان، فوق‌لیسانس ریاضی را در سال 65 از دانشگاه تربیت مدرس و دکترایش را در سال 69 در همین رشته از دانشگاه شهید باهنر کرمان گرفته است.

زاهدی تا پیش از آن‌که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را به عهده بگیرد، تجربه‌ای جز ریاست آموزش و پرورش شهرستان شهر بابک از سال 61 تا 62، عضویت در اولین و دومین دوره شورای اسلامی شهر کرمان از سال 78 تا 84 نداشت و علاوه بر این‌ها مهم‌ترین عنوان‌های علمی که در معرفی او به مجلس شورای اسلامی ارائه شد، سابقه استادی در دانشگاه شهید باهنر کرمان و استاد نمونه دانشگاه‌‏های کشور در سال 75 ذکر شده است.

در معرفی زاهدی به مجلس برای کسب رأی اعتماد، از او به عنوان مرد علمی سال 1997-1998 به انتخاب «مرکز بین‌المللی کمبریج» و یکی از برترین ریاضی‌دانان جهان به انتخاب «انجمن ریاضی آمریکا» در سال‌‏های 1998 تا 2002 یاد شد. در همان جلسه کسب رأی اعتماد، وقتی محمدمهدی زاهدی ادعا کرد که از سوی کمبریج به عنوان «نابغه ریاضی قرن» معرفی شده است، عماد افروغ نماینده اصولگرای مجلس هفتم این سابقه علمی را زیر سؤال برد.

این‌طور که از جست‌وجوهای اینترنتی بر می‌آمد، مرکز بین‌المللی کمبریج هیچ ربطی به دانشگاه معروف کمبریج نداشت و صرفاً در قبال دریافت مبلغ 195 دلار، هرکس را به عنوان مرد سال علمی جهان معرفی می‌کند و حتی در صورتی که بخواهد نام او روی یک پلاک نقره‌ای هم حک شود، 360 دلار می‌گیرد.

به این ترتیب ادعا شد این عنوان پرطمطراق وزیر علوم، چندان اعتباری ندارد. ده سال قبل، وزارت علوم و آموزش عالی ایران که اینک زاهدی وزیر آن است، در اطلاعیه‌ای مؤسسه مذکور را فاقد اعتبار اعلام کرده بود. با این اوصاف، محمدمهدی زاهدی که با ۱۴۴ رأی موافق، ۱۰۱ رأی مخالف و ۳۵ رأی ممتنع، ضعیف‌ترین رأی را در میان کسانی که به کابینه راه یافتند، آورد. رای اعتماد ناپلئونی زاهدی، چندبار با مطرح‌شدن امکان استیضاح او به لرزه افتاد. آخرین‌بار در اسفندماه گذشته بود که به همت هیأت‌رئیسه مجلس هشتم این درخواست 40 نماینده، باز پس گرفته شد و هم زاهدی روی صندلی‌اش ماند و هم دولت احمدی‌نژاد در واپسین هفته‌ها از اکثریت نیفتاد تا ناچار باشد برای اولین بار، یک دولت در میانه راه با مشکل روبه‌رو شود.

جز عنوان نابغه ریاضی قرن، آقای وزیر حاشیه‌های دیگری هم داشت. از جمله در همان روزهای نخست از دانشجویان خواست مشکلات‌شان را به نشانی ای‌میل او بفرستند. خب خیلی هم عالی. ولی مشکل این بود که نشانی ای‌میل زاهدی به‌جای آنکه روی سایت وزارتخانه باشد، روی سایت یاهو بود!

محمدمهدی زاهدی در سفری به فرانسه در جریان بازدید از انستیتو مطالعات عالی این کشور خود را به عنوان یک استاد بزرگ ریاضی معرفی کرده، اما مدیر انستیتو این سمت را برای او مناسب ندانست؛ طوری که وقتی از او درباره جایزه بین‌المللی فیلدز که در میان ریاضی‌دانان در حد نوبل شناخته می‌شود سؤال شد، او سردرگم پرسید: جایزه فیلدز دیگر چیست؟!

او همچنین هنگام بازدید از همین مؤسسه از حضور دانشجویی ایرانی به نام صمدی در آن دانشگاه ابراز خشنودی کرد؛ در حالی که مدیر فرانسوی انستیتو از وجود چنین دانشجویی بی‌خبر بود.

بعداً وقتی وزیر علوم احمدی‌نژاد برای اثبات نظرش گفت که روی تابلوی اعلانات نام این دانشجو را دیده است، معلوم شد که او کلمه فرانسوی Samedi به معنای روز شنبه را با نام یک دانشجوی ایرانی اشتباه گرفته است!

آقای وزیر در بازگشت از سفر حج که همراه با احمدی‌نژاد به آن مشرف شده بود، در یک جلسه رسمی در تمجید از سیاست خارجی موفق دولت نهم، خبر داد که با چشمان خودش دیده است پادشاه عربستان به احترام احمدی‌نژاد دست از عقایدش برداشته و بُرد یمانی را بوسیده است! بوسیدن برد یمانی به باور اهل‌سنت حرام است، اما شیعیان آن را می‌بوسند و مأموران حرم معمولاً از این رفتار جلوگیری می‌کنند.

البته بعد از جلسه معلوم شد منظور زاهدی از بُرد یمانی، همان رُکن یمانی بوده است که اهل‌تسنن هم آن را می‌بوسند. دکتر محمدمهدی زاهدی در آخرین اظهارنظر خود در سومین گردهمایی دانشجویان فعال ایرانی در خارج از کشور، به سکه رایج و محبوب «انقلاب مخملی» تمسک جست و از دانشجویان علوم انسانی که در خارج از کشور روی پایان‌نامه‌هایی با موضوع مسائل ایران کار می‌کنند، خواست از «دادن اطلاعات کشور به بیگانگان» خودداری کنند.

فراگیری کنکور در کشور که هر ساله دست‌کم زندگی 5میلیون نفر را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، باعث شد در رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته، به یکی از موضوعات موردتوجه نامزدهای انتخاباتی تبدیل شود. از جمله محمود احمدی‌نژاد در نطق‌ها و برنامه‌های انتخاباتی‌اش گفت که مخالف شیوه فعلی انتخاب دانشجویان برای دوره کارشناسی است و با موافقان «حذف کنکور» همراه است. دولت نهم از ابتدا تأکید کرد که بنا دارد «مسئله کنکور» را حل کند.

با وجود حمایت‌های لفظی مقام‌های دولتی ذی‌ربط از طرح حذف کنکور، تأخیر شش‌ماهه رئیس‌جمهور در ابلاغ این قانون می‌توانست نشان از بی‌میلی عملی دولت نهم نسبت به تغییر روند انتخاب دانشجو برای دانشگاه‌های دولتی داشته باشد. اکنون نیز با گذشت بیش از دوسال از زمان تصویب این طرح در مجلس و ابلاغ رئیس‌جمهور، مقام‌های عالی مرتبط با این طرح و به‌خصوص وزیر علوم از زیر بار اجرای این طرح شانه خالی می‌کند.

در حالی که طبق قانون، دو سال بیشتر به ضرب‌الاجل «حذف کنکور» باقی نمانده، اما دانش‌آموزانی که قرار است سه سال دیگر از مقطع دبیرستان فارغ‌التحصیل شوند و اغلب تمایل دارند بلافاصله روی صندلی دانشجویی بنشینند، همچنان بلاتکلیفند که آیا معدل آنان در دوره دبیرستان ملاک پذیرش‌شان خواهد بود یا همچنان باید به روال سال‌های گذشته در آزمونی چندساعته، سرنوشت تحصیلی خود را رقم بزنند.
ستاره‌های دردسرساز روی پرونده دانشجویان
یکی از اولین انتقادهای عمده به دولت اول احمدی‌نژاد، ماجرای ستاره‌دارشدن دانشجویان بود؛ ستاره‌هایی که حق ورود به مقطع کارشناسی‌ارشد را از دانشجویان معترض فعال در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی می‌گرفت. وزیر علوم، پس از انکارهای پی‌درپی درباره این ستاره‌ها، سرانجام اذعان کرد که برخی دانشجویان مورد تنبیه قرار گرفته‌اند و تصمیم در مورد دانشجویان ستاره‌دار از سوی شورای انقلاب فرهنگی و وزارت اطلاعات گرفته می‌شود.

به گفته او، دانشجویانی که در کنار اسمشان یک ستاره دارند، مشکلات انضباطی دارند یا در پرونده آن‌ها تخلفی گزارش شده که باید مراقب باشند تکرار نشود تا با مشکلی روبه‌رو نشوند. وزیر علوم به جای ارائه توضیحی درباره انکارهای قبلی‌اش، به سیاق رئیس دولت نهم و دیگر وزیران او، تقصیر را به گردن رسانه‌ها انداخت و پوشش خبری آنان در این باره را اغراق‌آمیز توصیف کرده و تأکید کرده که هیچ «دانشجوی ستاره‌دار»ی از ثبت‌نام منع نشده است.

موضوع دانشجویان ستاره‌دار به یکی از مواردی تبدیل شد که مهدی کروبی و میرحسین موسوی در برنامه‌های انتخاباتی‌شان در تلویزیون به رخ محمود احمدی‌نژاد کشیدند. البته او به‌کلی منکر این ستاره‌ها شد و حتی تقصیر را به گردن وزارت علوم دولت‌های قبلی انداخت و مدعی شد که دولت او، در واقع این طرح را از دستور کار کنار گذاشته چون «اهانت به دانشجویان بوده است».

استادان؛ در صف بازنشستگی
وزیر علوم دولت نهم از ابتدای دوره وزارتش شروع کرد به عوض‌کردن رؤسای دانشگاه‌ها و سپس مرخص‌کردن استادان دانشگاه به اسم بازنشستگی. بازنشستگی استادان کهنه‌کاری که به هر دانشکده و دانشگاه اعتبار می‌دهند، از یک سو طبق قوانین و از سوی دیگر با تردید دانشجویان و کارشناسان آموزشی درباره درستی محروم‌کردن دانشگاه‌ها از توان و تجربه علمی و آموزشی آنان انجام شد؛ که آخرین نمونه آن، بازنشسته‌شدن اجباری دکتر مهدی گلشنی بود که صدای اهل علم را هم بین چهره‌های نزدیک به اصولگرایان و هم بین چهره‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان برانگیخت.

موضوع بازنشستگی استادان از نخستین تابستانی که زاهدی بر صندلی وزیر علوم نشسته بود، آغاز شد. اولین بازنشستگی‌ها در دانشکده حقوق دانشگاه تهران اعمال شد، سپس به دانشکده ادبیات این دانشگاه هم رسید و بعدها دامنه‌اش تا دانشگاه علامه طباطبایی و سپس دیگر دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور رسید.

این موج، با خبر بازنشستگی حسین بشیریه، استاد صاحبنام حوزه جامعه‌شناسی سیاسی و دکتر میرجلال‌الدین کزازی، فضای آکادمیک ایران را تحت‌تأثیر قرار داد. پیش از آن‌ها دکتر رضا رئیس‌طوسی استاد اقتصاد سیاسی نفت و دکتر احمد ساعی، استاد مسائل جهان سوم مشمول حکم بازنشستگی شده بودند.

هرچند این بازنشستگی‌ها مطابق با آیین‌نامه استخدام اعضای هیات‌علمی هر دانشگاه انجام می‌شد اما همین آیین‌نامه توضیح می‌دهد که اگر درجه علمی مشمولان، «استاد تمام» باشد، لازم است نظر گروه علمی درباره ادامه تدریس آن‌ها مد نظر قرار می‌گیرد. آنچه موضوع بازنشستگی استادان را جنجالی‌تر کرد، رویه تبعیض‌آمیز در اعمال آن بود؛ طوری که این بازنشستگی‌ها دامن استادانی را گرفت که از نظر فکری و مشی سیاسی با دولت نهم همراه نبودند.

با نزدیک‌شدن مراسم تنفیذ و تحلیف محمود احمدی‌نژاد برای دومین دوره، گمانه‌زنی‌ها درباره گزینه‌های او برای وزارتخانه‌های دولت دهم بالا گرفته است. باید دید احمدی‌نژاد زاهدی را در کدام دسته از وزیرانش قرار می‌دهد؛ آنان که باید کلید اتاق‌شان را تحویل دهند یا آنان که برای چهارسال بیشتر برای همراهی احمدی‌نژاد لایق شمرده می‌شوند.

شاید دکتر زاهدی امیدوار باشد که همراهی‌اش در ماجرای مدرک دکترای جعلی علی کردان و همچنین فراهم‌کردن فضای دانشگاه‌ها برای جولان تبلیغاتی اردوگاه احمدی‌نژاد و بستن همین فضا برای دیگر نامزدهای منتقد دولت نهم، این دوره نیز بتواند سکان این وزارتخانه را با وجود همه انتقادها در دست نگه دارد.



Tuesday, July 14, 2009

اجساد صدها جانباخته به گروگان گرفته شده است

نوروز  : پیکر پاک صدها شهید اعتراضات مردمی یک ماه اخیر در سردخانه ای در جنوب غربی تهران نگهداری می شود.
در حالی که بسیاری از خانواده های زندانیان در بند همچنان نگران عزیزانشان از این نهاد به آن سازمان و از این زندان به آن دادگاه سرگردان و حیران بازی داده می شوند و هیچ مقام مسئول و غیر مسئولی در کشور حاضر به پاسخگویی به این خانواده های نگران نیست، برخی از خانواده ها را به محل نامعلومی دعوت می کنند و بعد از توجیه و تهدید آنها به آسیب دیدن دیگر اعضای خانواده و همچنین گرفتن تعهد مبنی بر عدم اطلاع رسانی در مورد مرگ فرزندانشان و امضاء اوراقی با اینمضمون که تائید می کنند عزیزانشان بر اثر تصادف و یا دیگر حوادث طبیعی جان سپرده اند جنازه های آنها را تحویل خانواده های داغدار می دهند.
به گزارش خبرنگار نوروز به نقل از یکی از این خانواده ها که نخواست نامش فاش شود، وی را به سردخانه ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری میوه و محصولات لبنی بوده است برده اند و آلبومی در اختیارش گذاشته اند که تصویر صدها کشته در آن بوده است تا جنازه فرزندش را از بین آنها پیدا کند. به گفته وی دیدن تصاویر کشته سدها نزدیک به نیم ساعت به طول انجامیده است.
وی افزود در زمان خروج از این سردخانه پیکر صدها شهید را دیده است که در آنجا روی هم گذاشته شده بودند. این مادر داغدار می گوید با آنکه جنازه فرزندم را پیدا نکردم اما با دیدن آنهمه جنازه که رو هم دپو شده بود از هوش رفته ام و وقتی به هوش آمدم که در بیرون سرخانه و در ماشین بوده ام.
همه اینها در حالیست که تمامی مقامات نظامی کشور در هفته های اخیر استفاده از سلاح گرم را در درگیری های تهران رد کرده اند و مشخص نیست این همه شهید و کشته که هر روز تنها نام برخی از آنها منتشر می شود به چه صورت کشته و شهید شده اند.



کردان:با استخاره آقای بهجت وزارت را قبول‌کردم!و کامنتها

یکی اینکه نظر حضرت آقا باید با رضایت کامل گرفته بشود، نه اینکه یک جوری برنامه ریزی بشود که آقا بگویند باشه.یکی هم من باید استخاره کنم. ایشان اولی را گفتند که حتماً من این کار را می کنم؛ دومی کمی سختشان بود. حضرت آقای بهجت مشهد بودند و من زنگ زدم ایشان استخاره بگیرند. من که نگفتم برای چه منتها ایشان استخاره گرفتند فرمودند برای کشور خوب است
سایت نظام آباد که رسانه های افراطی حامی دکتراحمدی‌نژاد محسوب می شود در مصاحبه ای چندین قسمتی با عوضعلی کردان وزیر کشور استیضاح شده دولت نهم به انعکاس نظرات وی پرداخته است در بخشی ار آن آمده است:
کردان:ابتدای کار جناب آقای احمدی نژاد، در دو جلسه با من صحبت کرد، که شما برای وزارت کشور بیایید.
من جلسه اول تلاش کردم که نپذیرم، جلسه هم شاید 2-3 ساعتی طول کشید اشخاص زیادی را هم من به ایشان معرفی کردم که فلانی هست، فلانی هست، استدلال من هم استدلال درستی بود، من به ایشان عرض کردم شما به هر حال اصرار کردید که من به نفت بروم. من الان به شریان نفت مسلط شده ام، به منابع انسانی اش، به تولیدش، به فروش و به خریدش مسلط شده ام. و الان یک نفتی درست حسابی شدم. حالا باید محصولاتم یکی پس از دیگری دربیاید ضمن این که 3-4 پروژه بزرگ دارم که دلم می خواهد این پروژه ها را عملیاتی بکنم. خودم بشوم مجری طرح که هر کدام از این پروژه ها، کمک می کند به ساختن تمدن اسلامیمان. ایشان فرمودند خیر.
مثلاً یکی از پروژه هایی که به ایشان عرض کردم پروژه ارتباط شمال به جنوب بود.الان در دریای خزر همه دارند نفت و گاز برداشت می کنند اما ما نمی کنیم.
هم می تواند منطقه سوآپ بزرگ روسیه به کشورهای دیگردنیا باشد برای انتقال آن به ایران و خلیج فارس.
یا یک پروژه در جنوب که آن هم پروژه بزرگ و تمدن سازی بود.
به ایشان عرض کردم الان به نظرم مصلحت شما، نظام، دولت و من نیست که من بروم وزارت کشور که زیر بار نرفتند و جلسه را تجدید کردیم.
در جلسه بعدی من دیگر مخالفتی نکردم، اما 2 نکته مطرح کردم. یکی اینکه نظر حضرت آقا باید با رضایت کامل گرفته بشود، نه اینکه یک جوری برنامه ریزی بشود که آقا بگویند باشه.
یکی هم من باید استخاره کنم. ایشان اولی را گفتند که حتماً من این کار را می کنم؛ دومی کمی سختشان بود. حضرت آقای بهجت مشهد بودند و من زنگ زدم ایشان استخاره بگیرند. من که نگفتم برای چه منتها ایشان استخاره گرفتند فرمودند برای کشور خوب است.
بعد هم آقای دکتر احمدی نژاد به من گفتند شما بروید با آقای لاریجانی صحبت کنید که ایشان اول با آقا مطرح کنند، چرا چون فردایش آقای لاریجانی قرار بود بروند خدمت آقا و آقای احمدی نژاد بعدتر وقت داشتند،بروند خدمت آقا ، فاصله وجود داشت.
من گفتم من این کار را نمی کنم. گفتند چرا؟ گفتم این کار را یک کسی می کند که خودش تمایل زیادی داشته باشد که بخواهد وزیر بشود من که علاقه زیادی به وزارت کشور ندارم.و از سر تکلیف دارم می آیم، در نتیجه من نمی روم به آقای لاریجانی بگویم که شما بروید با آقا صحبت کنید. تقریباً یک 10 دقیقه ای بین من و آقای احمدی نژاد گفت و گوی فقط این بود که ایشان گفت خوب پیام من رو که می بری .گفتم بله، ولی به رسم امانت به شما می گویم که برایشان خواهم گفت این فقط پیام آقای احمدی نژاد است و خواسته ی من این نیست.
من هم با آقای لاریجانی قرار داشتم، رفتم آن جا به آقای لاریجانی گفتم آقای احمدی نژاد یک چنین پیغامی داده اند.، آقای لاریجانی گفتند: من پیگیری می کنم و ...
شب هم آقای احمدی نژاد و آقای لاریجانی با هم صحبت داشتند. آنجا آقای احمدی نژاد خودش به آقای لاریجانی گفته بود و ایشان هم گفته بود؛ چشم.
آقای لاریجانی رفت خدمت حضرت آقا، چیزی که بعد خودش برای من نقل کرد، ایشان از پیش آقا برگشت و فوری با من تماس گرفت که یک مسئله ای هست و بیا این جا باهات صحبت دارم. وقتی رفتم گفت این هایی که می گویم را شما به آقای احمدی نژاد نگو چون احتمال دارد بعداً آقای احمدی نژاد که رفتند پیش آقا، آقا به ایشان بگوید و او به شما بگوید بهتر است، شما فقط خودت بدان.
گفت من خدمت آقا رسیدم و فقط از باب خبر طرح کردم که آقای احمدی نژاد قصد دارد آقای کردان را به عنوان وزیر کشور معرفی کند.: یکی دو دقیقه که گذشت آقا فرمودند: خوب اینکه دوست جون در جونی تو است دیگر، یک مقدار بیش تر معرفی اش بکن. آقای لاریجانی به من گفت: من هفت ،هشت دقیقه در اوصاف و خوبی های شما خدمت آقا صحبت کردم.
و علی لاریجانی قرآن گذاشت جلو من و گفت: آقا چند نکته را هم گفتند که شما در وزارت کشور باید رعایت بکنی. من پرسیدم قرآن چرا می گذاری؟ که گفت نه باشد.
و من تا مدتی که در وزارت کشور بودم تمام آن نکات را رعایت کردم. چون فرض را گذاشتم که حرف آقاست و به لحاظ شرعی مکلف هستم که اجرا کنم.
بعد آمدم خدمت آقای دکتر احمدی نژاد، که ایشان گفتند فلانی، مسئله با آقا و با همان کیفیتی که شما خواستید مطرح شد و آقا با همان کیفیت موافقت کردند که شما را وزیر کشور معرفی کنیم.
نظرات بینندگان:
واقعا جواب استخاره درست بوده زیرا برای کشور البته که خوب است از دست شما جعل کنندگان مدرک و حقه بازی رو شود
در اون هفت هشت دقیقه که لاریجانی اوصاف کمالیه ایشان را ذکر میکرده از دکترای آکسفوردش هم گفته بوده !؟
از حقوقهایی هم که بر اساس آن دکترای فخیمه گرفته بوده هم گفته ؟!
كم كم انتساب همه امور دولت به مرحوم آيت ا... بهجت را خواهيم ديد. عادت دولتمردان شده است كه خود را متصل به مراجع ديني مورد قبول همگان در زماني كه در قيد حيات نيستند، بكنند.
مثل همين قضيه در خط امام بودن. بسياري از اينها در زمان حيات امام و پس از آن هيچگاه رابطه نزديكي با امام و بيت امام و تفكرات آن پير فرزانه نداشته‌اند، اما در ادعا فقط خودشان را در راه امام مي‌دانند. و بسياري از نزديكان و محبوبان امام را متهم به غربزدگي و انواع اتهام‌هاي ضد امامي مي‌كنند، آيا واقعا" اگر امام خود زنده بود هم مي‌توانستند چنين ادعاهايي بكنند ؟؟؟
..بر فرض حرفتان درست باشد........در مورد مدرک آکسفورد چه؟ آنهم اجازه گرفتید و با مدرک تقلبی وزیر شدید؟
آیت الله بهجت راست گفتند که برای کشور خوب است. اگر نمی‌‌آمدید که رسوانمیشدید و مردم نمیفهمیدند که چه نخبگانی در کشور وجود دارند.!
یا علی‌
‫آقای کردان بداند که خوب آمدن برای این بود که شما بعد از استیضاح دست از کار دولتی بکشی و بروی پی یک کار دیگر که یک لقمه نون حلال که از جیب مردم در نیامده بخوری!
چه نکته هايي بوده؟؟؟ حتما اينکه کاري کنه که احمدي نژاد دوباره رييس جمهور بشه به هر قيمتي.
فكر كنم اين مصاحبه يه طنزه نه مصاحبه واقعي.
به نظر من آقای بهت درست گفته اند برای کشور خوب است :چون به هر حال دست یک متقلب و دروغ گو رو شد و مردم فهمیدند چه خبر است
کردان : آقا جواب استخاره چی شد؟
آقا : خوب اومده برو جلو نترس
پس از استیضاح
کردان : آقا شما که گفتید خوب اومده برو جلو اما خراب شد همه چی
آقا : آره درسته اما خوب از مجلس هم زنگ زدن استخاره خواستن برای استیضاح شما در رابطه با مدرک تحصیلی .اون هم خوب اومد بهشون گفتم برن جلو
ایکاش ایشان که رابطه تنگاتنگی با آقای محصولی دارند از ایشان میپرسیدند که آقای محصولی با استخاره چه کسی نتیجه آرا را عوض کردند؟
این اشتباها مال گاف نیوز بوده تو تیتر خبرها قرار گرفته ! بخاطر یک دستمال که قیطریه!!!!! رو به آتیش نمی کشن
خب جناب کردان برای من و شما بعد از استخاره نوبت استغفاره که هرچه زودتر باید شروع کنیم .
واقع که مهندس موسوی لپ مطلب را گفت که اینها کشور را با رمالی و کف بینی اداره می کنند!!!
من هم می خواستم وزیر شوم و اتفاقن استخاره زدم و خیلی خیلی خوب آمد اما چون مدرک تقلبی و دوست جون جونی نداشتم و دروغ و فریب و ریا هم بلد نبودم همان کارمند ساده مانده ام
تن آیت الله بهجت داره الان تو قبر می لرزه از اون رییس جمهور و دولت دروغگو و این آدم بر می آد که دروغ این چنینی رو به آیت االه بهجت نسبت بدهند ، چرا وقتی ایشان در قید حیات بودند نگفتی ؟ نگران تکذیبش بودی مثل دکترات ؟
دست از سر مرده ها هم برنمی دارند. امروز آقای بهجت حتما فردا آقای فاضل و مشکینی و پس فردا خود امام.
استخاره خوب آمد تا این فرد متقلب به شدت ضایع شود.
اگه وزیر نفت می شد چی می شد؟ با اون مدرک آکسفورد فرد اعلای سه قبضه مهر شده ی شیک و پیک تا نخورده ی ... زپرتوش؟
ظاهرا ایشان بفکر تقلب در امور نفتی بودن و برای وزارت کشو آمادگی نداشتند به همین خاطر دستش رو شد
ظاهرا ایشان بفکر تقلب در امور نفتی بودن و برای وزارت کشو آمادگی نداشتند به همین خاطر دستش رو شد
http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=10109


تشكيل جبهه سياسي توسط مير حسين موسوي در آينده‌اي نزديك

مشاور نخست وزير دوران امام(ره) از تشكيل جبهه سياسي توسط مير حسين موسوي در آينده‌اي نزديك خبر داد.
پيش از اين حسين مرعشي و عزت الله سحابي در گفت‌وگوهاي جداگانه‌اي با ايلنا، به موسوي پيشنهاد تشكيل چنين جبهه‌اي را داده بودند.
در همين ارتباط سيد عليرضا حسيني بهشتي در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا با اشاره به طرح مباحثي مبني بر تشكيل جبهه سياسي توسط مير حسين موسوي گفت: تشكيل چنين جبهه‌اي در دستور كار مير حسين موسوي قرار دارد و به زودي خبر تشكيل آن را اعلام خواهيم كرد.
وي كه همچنين به عنوان سخنگوي كميته مشترك موسوي و كروبي براي پيگيري وضعيت بازداشت‌شدگان اخير انتخاب شد در خصوص آخرين فعاليت‌هاي اين كميته گفت: جلسه اين كميته در روز گذشته برگزار شد و آقاي الويري مسئول رايزني با مقامات مسئول در خصوص بازداشتي‌هاي اخير شد.
فرزند آيت الله بهشتي همچنين تاكيد كرد:پيش از تشكيل اين كميته هم به صورت انفرادي پيگير وضعيت كساني كه بازداشت شده‌اند بوديم ولي در نظر داريم فعاليت‌هايمان رادر قالب اين كميته پيگيري كنيم.
در واكنش به اين سوال كه بنا به اظهار نظر آيت الله موسوي اردبيلي قرار بود اكثر بازداشت شدگان اين هفته آزاد شوند، آيا چنين امري اتفاق خواهد افتاد؟ اظهار بي‌اطلاعي كرد.


مردم را از دور هدف گرفته و زده بودند و بیشتر هم به قلب و گردن آنها گلوله خورده بود. مردم را شکار کرده بودند

من جراج بیمارستان امام خمینی هستم. روزی که ندا کشته شد فقط در سردخانه بیمارستان ما 38 جنازه جمع شده بود. چهار فرمانده نظامی که در بیمارستان مستقر شده بودند به ما مسئولین بیمارستان اجازه صدور جواز مرگ نداد. همان شب جنازه ها را جمع کردند و بردند. روز بعد، پرس و جو کردیم و فهمیدیم که جنازه ها را به پزشکی قانونی تهران نبرده اند، بلکه میان پزشک قانونی های شهرهای اطراف تهران تقسیم کرده اند. از جمله کهریزک. تقریبا اکثر جنازه هائی که ما در بیمارستان امام خمینی دیدیم با تک تیر شکار شده بودند. یعنی آنها را از دور هدف گرفته و زده بودند و بیشتر هم به قلب و گردن آنها گلوله خورده بود. مردم را شکار کرده بودند.


اگر شما مصونیت دارید به همه انگ بزنید و همه را ضد دین و ضد ولایت و ضد انقلاب بخوانید و کسی حتی خم به ابرو نیاورد، پس وا اسفا به این دین و ولایت و انقلاب.

جناب آقای رسایی که در وب سایت شخصی تان خود را نماینده مردم شریف تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر می دانید، هیچ تحقیق کرده اید که در کجای دنیا شخصی با میزان آرای شما را نماینده مردم می دانند؟ هیچ نشسته اید و محاسبه ای ساده انجام داده اید که حدود 247 هزار رأی متعلق به چند درصد واجدین شرایط رأی دادن در حوزه ی تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر می باشد؟
چگونه به خود جرأت می دهید با کمتر از 5 درصد رأی واجدین شرایط اینگونه در مجلس به همه چیز و همه کس بتازید و از وارد نمودن هرگونه اتهام به غیر ابایی نداشته باشید؟ به پشتوانه کدام رأی و کدام مشروعیت؟
نکند شما هم همانند همفکرانتان احساس کرده اید که خدا شما را قیم ملتی گمارده و اگر کوتاهی کنید عقوبتی در انتظارتان است؟ یا نکند گمان کرده اید تکلیف دارید ملتی را نجات دهید و در این راه هدف وسیله را توجیه می کند؟
اما نه... من احساس دیگری دارم، شما چنان مست قدرت و شیفته نام و نشان جاه و جلال شده اید که دیگر نه حرمت دین و قانون را پاسدارید و نه کوچکترین رحم و مروت و مهربانی انسانی در وجودتان نشانه دارد.
اگر شما مصونیت دارید به همه انگ بزنید و همه را ضد دین و ضد ولایت و ضد انقلاب بخوانید و کسی حتی خم به ابرو نیاورد، پس وا اسفا به این دین و ولایت و انقلاب.
شما و دوستانتان کی و کجا برای این دیار و این دین و این انقلاب هزینه داده اید که اینچنین خود را صاحب اختیار آن می دانید؟ شاید هم به آن 247 هزار رأیتان می بالید و به آن پشت گرم کرده اید؟!
این که کسی آنهم در مسند نماینده ملت به دفاع از کیان حق بشتابد بس نیک و پسندیده است، اما شما اول باید ثابت کنید با کدام توجیه نماینده ملتید و دوم بیان دارید این حق گویی را از که آموخته اید؟
مطالب پر از نقض و کین و عداوت شما را در وب سایت شخصی تان خواندم، از آن حملاتتان به محمد رضا باهنر گرفته تا آن جملات قصارتان در باب فراکسیون اقلیت و تا آن دفاع جانانه از دکتر احمدی نژاد.
شما با کدام دلیل و برهان باهنر و لاریجانی را که همه به سوپر راست سنتی بودنشان واقفیم اتهام تلاش زیرمینی برای حمایت از مهندس میر حسین موسوی می زنید؟
با استناد به کدام بند قانون نوشته و نانوشته فراکسیون اقلیت را همسو با ضد انقلاب خوانده اید؟ و یا با چه مجوزی دکتر احمدی نژاد را انقلابی یا مجاز به انقلاب دانسته اید؟
کدام انقلاب؟ انقلاب در برابر چی؟
آیا این انقلابی که شما از آن سخن می رانید به غیر از انقلاب بهمن 57 است؟ اینطور به نظر می رسد از انقلاب جدیدی حرف می زنید و شاید انقلابی برای خنثی کردن انقلاب مردم ایران به رهبری خمینی کبیر...
آقای رسایی اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید، مردم ایران را باور کنید، کمی به حضور و شعور آنها احترام بگذارید. این ملت قدردانی خود را نسبت به خادمینش بارها نشان داده است، کمی برای خودتان از آنها طلب مشروعیت کنید.
نگذارید بیشتر از این دیر شود، ای کاش کمی از مولای شیعیان علی (ع) می آموختید و افسار خلافت را تنها با اصرار و پا فشاری اکثریت مردم به دست می گرفتید، نه از سر جاه و جلال طلبی و با کمترین میزان رأی ممکن.
نقل از کامنت: http://news.iransarfaraz.com/news/7481.html


Monday, July 13, 2009

درایران هر تصمیم و حادثه ای به کودتای 22 خرداد وصل است!

احمدی نژاد دغدغه مراسم تحلیف و رای اعتماد در مجلس را دارد. شماری از نمایندگان مجلس اعلام کرده اند که دراین مراسم شرکت نخواهند کرد زیرا این حضور به معنای قبول کودتائی است که برای حفظ او در پست ریاست جمهوری انجام شد. کودتائی که او خود قطعا یکی از اعضای ستاد مرکز آنست. در قم فشار بر روحانیون سنتی برای تائید نتیجه انتخابات ادامه دارد و همین فشار باعث زمزمه کوچ شماری از این روحانیون به نجف شده است که در گزارش دریافتی از شهر قم، در همین شماره پیک نت می خوانید.سرلشگر فیروز آبادی علیه مردم زنده و حاضر در صحنه ایران کودتا کرده، اما برای امام غائب از صحنه نامه نوشته و کمی از باد شکمش را خالی کرده است. در باقی مانده محافل خبری و سیاسی در ایران، روز گذشته نیز شایعه نامه گروهی از فرماندهان سپاه در دوران جنگ خطاب به علی خامنه ای و انتقاد از کودتائی که انجام شده بر سر زبان ها بود. حتی شایع است که رحیم صفوی  فرمانده سابق سپاه نیز جزو معترضان است. دراین میان اعلام شده که بالاخره روز جمعه ای که در پیش است هاشمی رفسنجانی پس از غیبتی سئوال برانگیز نماز جمعه را خواهد خواند. از روز گذشته که این خبر اعلام شد، دعوت از همه مردم برای شرکت در نماز جمعه هفته آینده آغاز شد، بویژه این که گفته می شود خاتمی و کروبی و موسوی نیز احتمالا در این نماز شرکت خواهند کرد. شب گذشته روی فیس بوک موسوی نیز از همگان برای حضور در نماز جمعه آینده دعوت شد. پیش از آنکه در فیس بوک اعلام شود، دیشب، در میان بانگ الله اکبر شبانه که همچنان در تهران (و احتمالا برخی شهرهای بزرگ کشور) جریان دارد، مردم همدیگر را برای روز جمعه و حرکت به طرف محل نماز جمعه خبر می کردند

پنجاه تا 60 نفر در تهران قربانی کودتا شده اند

خبر کشته شدن سهراب اعرابی، جوان 19 ساله ای که در تظاهرات پس از اعلام نتایج انتخابات با شلیک گلوله به قلبش کشته شده، روز گذشته انعکاسی جهانی یافت. جسد را در پزشکی قانونی کهریزک تحویل دادند و پزشکی قانونی اصابت گلوله به قلب وی را تائید کرد. باید دید در روزهای آینده ستاد جنگ روانی – خبری وابسته به کودتاچی ها، درباره این قتل چه داستانی را سرهم خواهد کرد. سهراب نیز مانند "ندا" با شلیک گلوله از روبرو کشته شده است.
اما در متن اخباری که درباره تحویل جسد سهراب اعرابی روز گذشته منتشر شد، خبر دیگری نیز وجود داشت که کمتر به آن توجه شد.
یکی از اقوام سهراب درباره تحویل جسد وی گفته است:
«جمعه برادر بزرگتر سهراب برای تحویل جنازه مراجعه کرد و به گفته خودش در میان ۵۰ تا ۶۰ عکس که به او داده شد، عکس دوم سهراب بوده که او شناسایی کرده است.»
بدین ترتیب و بموجب آلبوم عکسی که از کشته شدگان در تظاهرات تهران در اختیار حکومت است، حداقل عکس 50 تا 60 تن در اختیار مقامات است!
این درحالی است که تاکنون، تنها کشته شدن 20 تن را مقامات حکومتی قبول کرده اند.
از جمله قربانیان دیگر تظاهرات مسالمت آمیز اما اعتراضی مردم و به گلوله بسته شدن آنها توسط نیروهای نظامی و بسیج اعلام شده "کیانوش آسا" دانشجوی ترم چهارم کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی دردانشگاه علم و صنعت است. جنازه کیانوش آسا روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد و پس از انتقال به زادگاهش در کرمانشاه، در باغ فردوس این شهر به خاک سپرده شد

Sunday, July 12, 2009

یادداشتی خواندنی از عبدالجبار کاکایی: برای پسرم که امروز بی‌گناه سیلی خورد

این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای جنگی که بود برای تن های تکیده در لباسهای خاکستری برای آرامش مادرانم در آوار بمب برای هیجان پدرانم در آشوب مرگ. این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای آفتابی که بی نیاز از دلیل بود.

از جنگ که برگشتم پیراهن خاکستریم را آویختم به دیوار خاطرات و به زندگی با مردمی سلام گفتم که عطر شناسنامه هایشان در مشام جانم بود و اسمم در میان اسمهایشان بالید و کم کم بزرگ شد .با گریه هایشان گریستم و با خنده هایشان خندیدم .

و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی از کسی که لباس خاکستری مرا پوشیده بود مقابل چشم حیرت زده ی من سیلی خوردی در بی پناهی و ناچاری وخدایی که تنها دوستت بود دید که بی گناه سیلی خوردی از حشره ای که در لباس من خزیده بود همان لباسی که من به دیوار خاطراتم آویخته بودم.

و آن لحظه اندیشیدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلایی چنین نمی شد...

پسرم

به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن فقط به حشره ای شک کن که در لباس من خزیده بود.


مقاله اکونوميست درباره ناآرامی های ایران: اعتراضی که زيرزمينی شد

دانشجويان ايرانی عليرغم سرکوب اخير توسط نیروهای امنیتی، در جستجوی راه های هوشمندانه ای برای ادامه مسيردموکراسی هستند؛ سعی و تلاشی که سخت و مشکل است. با ممانعت از فعاليت خبرنگاران آژانس های خبری مختلف، تقریبا تمام روزنامه نگاران خارجی و نيز شبکه های ارتباطی از ماجرا دور نگه داشته شده اند.
وب سایت هایی نظير بی بی سی فارسی و فیس بوک مسدود شده اند و جلوی سیستم ارسال پيام کوتاه تلفن همراه گرفته شده است. دولت به طور اتفاقی از تعطیل عمومی خبر می دهد و مردم را به دلیل "آلودگی هوا" از حضور در خیابان ها برحذر می دارد. نيروهای امنيتی با لباس شخصی، رهگذران و به خصوص جوانان را در چهار راه ها متوقف می کند و به تفتیش کارت شناسائی و وسائل شخصی شان دست می زند. ارتباط ميان تهران و سایر شهرهای این کشور نيز با مشکلاتی روبرو شده است. گزارش هائی ازبازداشت دانشجويان در دانشگاه اصفهان، پايتخت سابق کشور، به گوش می رسد.
مسوولان، دانشگاه تهران را که سرمنشاء انقلاب سال ۱۹۷۹ بود، بسته اند. اين دانشگاه ماه گذشته شاهد درگيری خونین پلیس با دانشجویان بود. اکنون ماموران امنیتی با چهره هایی عبوس و گرفته در برابر در ورودی دانشگاه مستقر شده اند و به درهای دیگر دانشگاه هم قفل و زنجير زده اند.  تنها عده معدودی از استادان و دانشجويانِ مورد علاقه مقامات اجازه ورود به اين دانشگاه را دارند.
امتحانات نهایی تا شهريور به تعویق افتاده و اين درحالی است که بخشی از امتحانات پيش تر در ماه گذشته برگزار شده بود. نوشته های روی ديوار که در حمايت از ميرحسين موسوی نامزد معترض انتخابات به چشم می خورد، از دیوار ها پاک شده و جای آن را یک تصوير بزرگ سفارشی دولت از مجسمه آزادی گرفته که در آن، به سوی زنان و کودکان بی پناه سنگ پرتاب می شود. ساير مراکز آموزشی نظير دانشگاه امیر کبیر و شریف هم تعطيل شده اند.
بسیاری از دانشجویان می گويند همه چیز از دست رفته است. یکی از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی می گويد: "اول، عصبانی بودم، بعد سرخورده شدم و حالا فقط احساس خلأ می کنم." یکی از فارغ التحصیلان جديد دانشگاه علم و صنعت نيز می گويد او و همکلاسی هایش نااميد شده اند. بدتر از همه، نوعی احساس شک و بدبينی است که در فضا پراکنده شده است.  شمار قابل توجهی از دانشجویان به ازای پيوستن به شبه نظاميان بسيج، پاداش ورود به دانشگاه را دريافت کرده اند. به همين دليل، محوطه دانشگاه پر از خبرچین های حکومت است. دانشجویان از گفتگو با خارجی ها بيم دارند و بعضی حتی از نگاه کردن به آنها هم هراسان هستند.
دولت با تهدید به استفاده از قدرت مرگبار در مقیاس گسترده، بسياری از جوانان را مرعوب کرده است.  دولت ايران، کشته شدن عده ای از مردم را تأييد کرده است. طرفداران حقوق بشرمی گويند در سراسر کشور بیش از دو هزار نفر بازداشت شده اند. اين عده شامل صدها چهره سرشناس مرتبط با میرحسین موسوی و دو رئيس جمهور سابق، محمد خاتمی و اکبر رفسنجانی، است که به مخالفت عليه محمود احمدی نژاد و مراد او، آیت الله علی خامنه ای، پرداختند. رئيس پليس تهران از بازداشت بيش از 1000 نفر در تهران سخن گفته است. به گفته او، بيش از دو سوم اين عده از حبس آزاد شده اند.
در چنين شرايطی، جنبش هابه تدریج زیرزمینی می شوند.  معترضان امروزی به نوشتن شعارهای ضد دولتی بر روی اسکناس و پاشيدن شبانۀ رنگ سبز بر سطح خیابان ها ادامه می دهند. آنها به جای استفاده از رنگ سبز که فروش آن به دقت از سوی مقامات کنترل می شود، با مخلوط کردن رنگ های آبی و زرد، رنگ سبز را می سازند.
تا کنون هيچيک از اين روش ها، پيامد قابل توجهی نداشته است و به نظر می رسد زندگی در تهران به حالت عادی بازگشته است. ترافيک دوباره ظاهر شده و پارک ملت تهران مملو از خانواده های ايرانی است. کافی شاپ ها هم پذيرای جوانانی شده که به خوش و بش مشغول اند.
با اين حال، در زیر این نمود ظاهری، بازی موش و گربه در جريان است. دولت همچنان در تنگنا است و نسبت به از سر گیری تظاهرات نگران است.  به زودی چهلمین روز درگذشت ندا آقا سلطان، نماد جنبش سبز که در جريان تظاهرات تهران به قتل رسيد، از راه می رسد. همچنان ایميل های دعوت به برپائی تظاهرات در چرخش هستند. اگرچه دامنه اعتراضات خیابانی فروکش کرده اما پايان نيافته است. اکنون حال و هوای «صبر و شکيبائی» در ميان دانشجويان و شهروندان ايرانی حکمفرماست.
منبع: اکونوميست- 9 ژوئيه
http://www.economist.com/world/mideast-africa/displaystory.cfm?story_id=13988558



سه شنبه 30 تیر مردم به خیابان خواهند آمد!

در شهرهای ایران مردم برای 30 تیر خود را آماده تظاهرات تازه ای علیه کودتای 22 خرداد می کنند. از هم اکنون روی دیوارها، کف خیابان ها، پشت اسکناس ها، در میان الله اکبرهای شبانه و به اشکال دیگری برای این روز مردم به تظاهرات فراخوانده می شوند. 30 تیر سالگرد به خیابان آمدن مردم در سال 1331 است. در آن روز مردم در تهران علیه نخست وزیری که شاه بعنوان جانشین دکتر مصدق معرفی کرده بود به خیابان ریختند و به سمت مجلس در میدان بهارستان به حرکت در آمدند. ارتش و پلیس به روی مردم آتش گشودند و حتی تانک ها برای متفرق ساختن مردم به میان آنها رفتند. عده ای کشته، عده ای مجروح و عده زیادی دستگیر شدند اما سرانجام مردم به پیروزی رسیدند و "قوام السلطنه" که با بیانیه "کشتیبان را سیاستی دیگر آمد" سکان نخست وزیر را بدستور شاه بدست گرفته بود، سقوط کرد و مردم مصدق را بار دیگر به نخست وزیر انتخاب کردند و شاه مجبور به تائید این انتخاب شد. این تظاهرات و مقاومت 5 روز ادامه یافت. هنوز معلوم نیست تظاهراتی که برای این روز تبلیغ می شود برای رسیدن به نقطه‌ای مشخص در تهران (برای نمونه مجلس و یا ساختمان ریاست جمهوری در خیابان پاستور) است یا باز هم هدف خیابان انقلاب، میدان انقلاب، میدان آزادی و یا میدان امام مقصد است؟


این بار جوان نوزده ساله در اوین کشته شد: سهراب اعرابی، یک شهید دیگر

جنبش اعتراضی مردم ایران در ابتدای تابستان سال 1388 دومین شهید خود را یافت جوانی نوزده ساله در حالی که مادرش در پشت در زندان اوین زاری می کرد و از وی خبری می خواست کشته شد. در اخباری که در این باره به سرعت در دنیای مجازی به چرخش افتاد نوشته شده که او زیر شکنچه کشته شده است.
خبر مرگ سهراب اعرابی ظهر دیروز به گوش مادرش رسید و وی که قبلا فیلمی از سرگردانیش در یوتیوب گذاشته شده بود با ناباوری با این خبر روبرو شد. خبرنگارانی که هنوز دستگیر نشده و آزادند به سرعت در صدد برآمدند که خبر را به گوش عالم برسانند. ساعتی بعد از جمله حماسه هائی که در اینترنت به نام سهراب منعکس شده یکی هم شعری بود از زبان ندا آق سلطان که به سهراب می گفت خوش آمدی.
سهراب اعرابي 19 سال و هم در فعالیت های انتخاباتی این دوره فعال بود و هم در تظاهرات اعتراضی 25 خرداد فعال بود. وی که  سال آخر دبيرستان را می گذراند  و براي امتحان كنكور آماده می شد از روز سی ام خرداد دستگیر شد و به مكان نامعلومي انتقال یافت.
بعد از پيگيريهاي پي در پي سه روز بعد خانواده بخصوص مادرش متوجه مي شوند كه وي در زندان اوين است. مادر اين جوان در روز سه شنبه 16 تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادي فرزند ش بود. با وجود اين كه اين  مي دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولي خيلي نگران بود و مي گفت مي ترسم بچه ام را بكشند. اين مادر عكسي از فرزندش تهيه كرده بود و به هر زنداني كه آزاد مي شد عكس عزيزش را نشان مي داد و از آنها مي پرسيد كه آيا او را مي شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او مي گفت به هر كجا و هر كسي مراجعه مي كنم جواب نمي دهند و ميگويند صبر كن آزاد مي شود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه يك دفعه از طرف قاضي مر تضوي خبر آمد كه سهراب اعرابي در زندان درگذشته است، خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند.
دوستان و آشنایان سهراب اعرابی در نامه ای قاضی سعید مرتضوی را قاتل سهراب معرفی کرده و از مردم خواسته اند که فردا بعد از تحویل جنازه او در مراسم تشییع جنازه اش شرکت کنند و نشان دهند که خون او به هدر نرفته است.



مرا بشناس

من ایرانی هستم و برای اعتلای نام ایران هر کار پسندیده ای را که به حقوق مدنی و انسانی دیگران خدشه وارد نکند انجام می دهم و این وبلاگ تا زمان سقوط دیکتاتوری در ایران با منبع قرار دادن سایت های روشنفکران ایرانی در زمینه اطلاع رسانی به هم میهنان حق طلب فعالیت خواهد کرد.