هشدار امام راحل را دریابید که: «حواستان را جمع کنيد که نکند يک مرتبه متوجه شويد که انجمن حجتيه‌اي‌ها همه چيزتان را نابود کرده‌اند.------------گاندی : ابتدا شما را نادیده می گیرند، بعد به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند، آنگاه شما پیروز خواهید شد!

Wednesday, September 16, 2009

ملاقات با لاریجانی درمجلس پس از 3 ساعت مذاکره کروبی توصیه سکوت را نپذیرفت

 سایت رویداد به نقل از یک منبع خبری در مجلس، پیرامون ملاقات 3 ساعته روز گذشته میان علی لاریجانی و مهدی کروبی نوشت:
«رئیس مجلس به دستور مقام معظم رهبری با آقای مهدی کروبی دیدار داشته و آقای لاریجانی حامل پیام رهبری بود. دیدار در دفتر کار علی لاریجانی و با حضور قدرت الله علیخانی سخنگوی فراکسیون اقلیت اصلاح طلب مجلس که درعین حال عضو هیات رئیسه مجلس نیز هست صورت گرفت.
گفته می شود، کروبی در این دیدار نسبت به عملکرد هیات سه نفره قوه قضائیه و همچنین صدا و سیما به شدت انتقاد کرده و خطاب به لاریجانی گفته امیدوارم شما همچون برادرتان دینتان را به دنیا نفروشید.
لاریجانی در این دیدار از کروبی خواسته مدتی سکوت کند تا شرایط به حال عادی باز گردد و کروبی در پاسخ گفته است: من سکوت کنم تا یک عده ای که عمری را به دشمنی با امام سپری کرده اند زمام امور را به دست بگیرند و هر جنایتی که می خواهند انجام دهند؟ من مردن را به سکوت در برابر اینها ترجیح می دهم.


جلال الدین فارسی و شیخ جعفر شجونی پادوهای ستاد کودتا می خواهند لباس کروبی را در آورند

  از میان مدعیان مهدی کروبی، که حرف های ستاد کودتا از دهان آنها بیرون می آید، یکی شیخ جعفر شجونی است و دیگری جلال الدین فارسی. زیر بغل هر دو شیخ حسین طائب جانشین فرمانده سپاه در بسیج است. کسی که نه تنها در کشتار مردم در راهپیمائی های اعتراض به کودتا نقش مستقیم داشته، نه تنها استفاده از بازداشتگاه کهریزک و بویژه بازداشتگاه زیرزمین وزارت کشور از ابتکارات او بوده، بلکه بموجب یک گزارش دریافتی که در پیک نت منتشر شد، قاتل ترانه موسوی است. یعنی کسی که به ترانه موسوی تجاوز کرده و سپس دستور آتش زدن او را داده همین حسین طائب است. طبیعی است که او  مدعی کروبی باشد؛ اما چون مستقیما در نامه های کروبی از او نام برده شده، ترجیح داده است جلال الدین فارسی و شیخ جعفر شجونی را جلو بیاندازد.
اولی، یعنی جلال الدین فارسی اولین کاندیدای ریاست جمهوری، پس از انقلاب است که بدلیل تبار افغانی اش، مطابق قانون اساسی نتوانست رئیس جمهور شود. یک پرونده قتل هم دارد که قوه قضائیه آن را ماست مالی کرد. رفته بود شکار کبک دری در اطراف شهریار کرج و یکی از روستائیان را که به او اعتراض کرده و گفته بود در این منطقه شکار ممنوع است، با تفنگ دو لول شکاری روستائی را به گلوله بسته و کشته بود. قوه قضائیه سر و ته پرونده را هم آورد و جلال الدین فارسی را تبرئه کرد. البته قرار شد مدت ها در صحنه سیاسی ظهور علنی پیدا نکند تا بلکه مردم این قتل را فراموش کنند.
اما جعفر شجونی. از بی سواد ترین روحانیون ابتدای انقلاب است که در سال انقلاب به کمک بازاری ها و موتلفه چی ها برایش در مجالس ختم منبر می گذاشتند تا پول و پله جمع کند. آنها که مجالس ختم مسجد "مجد" را در سال 1357 به خاطر دارند می دانند که شجونی بالای منبر اغلب، آیه ها و نقل قول های تاریخی را بلد نبود و از پائین منبر زیر لبی برایش می گفتند تا یادش بیاید و یا تکرار کند.
بعد از انقلاب رفت همانجا که باید میرفت. یعنی به جمع موتلفه اسلامی پیوست و شد عضو رهبری آن. بین کرج و قزوین پرسه می زند و عضو رهبری جامعه روحانیت مبارز هم هست. البته نه عضوی که به کارآید در روزگار تلخی که اکنون این جامعه گرفتار آنست.
یک پرونده قضائی هم ایشان دارد، که سالهاست برایش نیمه باز گذاشته اند تا همیشه پای رکاب قدرت بدود.  این پرونده هم مربوط به سرقت عتیقه های کاخ های سلطنتی در جریان انقلاب و پس از پیروزی انقلاب در کرج و مهر شهر و هتل و قمارخانه آران در کنار سد کرج است که همه آنها را برای فروش به خارج کشور منتقل و تبدیل به دلار کرد. شرکای این سرقت، بعدها شدند رقبای جعفر شجونی و ماجرا را لو دادند و یک پرونده قضائی برایش تشکیل شد. این پرونده را هم قوه قضائیه همانگونه جمع کرد که پرونده قتل جلال الدین فارسی را جمع کرد. نه محاکمه شد و نه محکوم. گفتند: نوش جانت، اما یادت باشد که یک پرونده نزد ما داری.
حالا این دو تن، در مقام انتقاد از قوه قضائیه، از آن خواسته اند هرچه زودتر کروبی را بگیرند و محاکمه کنند و ضمنا دادگاه ویژه روحانیت هم لباس کروبی را از تنش در آورد. فکر کرده اند درآوردن لباس کروبی هم مثل درآوردن شلوار آنهائی است که کروبی در نامه اش می گوید در کهریزک در آوردند. آن هم حالا و دراین وانفسائی که وسط کودتا گیر کرده اند و راه پس و پیش ندارند! حالا که حتی از تجمع 10 نفر در خیابان ها وحشت دارند!
این اظهار فضل را جلال الدین فارسی در نشریه "جوان" وابسته به بسیج سپاه پاسداران کرده و شجونی در کیهان. درهر دیگی که نمی شود "کله جوش" بار گذاشت!
آن آبی که میرحسین موسوی گفته بود اگر رئیس جمهور شود با مقابله با دزدی و دروغگوئی و بی قانونی راه خواهد انداخت، لانه این مورچگان را تهدید می کرد و به همین دلیل باید حق داد که چنین سراسیمه به میدان آمده و از کودتا دفاع می کنند.




راهپیمائی روز قدس استخوان درگلوی کودتاچی ها

با اعلام حضور میرحسین موسوی، مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی در راهپیمائی روز قدس، فرصت دیگری فراهم آمد تا مردم بدون بیم از به گلوله بسته شدن و یا زیر ضربه باتوم رفتن و آتش افروختن برای خنثی کردن گاز اشک آور به خیابان ها بیآیند.
 همه تلاش کودتاچی ها آنست که این راهپیمائی بدون شعار علیه کودتا و جنایاتی که در دو ماه و نیم گذشته انجام شده برگزار شود تا بتوانند آن را به سود کودتا مصادره کرده و پایگاه مردمی دولت و حاکمیت کودتا معرفی کنند. حتی خبرسازی کرده بودند که هاشمی رفسنجانی نماز روز قدس را نمی خواند، که این خبر از سوی دفتر وی تکذیب شد.
 مشکل بزرگ حکومت آنست که نمی تواند در روز قدس با مردم ایران همان کاری را بکند که اسرائیل با فلسطینی ها می کند و بعد هم بگوید مردم برای محکوم کردن اسرائیل در روز قدس به خیابان ها آمده بودند. به همین دلیل تمام تلاش را روی جلوگیری از شعاری ضد کودتا کرده اند، نه روی وعده سرکوب مردم. بدین ترتیب است که روز قدس به فرصتی استثنائی برای مردم تبدیل شده است. حتی حکومت خود نیز مشوق حضور مردم در روز قدس شده است، زیرا در آستانه مذاکرات اتمی با گروه 1+5 بسیار نیازمند است نمایشی از حمایت مردم را پشتوانه خود کند تا مشروعیتی برای دولتی که فاقد مشروعیت انتخاباتی است فراهم آورد. با همین هدف است که از شب گذشته سیمای جمهوری اسلامی رجزخوانی در باره پیشرفت های اتمی در دوران احمدی نژاد را شروع کرد. حتی اگر از بیم شعارهای خشمگین مردم علیه احمدی نژاد نبود، شاید او را بعنوان سخنگوی روز قدس به میدان می فرستادند


Tuesday, September 15, 2009

با کودتای 22 خرداد رهبر و فرماندهان گز نکرده پاره کردند

فیلم را ببینید

سپاهی در برابر سپاهی، بسیجی جنگ دیده در برابر بسیجی مزد بگیر و چماق بدست، جانباز جنگی در برابر ژنرال شده های نیروی انتظامی، روحانی در برابر روحانی، رئیس جمهور دروغگو در برابر نخست وزیر صادق دوران جنگ، رویش یافتگان دوران علی خامنه ای در برابر نیروهای انقلابی و زندان دیده پیش از انقلاب و بالاخره مردم در برابر حاکمیت. با کودتای 22 گز نکرده، پاره کردند. مقاومت از هر گوشه و هر نهاد و ارگان و محله و شهر و روستائی سر بلند کرده است. فیلمی که می بینند اعتراض یک جانبازی 40 درصدی است که فرزندش را کشته اند. طرف اعتراض او یک فرمانده نیروی انتظامی است



نامه سرگشاده"محمدنوری زاد" از هنرمندان مرید علی خامنه ای مردم هرگز عذرخواهی رهبر بابت اشتباهاتش را به یاد ندارند

آنچه را می خوانید بخش هائی از نامه سرگشاده محمدنوری زاد نویسنده  و فیلمسازی است که تاکنون درجبهه بیت رهبری شمشیر می زده و از شیفتگان رهبر بوده است. حتی به استناد همین نامه نیز می توان حدس زد که در آن جبهه نیز ولوله است و آجرهای برجی که علی خامنه ای در آن سنگر بندی کرده نیز یکی پس از دیگری لق می شود.

 

هرچه برحجم کاستی ها و بدکاری ها و تلخ گویی ها و عقب ماندگی های کشورمان  افزوده می شد ، به یک سخن و نهیب شما، همه را بحساب دشمن بدکردار می گذاردیم . دشمنی که در سخن شما ، درهمین نزدیکی ها بود و جزبه نابودی ما راضی نمی شد و لحظه ای درنگ را نیز درحذف ما جایز نمی دانست .

 با اشاره و تایید و نصب جنابعالی ، شیفتگان و سربازان و اطرافیان و ماموران شما برمنصب های فراوان کشور قرار گرفتند تا این کشتی طوفان زده را به ساحل امن و آسایش و رشد برسانند . از شورای نگهبان تا قوه قضاییه . از فرماندهان سپاه تا فرماندهان ارتش . از امامان جمعه تا مجمع تشخیص مصلحت . از شورای انقلاب فرهنگی تا صداو سیما . هیچ منصب کلیدی ای نبود که منتصبین شما در آن حضور نداشته باشند . حتی نمایندگان مجلس خبرگان که به صورت ظاهر از جانب مردم انتخاب می شوند ، پیشاپیش از فیلتر شورای نگهبان شما گذر می کردند .

به شما می نگریستیم که مرتب برتایید و تقدیر ازمسئولین اصرار می ورزید. با مدیریت و خواست شما ، روحانیان برتمامی مقدرات محوری ما حاکم شدند . ازنهادها و نمایندگی های ولی فقیه ، تا ادارات عقیدتی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی . چه درداخل و چه درخارج . و ما تا می آمدیم به  این همه حضور و سرک کشیدن روحانیان در زیروبالای کشور بیاندیشیم ، خود را سراسیمه با خواست شما مجاب می کردیم . که یعنی : لابد این درایتی است از جانب شما و ما از تبعات آن غافلیم .

تبعات این حضور همه جانبه شما و روحانیان برمقدرات محوری کشور و دوختن همه مخاطرات به هیمنه نظام ، این شد که از هر سخن مخالف بهراسیم و از هرنوشته و اشاره مخالف بلرزیم . که نکند خوابی برای واژگونی نظام دیده باشند . که نکند چشم دیدن ما را نداشته باشند .

بر صداو سیما و مطبوعات سخت گرفتیم و هیچ لحنی ونقدی را به کیان کشور تحمل نکردیم . در یک وعده ، دهها نشریه را به جرم نقد خودمان بستیم و آدمهای منتقد را به محفظه زندان درانداختیم . از این می ترسیدیم که نقد از ما ، به کاسته شدن محبوبیت نظام و کیان آن منجر شود . و ما به این محبوبیت همیشگی نیاز داشتیم .

وما، عزیز گرامی ، درتمامی این سالها ، از شما و حضور همه جانبه شما درترسیم مقدرات کشور، حمایت کردیم و نوشتیم و نوشتیم و سخن گفتیم و مخاطبین خود را به همراهی با شما و نظام فراخواندیم . و گاه دراین فراخوانی بزرگ ، عبوس نیز شدیم و اهل خود را به رنج انداختیم  و دوستان خود را از دست دادیم و حلقه نظام را تنگ تر و تنگ تر دیدیم .

به همه می گفتیم صبرکنید تا عدالت علوی را درمحاکم قضایی کشور نشانتان بدهیم . تا خوب اندیشیدن و خوب بودن را ، و جهانی شدن و جهانی بودن را نشانتان دهیم . هرمعترضی را به روزهای عنقریبی از خوبی ها وعده می دادیم و هرمنتقد را به دیدن چیزی دلنشین درآینده متقاعد می کردیم . اما زمان که می گذشت، دیدیم از آن مدینه فاضله که خبری نیست ،  از ابتدائیات یک رشد متداول نیز جا مانده ایم .

 دیگران ، کشورهای همجوارما ، فارغ از چند و چونی که  ما گرفتارش بودیم ، با شتاب به راه خود رفتند و بجایی رسیدند که ما امروز به التماس از آنان تخصص و تکنولوژی و برنامه و مدیریت خرید می کنیم . و ما ، با همان تاروپودی که برخود تنیده بودیم ، جاماندیم .

 

عمده سخنان شما دراین سالها ،  یا نقد بوده یا ارشاد . که البته این رویه درستی نیز هست . اما یک غفلت دراین میان خود می نمایاند . پوزش مرا بپذیرید که ناگزیرم از اینجای سخن ، به محاکاتی بپردازم که مستقیم به خود شما مربوط است . و این مستقیم گویی ، نه که تمرین ما دراین سالها نبوده ، چه بسا برای حضرت شما و همطریقان دیرین من بسی نامتحمل باشد و برمن سخت بگیرند که : تو کی هستی که برای ولی فقیه ما تعیین تکلیف می کنی و اساسا چرا می پرسی : چرا ؟

درهمه این سالها، من ندیدم یا نشنیدم که شما، درمقام شخص اول این کشور پرمخاطره و پرآوازه، یک بار، حتی یک بار، مسئولیت یک خطا و خبط و عقب ماندگی و درجا زدن را شخصا بپذیرید . من که یکی از آحاد این مردمم ، شخصا ندیده یا نشنیده ام .

همیشه درمقام نقد، جانب مردم را گرفته اید و حتی به مسئولین پرخاش کرده اید، اما نبوده که به مردم بفرمایید : ای مردم ، تا اینجای عقب ماندگی های کشور متعلق به دیگران است و این مختصر متعلق به خطاهای انسانی من رهبر است.  همیشه خود را برکنار از آسیب ها دیده اید و همراه و همصدا با مردم، بر مسئولین و مجریان برافروخته اید که : چرا فقر و فساد و تبعیض؟ چرا بدکاری؟ چرا بی برنامگی؟ چرا عقب ماندگی؟ چرا بی کیاستی و بی مدیرتی و بی خردی؟

وحال آنکه شاید پسندیده این بود به همان روحانیان منصوب خودتان نیزمی نگریستید و خرابکاری و نقش احتمالی آنان را در این چراهای تمام نشدنی رصد می فرمودید .

هرکجا از سخن من دل آزرده شدید ، با یادآوری این نکته خود را مجاب کنید که گوینده  این سخنان ، کسی است که دوست بودنش نه برهمگان ، که برخود شما ثابت است . پس، سخن دوست را باید تاب آورد و از او نرنجید. شاید برخی از دوستان من بگویند : ای منافق بریده، اگر سخنی هم با رهبر داشته ای و داری، آن را خصوصی برای خود ایشان می فرستادی.  نه این که آن را دربوق کنی و جار بزنی . که می گویم : هرآنچه من با استناد به آنها سخن می گویم، از واضحات و امور آشکار کشورمان است . من مسئله ای محرمانه را  برملا نکرده ام . درضمن ، تاثیر و بردی که یک نامه آشکار دارد، هرگز یک نوشته محرمانه ندارد. و باز این که روح این نوشته، نه از جانب یک دشمن تابلودار و منافق درکمین، که خیرخواهی کسی است که هنوز چشم به اصلاح امور دارد .  

یک اشتباه دیگر نیزمرتکب شدیم . هم ما هم شما . شاید این اشتباه به دلیل انباشت معارف شیعی دردرون تک تک ما صورت پذیرفت . و شاید از این جهت که از انقلابی که کرده بودیم  زیادی خرسند بودیم و اجرش راهم فورا به حساب خودمان واریز کردیم  و بلافاصله هم دریافتش کردیم . اجراین که ما و انقلابمان ، ادامه خواست و تمایل پیامبراعظم (ص) و ائمه معصومین(ع) است . که یعنی  رهبران ما همانانند و جانشینان همانان و مردم هم لابد مردم و مخاطبین همانان .

 این مهم را مرتب از سخنان شما و سایر مسئولان نیوشیدیم و پذیرفتیم که می توانیم تاریخ این روزگارخود را با تاریخ دوران امام علی و امام حسین (ع) مشابهت دهیم . و اصلا دراین مشابهت سازی به سراغ سایرامامان نرفتیم . مثلا امام باقر و امام صادق و امام رضا و امام جواد(ع) . شاید بیشتر به این دلیل که ازمیان همه امامان ، امام علی (ع) فرصت حکومت یافته بود و کربلای امام حسین هم بیشتربا درون ما همراهی داشت . و مثلا به سیره و نحوه مدارای شخص پیامبراکرم (ص) با مخالفین هیچ توجهی نکردیم . و حتی نحوه مدارای حضرت علی با مخالفینشان . خودمان دراین وسط یک فرمولی برای جمهوری اسلامی خلق کردیم که هر سمتش را بشود به امامی مربوط کرد . شعار : ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند ، یاشعار : خامنه ای خمینی دیگر است ، ولایتش ولایت حیدراست ، و شعارهایی از این دست ، محصول این نگرش تطبیقی است .

 آنقدر در تشبیه و تطبیق انقلاب و حادثه های آن ، با حکومت حضرت امیر و حادثه های آن  افراط ورزیدیم که خودمان  درتحلیل هر ماجرای انقلاب، حتی مراودات اجتماعی اش، با شتاب، حضرت شما را درجایگاه حضرت امیر می نشاندیم و دوستان ومخالفین شما و نظام را با دوستان و مخالفین حضرت امیر می سنجیدیم .

این افراط، کار را به جاهای باریک کشاند. به جایی که مثلا خود شما بحث مفصلی از نقش خواص و عوام را در ظهور ماجرای کربلا به میان آوردید و عبرت تاریخ را به دوستان و دشمنان هشدار دادید. غافل از این نکته که : این عبرت تاریخی، از همان ابتدا، فرضیه ای تثبیت شده با خود داشت و نیازی به اثبات نداشت. این که در این عبرت:  حسین، ما هستیم  و انقلاب می تواند با خیانت خواص و پیروی عوام، به کربلایی درجهت حذف حسین و مرام حسین که ماهستیم منجر شود .  

 وقتی امام علی ، مرگ را بر خود و یاران خود  روا می داند آنگاه  که خبر ربوده شدن یک خلخال از پای یک زن یهودی را می شنود، چگونه است که علی دوستان امروز ما،  از شنیدن خبر کشته شدن مردم ، بله ، مردم ، به دست عوامل حکومت ، مرگ را از خدا تقاضا نمی کنند؟ ما اگر از خبرتجاوز به یک دختر ، مثل علی گریبان چاک زدیم و زمین وزمان را متوجه این رفتار شوم  خودی ها کردیم ، می توانیم از خواص و عوام انتظار مشابهت رفتاری داشته باشیم . یا اگر مثل علی ، دست منتسبین خود را از بیت المال کوتاه کردیم – وحال آنکه درکشور ما این مسئله بیشتربه یک شوخی می ماند – می توانستیم به مردم بگوییم : ما نیزعلوی هستیم . 

حضرت شما، دراین سالهای رهبری،  آنقدر که به دشمن و دشمن ستیزی بها دادید، به دوست و دوستی و دوستیابی بها ندادید. شاید از این باب که باران دشمنی های پی درپی و فراوانی که  برسراین نظام  می بارید، عمده نگرانی شما را بدانسو گسیل نمود و شما و ما، بیش از آن که به دوست متمایل شویم ، دشمن را درمدار توجه خود قرار دادیم . و دراین گردونه دشمن شناسی ، از شناسایی دوست غفلت ورزیدیم . و حیف که باز دراین گردونه غفلت، مرتب با تحریکات و تحرکات و شیوه های مختص به خود ، از شمار دوستان خود کاستیم و برشمار دشمنانمان افزودیم .

 یک مثال دیگر: اگر سخنان شما پیش از این، نگران دشمن بود، درنماز جمعه همین هفته گذشته، دیدیم که سخنان شما نگران رفتار بخشی از مردم ، بله : مردم  است . و این، همان دستاوردی است که دراین سی سالگی انقلاب، ما بدان دست یافته ایم. یعنی سابقا ما برای دشمن خط و نشان می کشیدیم، حالا کارمان بجایی رسیده است که باید برای بخشی از مردم خودمان  خط و نشان بکشیم . قبول می فرمایید که این روند معکوس، کار را بجایی می رساند که درفردای این نظام ، جز دشمن، مردمی در کار نباشد.

اردوغان، چندی پیش وارد مجلس ترکیه شد و با شادمانی گفت : دراین بحران اقتصادی ، کمک از غیب رسید. شادمانی اش به طلاهای انتقالی از ایران اشاره داشت که در ترکیه بارانداخته بود و صاحبی نیز نداشت . هنوز که هنوز است نه فردی ادعای مالکیت آن طلاها را داشته است  و نه کشور مبدا  که جمهوری اسلامی ایران باشد.  این خبر و این خنده  کنایه  آمیز اردوغان، مدتها دستمایه رسانه های ترکیه و جهان بود .

من از این مثال این بهره را می برم که ما به دست خود، بسیاری از فرصت ها را مفت از دست داده ایم و برای دیگران فرصت مفت فراهم آورده ایم. ما می توانستیم امروز دوستان فهیم و فراوانی داشته باشیم که ما را درعبوراز بحرانهای درکمین یاری دهند  اما اغلب آنان را به شیوه ای و تهمتی و رنجی و آسیبی و خراش عاطفی ای از خود رانده ایم و ناخواسته به صف ناراضیان پیوندشان داده ایم.

 اکنون به جامعه ای و کشوری ونظامی دست یافته ایم که بجز استقلال سیاسی، درسایر حوزه ها سخت گرفتار است. رشوه و ریا و رابطه و خاصه پروری و اعتیاد و بیماری مصرف و بیماری تولید و بیماری اجتماعی و بیماری فرهنگی و بیماری انتظامی گریبانمان را گرفته .

می دانم که واگویه کردن آسیب ها، روان شما را می آزارد. این را از زبان شما بسیار شنیده ام . باور کنید مردم ما با همه این غفلت ها و ناکامی ها و عقب ماندگی ها کنار آمده بودند و می خواستند با شما و به رهبری شما سنگ های پیش پای نظام را بردارند . بهمین دلیل با شکوهی مثل زدنی درانتخابات اخیر شرکت کردند. آنان شرکت نکردند که جامعه را به آشوب بکشند و یا جامعه را به عقب تر بازگردانند. مسلما تصویرشان از آینده ، تصویری درخشان از جمهوری اسلامی ایران بوده است . هنوز هم هست.  

همه ما و همه مردم، از این انتخابات اخیر چشم اندازی پراز خیر و خوبی  آرزو داشتیم . فکر می کردیم اگر نونهال انقلاب در یک یا دوسالگی اش آداب معاشرت نمی دانست و با ترشرویی انس بیشتری داشت،  درسی سالگی اش می داند مردم یعنی چه و نحوه معاشرت با مردم یعنی چه. فکر می کردیم این حداقل رشد را یافته است.

حوادث بعد از انتخابات، همه معادلات فکری و انسانی ما را بهم زد. رفتاری که تحت امر حضرتعالی بامردم شد، رفتار هم شان و همطراز زحمت و فهم و همراهی مردم نبود. مردم اگر انتظار داشتند این رفتار را از ماموران خود سر نظام ببینند، درعوض، انتظار این راهم داشتند که رهبرشان، بلافاصله به رسم علی علی های مکررش، همچون علی به مددشان بیاید و دادشان بستاند. نه این که مرتب روح و رفتار وحشیانه ماموران را تایید کند و به مردم معترض خودش، همسنگ اغتشاشگران و براندازان نگاه کند.

به این سخن امام جمعه منصوب خود درمشهد – آقای علم الهدی – توجه کنید که درهمین نماز جمعه اخیر افاضه فرموده اند : .... ابن ملجم ها نمی توانند در کشورعلی (ع) به دنبال سیاست باشند. بعضی از جریان های سیاسی که ادعا دارند : نخبگان باید وارد سیاست شوند، بدانند که اگر ولایت پذیر نباشند ولایت ستیزند و ولایت ستیز یعنی ابن ملجم!

این سخن پوک و مفت و بی خاصیت از آن روی توسط این روحانی کم سواد زده می شود که نعل بالنعل حکومت فعلی را حکومت علی می داند و فعالان سیاسی را ابن ملجم. و در این تحلیل پوک، اصلا هم به این اشاره نمی کند که چرا و به چه دلیلی یک رئیس جمهور قبل از انتخابات برای یک امام جمعه، یک میلیارد تومان پول می فرستد. و به این نیز نمی اندیشد که یک چنین فرمولهایی که ما در نظاممان خلق کرده ایم، ممکن است فرسنگها از رویه علی و اولاد علی دور باشد و حتی در مدار تنفرآنان نیز جای داشته باشد .  

اگربگویم یکی از آسیب هایی که شما خورده اید از ناحیه همین مبلغین کم خردی است که به اسم جانبداری از شما و با رفتار غیراسلامی و غیرانسانی شان، متاسفانه بذر نفرت از شما را در بین مردم افشاندند، از فرزند خود خواهید رنجید ؟ اگر نمی رنجید باید بگویم که حضرت شما درمقام فرماندهی کل قوا، درحوادث بعد از انتخابات، با مردم خود، خوب رفتار نکردید. ماموران شما، به سمت مردم تیراندازی کردند و آنان را کشتند و زدند و اموالشان را سوختند وتخریب کردند. متاسفانه سهم شما دراین حوادث قابل اغماض نیست. بخصوص که بعد ها مکرر فرمودید اهل مجامله نیستید و از مواضع خود عدول نمی کنید.

من شما را به یک سخن دیرین خودتان ارجاع می دهم:

"....مردم اگر متوجه باشند و هوشیار باشند اگر نشانه های کبر و غرور و خودخواهی را در زمامداران فورا ببینند و بشناسند و خیرخواهانه اعتراض کنند و اگر احساس کردند که زمامدار درصدد رفع این بیماری نیست درمقابل او تعرض کنند، یقینا آن بیماری علاج خواهد کرد . .."  این سخنان شخص شماست در سال 1363. می بینید درآن سالهای دور انقلاب، چه سخن نورانی ای  از زبان شما جاری شده است ؟ سخنی که هرچه می گذرد ما بدان نیاز مفرطی احساس می کنیم . سخنی که در گردونه عمل ، مطلقا به آن مراجعه نشد .

شما درآن سالها ، مسئولیت چندانی نداشتید اما در این سالهای رهبری، کدام مسئولیت است که بدون تایید شما مقبولیت داشته باشد؟

مردم ما هنوز اقتدار نظام را طالبند و هیچ گزندی را بر جمال او بر نمی تابند.  عذرخواهی شما  می تواند آتش خشم مردم را سرد کند . به آنان امید بدهد . آب رفته را به جوی باز گرداند. اما اگر این نشود  و همانگونه که در نماز جمعه اخیر فرمودید، کار به تنگناهای انتظامی بکشد، ما رفته رفته، این باقیمانده مردم را نیز از دست خواهیم داد  و شما نیک تر از همه ما می دانید : نظامی که مردم را نداشته باشد ، چه دارد ؟

مشروح این نامه در وبلاگ نویسنده به آدرس زیر قابل دسترسی است:

 http://mohammadnurizad.blogfa.com/post-75.aspx



متن کامل نامه کروبی خطاب به مردم ایران: محاکمه ام کنند تا بگویم از بعد از امام در ج. اسلامی چه گذشته

   هیچ گاه برای من قابل پیش بینی نبود که یک    روز در جمهوری اسلامی به تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم چنین پاسخ دهند    که دادند. پرسش و ابهام مردم درباره سرنوشت رایی که داده بودند را با گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم پاسخ دادند. در    کوچه و خیابان ها هر آنچه را که دور از انتظار بود دیدم. کاش زنده نبودم و نمی دیدم که روزی در جمهوری اسلامی   شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط   افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است:    از لخت و عریان کردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یکدیگر تا فحاشی های    وقیحانه و ادرار کردن در صورت آنها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و    پسران در بیابان. اینها کم نبود که خبر از تجاوز به دختران و پسران در    بازداشتگاهها رسید.
خطیبان جمعه در اقدامی هماهنگ و برآمده از دستورالعمل های اداری، از تریبون نمازجمعه هرآنچه می توانند علیه من می گویند و به من نسبت می دهند.
من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند، تا آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخاست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد. وقاحت به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسببان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند.  از محاکمه خود استقبال می کنم تا امکانی پیش آید و بصورت مبسوط پرده از جزئیات این اسناد و اسناد دیگری که موجود است بردارم و بازگو کنم آنچه را که تا امروز نگفته ام و صدایی باشم برای حق خواهی. خرسندم اگر فرصتی دیگر به وجود آید تا من دامن جمهوری اسلامی را از این فجایع و بسیاری حوادث دیگر که بعد از رحلت امام پیش آمد و بر این مملکت گذشت پاک کنم



Monday, September 14, 2009

تا روز قدس - «عصر بربریت شروع شده است»

ادامه راه سبز «ارس»: درج اخبار مربوط به میر حسین موسوی و مهدی کروبی و انتخابات دهم در روزنامه ها و خبرگزاری های داخلی، ممنوع اعلام می شود. صدا و سیمای ضد ملی، بی شرمانه تر از پیش، هر روز سناریویی جدید در مورد شکنجه شدگان کهریزک و کشته شدگان پخش می کند که تنها ابلهان آنرا باور کنند. کروبی را به خاطر نشر اکاذیب علیه نظام و ثابت نکردن ادعاهایش مجرم می شناسند. رهبر نظام از حضور مردم سبز در راهپیمایی روز قدس ابراز نگرانی می کند.

روز قدس را سبزه زار خواهیم کرد

رهبران جنبش سبز را بیش از پیش تهدید به بازداشت می کنند. برخی مداحان هر شب برای مرگ سران اصلاح طلب دعا می کنند. امام جمعه ی اصفهان تهدید می کند، خفه کنید کسانی را که می خواهند روز قدس را سبز کنند! و ادامه می دهند، تا وقتی سران آزادند فتنه ادامه دارد، باید رهبران جنبش را دستگیر کرد.

سایت «اعتماد ملی»، و برای بار دوم، سایت «کلمه» را فیلتر می کنند. برخی سایت‌های خبری از قطعی شدن عدم حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه ی روز قدس و انتخاب سید احمد خاتمی به عنوان امام جمعه این هفته تهران خبر می دهند. و...
به اصطلاح با این ترفندها می خواهند جلوی جنبش سبز آزادی خواه مردم را بگیرند، و به باورشان، نهضت را در دم خفه سازند. می خواهند در میان مردم رعب و حشت ایجاد کنند. اما زهی خیال باطل! که همه ی این ها نشانه ی ترس مرگ بارشان است از سبزها! نشانه ی هراس بی اندازه ی شان از موج سبز حقیقت!

اینان پایه های سلطنت و قدرت دروغین شان را که عمری با آرامش بر آن تکیه زده بودند و از آنجا برای مردم ساده دل، موعظه می خواندند و خونشان را در شیشه می کردند، متزلزل می بینند. طبیعی است که باید بترسند و به هر حیله و ترفندی چنگ بزنند تا قدرت پوشالی شان را برای چند صباحی بیش تر حفظ کنند.

اینان نه دغدغه ی دین دارند، نه نظام. دردشان قدرت است و سلطنت. سبزها، شده اند بلای جان شان، مایه ی هراس شان! مردمِ بیدار شده اما، با این تندروی ها، با این سرکوب ها، با این سانسورها، با این بگیر و ببند ها، نه تنها عقب نخواهند نشست، بل که در راهشان مصمم تر و استوارتر خواهند شد.
چقدر ساده اند که می پندارند سبزها به خاطر آقای هاشمی رفسنجانی در تدارک برای حضور میلیونی در روز قدس هستند، افسوس که هنوز نمی خواهند سر از برف بیرون آورند! روز قدس یک روز ملی و نمادین است برای حمایت از مظلومین و اعلان برائت از ظالمین؛ امام جمعه ی آن هر کس می خواهد باشد.

سبزها می آیند تا فریاد آزادی سر دهند. می آیند تا ندای مظلومیت شان را به گوش جهانیان برسانند. می آیند تا از حاکمان مستبد و جنایت پیشه در هر کجا که باشند اعلان بیزاری کنند. می آیند تا فریاد سر دهند، دوران «بربریت» به سر آمده، ما «مدنیت» می خواهیم! و این وعده ی خداست که هر جباری را خوار کند و هر خودکامه ای را پست و بی مقدار سازد.

به قول میر حسین عزیز، «باطل رفتنی است و آنچه به مردم سود می رساند باقی می ماند». و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض



Sunday, September 13, 2009

العربيه : رفسنجانى به خامنه اى:شما نبايد دستوردستگيرى كروبى را مى داديد

العربيه.نت : شبکه جنبش راه سبز(جرس) روز جمعه 11-9-2009 گزارش داد كه شنيده ها حاكى از آن است كه آقای خامنه ای دستور بازداشت کروبی را صادر کرده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضای مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام که ریاست آن را حسن روحانی به عهده دارد با اشاره به ديدارش با آیت الله خامنه ای گفته است: “من از همه چیز کناره گیری خواهم کرد، اجازه اقامت نماز جمعه را هم که نمی دهند”.
هاشمى رفسنجانى رئيس مجلس حبرگان رهبرى به آیت الله خامنه ای گفته است : "شما نباید دستور دستگیری مهدی کروبی را صادر می کردید."
هاشمى در اين دیدار همچنين اعلام کرده است كه "با ادامه این روند، اوضاع پیچیده تر خواهد شد" و پاسخی که آیت الله خامنه ای به او داده تنها سکوت بوده است.
هاشمى رفسنجانى همچنین از اینکه همه چیز در اختیار سپاه است و اوضاع توسط نظامیان سپاهی کنترل می شود اظهار نگرانی کرده است.
لازم به يادآورى است كه بعد از انتخابات رياست جمهورى در ايران و حوادث بعدى آن، كروبى افشاگريهاى بسيارى را در مورد شكنجه بازداشت شدگان و تجاوز به زندانيان و اسناد مربوط به آن را منتشر نمود.


کروبی در صورت ادامه انکارها افشاگری می کند

روزآنلاين : یک منبع نزدیک به مهدی کروبی در گفت وگو با روز تاکید کرد که اعضای کمیته سه نفره قوه قضاییه که در بیانیه دیروز خود مستندات این کایندیدای انتخابات ریاست جمهوری در مورد تجاوز در زندان ها را ساختگی دانسته اند، در جلسه خود با نامبرده شکی در مورد بروز تخلفات نشان نداده بودند.
وی با تاکید بر اینکه خطبه های نماز جمعه اخیر آیت الله خامنه ای عملا جهت گیری حوادث را مشخص کرد افزود: "اگرچیزی نیست چرا تک تک اعضای کمیته را دستگیر می کنید‌؟ اگر هراسی از اتفاقاتی که افتاده ندارید چرا در پی از بین بردن مدارک هستید؟ درجلسه آقای کروبی با کمیته سه نفره قوه قضاییه آنها از مدارک موجود متعجب شدند وفضای جلسه آنچنان مثبت بود که حاج آقا گفتند که حتما ترتیب اثر داده خواهد شد. اما بعد دیدیم که نه تنها بساط کمیته را جمع کردند بلکه تک تک افرادی را که درجریان پیگیری های آزارواذیت های رخ داده بودند را دستگیر کردند. "
به گفته این منبع: "برای کمیته سه نفره قوه قضاییه درجلسه هیچ شکی نبوده که تخلفاتی صورت گرفته است چرا که مدارک آقای کروبی اساسا قابل انکار نبوده است. اما ظاهرا جهت گیری بررسی ها نه ازجانب  قوه قضاییه بلکه از سوی مقامات عالی رتبه صورت می گیرد وعملا کمیته کاره ای نیست. درواقع اعتقاد ما این است که اینها برای برنامه آینده شان کار دارند. این موضوع از بالا هدایت می شود. این سه نفر جلسه خوبی داشتند."
وی خاطرنشان کرد: " آقای کروبی مدارک را درصورتی که این پروایی ها ادامه پیدا کند منتشر خواهند کرد. ازجمله اینکه به بیمارستان ها و پزشکان اعلام کرده اند که حق ندارند که گواهی درخصوص ضرب وجرح ها بدهند. درچنین فضایی مردم چطور جرات بکنند بگویند که به آنها جفا شده و یا مورد آزار واذیت قرار گرفته اند؟"
این منبع با اشاره به دستگیری ابراهیم امینی عضو کمیته پی گیری وضعیت آسیب دیدگان پس از انتخابات اظهار داشت: " دستگیری اعضای کمیته پیام مستقیم به مهدی کروبی است" و افزود: "دستگیری ابراهیم امینی نشان می دهد که نه تنها عزمی برای پیگیری تخلفات گسترده در جریان دستگیری ها وآزار واذیت افراد متخلف وجود ندارد بلکه اراده ای وجود دارد تا تخلفات یاد شده لاپوشانی شود. "


مجبد انصاری: هر کس بدون صلاحیت بر مقامی بنشیند، غاصب و ملعون است

ادامه راه سبز (ارس): چند ساعت پیش، حجت‌الاسلام مجید انصاری در آخرین شب از مراسم‌های دارالزهرا در ماه مبارک رمضان که به مدت ده شب برقرار بود، سخنرانی کرد. این عضو مجمع روحانیون در سخنان سراسر انتقادی خود، به صراحت از لزوم اخراج بت‌هایی که جای خدا را گرفته‌اند، سخن گفت و تصریح کرد: بنده به شدت به وجود یک جریان برانداز در درون نظام مشکوکم، این جریان می‌خواهد جمهوری اسلامی در جهان به عنوان نظامی ظالم و خشن معرفی شود.

مجبد انصاری: هر کس بدون صلاحیت بر مقامی بنشیند، غاصب و ملعون است

دانلود نسخه کم حجم    --------    دانلود نسخه با کیفیت

نکته‌هایی  کلیدی از سخنرانی مجید انصاری در مراسم شب بیست و سوم دارالزهرا:
یکی از دوستان می‏گفت با نهج‏البلاغه انقلاب کردیم، حال برخی با مفاتیح می‏خواهند مملکت را اداره کنند.
علی(ع) گفت اگر تمام جهان را به من بدهند تا دانه‏ای را به ظلم از دهان موری بگیرم، والله نمی‏پذیرم. این‏ها هشدار است، تعارف نیست، افسانه نیست. این‏ها دستور حکومت‏داری از سوی علی(ع)، میزان عدالت است.
این آقای مداحی که با کمال بی شرمی دهانش را در مجالس مذهبی تهران باز می‏کند و بوی جهنم از دهانش به اهل آسمان می‏رسد و موسوی و کروبی و مردم را لعن می‏کند، علی(ع) که قسیم النار و الجنه است در همین دنیا جلوی او را خواهد گرفت. قرآن می‏فرماید که کوردلان این جهان، در آخرت هم کور محشور خواهند شد.
علی(ع) می‏فرماید به خدا قسم اگر شبانگاه بر روی خار آرام گیرم و با زنجیر مرا بر روی خارها بکشند برای من بهتر است از اینکه ظلمی بر کسی روا کرده باشم و یا بر مقامی به ظلم و بدون صلاحیت نشسته باشم. غاصب، فقط غاصب فدک نیست، در تمام تاریخ هر کس بر مقامی بدون صلاحیت بنشیند غاصب و ملعون است.
حکومت اسلامی باید گوشش برای شنیدن حرف مردم باز باشد. علی(ع) به جناب مالک‏اشتر می‏فرماید بدترین برادرانت کسی است که عیبت را می‏بیند و دم نمی‏زند. امام صادق(ع) بهترین برادر من کسی است که عیب مرا برایم هدیه آورد. باید بر دهان متملق خاک بپاشید. علی(ع) می‏گوید آنطور که با مستکبران صحبت می‏شود مرا خطاب قرار ندهید.
علی(ع) از درد زهر شمشیر آن ملعون بر خود می‏پیچید و نگران سرنوشت قاتل خود بود، نگران خوراکش بود، نگران کسی که پیامبر او را شقی‏ترین از اول تا آخر تاریخ می‏دانسته است. حکومت اسلامی ارزشش به همین‏هاست و گرنه به تعبیر امیرالمومنین(ع) حکومت از روده خوک بی‏ارزش‏تر است.
بنده کسی هستم که همانطور که امام خمینی گفت حفظ نظام اسلامی رو از اوجب واجبات می‏دانم. قانون اساسی و وصیت‏نامه امام خمینی برای بنده شرط است که به همان هم استناد می‏کنم.
اصل نوزده تا چهل و نه درباره حقوق مردم است. اصل بیست و هفت چرا مسکوت مانده است؟ آیا اصل بیست و هفتم برای راهپیمایی در انتقاد از دولت بوده است یا در حمایت از آن؟ چرا سازوکار انتقاد مسالمت‏آمیز مردم فراهم نیست؟ در همین نظام‏های غربی که مورد تایید ما نیست مگر مردم آن‏ها بر علیه رئیس دولت، بر علیه عملکرد نیروهای نظامی آزادانه تظاهرات نمی‏کنند؟
رهبری در جمع دانشجویان در سال گذشته اظهار داشت که حتی انتقاد از شخص رهبر، در معنی ضدیت با ولایت فقیه نیست. ما خواهان اجرای همین بخش‏های مغفول از قانون اساسی هستیم.
اصل سی و هشت می‏گوید که هرگونه شکنجه برای گرفتن اعتراف و اقرار ممنوع است، این قابل توجه بازجویان و صداوسیمای محترم، من البته چون آنجا نرفتم نمی‏توانم بگویم! اما قانون اساسی و همه فقها می‏گویند که اقرار تحت فشار هیچ سندیتی ندارد و فردی که چنین فشاری را بر دیگران وارد می‏کند باید قصاص شود.
روزنامه دولتی این کشور، روزنامه‏ای که از پول نفت، از پول بنده و شما اداره می‏شود می‏گوید که "محمد موسوی خوئینی‏ها در برهه‏های گوناگون عناد و دشمنی خود را با نظام جمهوری اسلامی نشان داده و از هیچ فرصتی دریغ نکرده است" دروغ به بلندی این برج میلاد برای چه؟ دادستان کل کشور، کسی که هنوز جای شکنجه رژیم گذشته بر بدن وی وجود دارد، وی که در حساس‏ترین موقعیت‏های این مملکت مورد تایید امام خمینی بوده است.
این برادر نظامی به چه حقی به آقای خاتمی، رئیس جمهور این مملکت تهمت می‏زند؟ در قانون شنود منع شده است. چگونه به این راحتی و با افتخار ادعا می‌شود که اطلاعاتی را از شنود به دست آورده‏اند. امام خمینی در سال 61 در آن بحران ترور با هرگونه شنود، بازداشت و ورود به حریم مردم بدون حکم قاضی مخالف بود.
نظام اسلامی مجموعه‏ای از ارزش‏هاست که اگر ارزش‏هایش حفظ شود مقدس است و گرنه در جامعه‏ای که ضعیف در آن نتواند حقش را بگیرد چه تقدسی دارد؟ ما در درون نظام هستیم و خواهان اصلاح آن هستیم. باید جلوی این تهمت‏ها، این مصیبت‏ها گرفته شود. معنی ندارد که عده‏ای چنین مصونیت پیدا کنند که به آقای موسوی بگویند که وی 30 سال منافق بوده است. آیا این تهمت‏ها به آقای کروبی به نفع نظام است؟
بنده به شدت به وجود یک جریان برانداز در درون نظام مشکوک هستم. براندازی این است که جمهوری اسلامی در جهان به عنوان نظامی ظالم، خشن و مخالف گفتمان معرفی بشود. این‏هاست که پایه‏ های نظام را می‏لرزاند و آن را از درون می‏پوساند و گرنه ده‏ها برابر تبلیغات منفی دشمن در زمان امام خمینی وجود داشت ولی کسی باور نمی‏کرد.
علیه تمام بزرگان نظام در حال لجن پراکنی هستند، علیه آقای موسوی، علیه آقای خاتمی، علیه آقای ری شهری، علیه آقای واعظ طبسی، علیه آقای امامی کاشانی، علیه مراجع در حال اتهام زنی و لجن پراکنی هستند. چطور سی سال مسئولین این مملکت همه خائن درآمده‏اند؟ این‏ها براندازی نیست؟ این‏ها پشتیبانی از ولایت فقیه است؟ عده‏ای چاپلوس و تازه به دوران رسیده و مجهول الهویه در حال از بین بردن بنیان این کشور هستند.
ما خواستار اصلاح درون نظام و آزادی زندانیان و آزادی بیان در روزنامه‏ها و صداوسیما هستیم.


فراخوان اعتراضی جنبش سبز مردم ايران

فراخوان جنبش سبز مردم ايران
جنبش سبز در اعتراض به:
- نتايج انتخابات و خشونت دولت كودتا در برخورد با معترضان،
- تيراندازي به صورت مستقيم به معترضان،
- كشتن حداقل 72 تن (تشخيص هويت داده شده) و خاكسپاري
حداقل 44 نفر به صورت شبانه و غيرقانوني در بهشت زهراي تهران،
- اعمال خشونت، شكنجه، قتل، و تجاوز به دستگير شدگان در زندان اوين و بازداشت گاه كهريزك
- دستگيري تعداد زيادي از فعالان سياسي و برگزاري دادگاه نمايشي و پخش اعترافات بي ارزشي كه تحت شكنجه و فشار گرفته شده اند،
- دروغ هاي آشكار و پياپي و عوام فريبي از طريق صداوسيما، رسانه ي كودتا
از مردم دعوت مي كند در راهپيمايي روز قدس شركت كنند و اين بار نه براي لبنان و فلسطين، بلكه براي بازپس گرفتن حقوق از دست رفته ي خود و همه هم ميهنان ايراني فرياد آزادي خواهي سر دهند و با شعار
« نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران»
و خروش دوباره ي « ا... اكبر » قدرت همبستگي سبز مردم را به حكومت كودتا نشان دهند
شما نيز مي توانيد از همين امروز در پخش اين فراخوان به ما كمك كنيد.

وعده ي سبز ما آخرين جمعه ماه رمضان، 27 شهريور



ترجمه "کلام آخر" در خطبه نمازجمعه آقای خامنه‌ای

نظام: هفته آینده جمعه روز قدس است. امسال هم به توفیق الهی و به هدایت الهی مردم ایران در این روز راپیمایی خواهند کرد. روز قدس فقط متعلق به قدس است و نباید اجازه داد شعار دیگری مطرح شود.

همه با هم: روز قدس، روز فریاد سبز آزادی

ترجمه: بالاخره 85 درصد مردم که به رهبر رای اعتماد داده اند و اعتمادشان به «نظام» را اعلام کرده اند، پس نگرانی برای راهپیمائی روز قدس وجود ندارد. این جمله خامنه ای نشان می دهد که حکومت برای اینکه به دنیا نشان دهد که همه چیز تمام شده و به مردم هم بباوراند که کاری از دستشان ساخته نیست و بتواند نگرانی عمیق از بازگشایی مدارس و دانشگاهها را بنحوی درمان کند، نقشه پلیدی کشیده است. رهبر در جلساتی که با فرماندهان نظامی کودتا داشته به این نتیجه رسیده که روز قدس را با جمعیت مصنوعی برگزار نمایند. واژه ای که هفته گذشته از دهان رهبر پرید که حوادث اخیر یک «رزمایش» بوده، برآمده از همان جلسات «قدس درمانی» است.خامنه ای بار دیگر یکی از بزرگترین اشتباهات عمرش را مرتکب می شود. او می خواهد از روستاها و شهرستانها، اتوبوس اتوبوس جمعیت جمع کرده و به تهران بیاورد تا روی تهرانیها را کم کند؟ هنوز بچه تهرونی ها را نشناخته است.باید این تهدید رژیم را به یک فرصت برای خودمان تبدیل نموده و به همه سبزهای شهرستانی اطلاع دهیم که در کاروانهای قدس حکومت شرکت نموده و با اتوبوس مجانی آنها به تهران بیایند تا بتوانند به برادران خود در پایتخت ملحق شوند. ظاهراً با مکر حکومت، سبزها می روند تا به دستاوردهای بزرگی در روز قدس دست پیدا کنند. حکومت خودش دارد برای ما جمعیت جور می کند. آن چهارصد هزار سربازی هم که قرار شده ارتش و سپاه از سراسر کشور برای این «رزمایش» بیاورند دقیقاً همان جوانهایی هستند که ما علاقه داریم بتوانند بیرون از فضای پادگان و تبلیغات مسموم عقیدتی سیاسی، پیام خواهران و برادرانشان را شنیده و چشم و گوششان کاملاً باز شود.با توجه به نقشه حکومت برای برگزاری راهپیمایی روز قدس با جمعیت مصنوعی، هیچگونه برنامه ای برای سرکوب تظاهرات وجود نخواهد داشت، زیرا حکومت یکی از این دو طرح را می تواند اجرا کند، یا تظاهرات را لغو و با هر گونه تحرکی برخورد کند، یا اینکه گارد سرکوبگر را از دید مردم و دوربینها و ناظران جهانی دور کند تا بخیال خودش نمایش تظاهرات را برگزار کند. تظاهرات مردمی همزمان با حضور گارد در خیابانها امکان ناپذیر است.بهترین فرصت برای جنبش سبز فراهم گردیده تا با همت عالی، در محلات راه افتاده و خانه بخانه افراد را برای راهپیمائی سرنوشت ساز جمعه 27 شهریور دعوت کنند..

پی نوشت: اینهم یه فرم (دعوت به روز آزادی قدس و ایران) آماده برای چاپ و پخش توسط سبزه های پارکها و اطراف خیابانها و چمنهای منازل!!!:

- اعلامیه‌های چهارتایی روز قدس: آماده‌ی تکثیر، اینجا.

برای بازدهی بیشتر میتوانید اعلامیه ها را دو رو چاپ و تکثیر کنید و برای این منظور میتوانید از یکی از فرمهای زیر جهت روی دوم اعلامیه استفاده نمایید:

بیانیه شماره ۱۲ موسوی خطاب به مردم ایران

دانلود چهارتایی توی یه برگه.
بیانیه شماره ۱۱ موسوی

دانلود چهارتایی توی یه برگه.

اعلامیه: نامه کروبی به لاریجانی(قضاییه)
در این نامه: افشای تخلفات فرمانده سپاه برای پنهان کردن اسناد جنایات.


دانلود چهارتایی توی یه برگه.




پس از81 روز هنوز کودتاچیان، هم می ترسند و هم چنگ و دندان نشان میدهند

 81 روز از جدال و تضادی که رهبران کودتای 22 خرداد اسیر آنند گذشت. این جدال و تضاد میان ترس و حمله، غرش و وحشت، امید و نا امیدی همچنان برقرار است و حاصل آن گاه صحنه ها و تصمیماتی است چنان مضحک، که با خشونت و بربرمنشی برابری می کند. برای نمونه، درحالیکه رهبر کودتا – علی خامنه ای- وعده برخورد شدید با متخلفین در بازداشتگاه کهریزک را میدهد، از ترس یک گام عقب نشینی و سقوط در سراشیبی، فرمان دستگیری آنهائی را میدهد که خواهان رسیدگی به جنایات در بازداشتگاه ها هستند!
مجلس و دستگاه قضائی دو هیات برای بررسی جنایاتی تشکیل میدهند که فیلم و مستندات آن روی شبکه بین المللی یوتیوب است و نیاز به سند و مدرک دیگری نیست. پس از چند بار خیز برداشتن و عقب و جلو شدن، یکباره می ریزند به دفاتری که حدس می زنند اسناد بخشی از این جنایات در آنجا جمع آوری شده است. ابتدا آن اسناد را می برند و بدنبال آن، نایب رئیس مجلس – باهنر- هنرمندان می گوید: اگر کروبی نتواند ادعاهایش را مستند کند باید با او مقابله قضائی شود! پس از این هنرنمائی مجلسی، هنرنمائی قوه قضائیه آغاز می شود. دو عامل شناخته شده قتل عام 1367 و قتل های زنجیره ای، یعنی رئیسی و اژه ای بیانیه قضائی صادر می‌کنند و می گویند کروبی نتوانست تجاوز و جنایت در کهریزک را ثابت کند. ابتدا سندها را از دفتراو ربوده اند، سپس می گویند بیا ثابت کن!
رهبر که به فرمان او 81 روز است در زندان ها و بازداشتگاهها سرگرم در آوردن چشم فتنه اند، می گوید حضرت علی هم چشم فتنه را در آورد. حالا فرض کنید امشب ایشان سرش را گذاشت زمین و یک کس دیگری رهبر شد. آن چشم فتنه ای که رهبر بعدی باید در بیآورد، چشم چه کسی خواهد بود؟
البته اگر چنین حادثه ای در این هفته ها و ماه ها روی بدهد، شک نیست فرماندهان سپاه اعضای مجلس خبرگان را هم دستگیر می کنند و خودشان می شوند ولی فقیه شورائی. البته موقتا، زیرا بعد از مدتی یکی از اعضای این شورا علیه بقیه کودتا خواهد کرد و بعد از مدتی یکی دیگر از میان فرماندهان علیه این یکی و ... مثل ترکیه و پاکستان و عراق و...
علی خامنه ای مانند همه مردم ایران می داند که نه خود دیگر مشروعیت مردمی دارد و نه دولتی که بر سر کار آورده است، اما ریش حاکمیت در مذاکرات اتمی گیر است و نیازمند نمایش مشروعیتی که در انتخابات ریاست جمهوری دود شد و هوا رفت. او روی راهپیمائی روز قدس سرمایه گذاری کرده است، اما خطر اینجاست که مردم بیانید در راهپیمائی اما شعارهای خودشان را بدهند و بپرسند: رای ما کجاست؟
می گوید مردم بیایند اما فقط درباره قدس شعار بدهند. حالا بازی شاه و له له شروع شده. هم مردم بیایند و هم شعار ندهند. برای این کار اول باید نماز روز قدس را از هاشمی رفسنجانی بگیرند و مثلا بدهند به حجت الاسلام منفوری بنام احمد خاتمی تا مردم نیآیند. بسیج و سپاه را هم بیآورند تا هر کس علامت سبزی همراه داشت و یا شعاری غیر از قدس داد بزنند!
تا روز قدس شاید مجبور شوند چندتا چشم فتنه دیگر را هم از حدقه در آورند تا راهپیمایان غیر حکومتی را بی رهبر کنند. اما این حمله، ترس هم دارد. این ترس که روز قدس ادامه پیدا کند! امیدوارند چنین نشود و بتوانند ادعای تثبیت کودتا را بکنند، اما اگر چنین شد، چه باید کرد؟ امید و ناامیدی با هم است.
قاتلین و متجاوزین منتظر تثبیت اوضاع اند تا جایزه سرکوب مردم را از دولت و حکومت بگیرند. آنها که در مجلس اند، جای پایشان برای دوره بعدی محکم شود و آنها که خارج از مجلس اند جای مسئله دارهای مجلس را بگیرند. تمام باور و اعتماد جامعه نسبت به حاکمیت فرو ریخته است. حتی در میان آنها که به احمدی نژاد رای داده بودند. با این بی اعتمادی چه کنند؟ رهبر می گویند مردم طرفدار نظام است و نظام هم یعنی ایشان. اما اگر نداند که در 80 روز گذشته تبدیل به منفورترین چهره حکومتی شده در خواب غفلت است. حتی در میان روحانیون


حسن یونسی: کدام جمهوری اسلامی واقعی و کدام جمهوری اسلامی تقلبی است

  مقام رهبری در    خطبه ‏های نماز جمعه این هفته به درستی هشدار دادند که مراقب باشید یک    جمهوری اسلامی تقلبی برای ما درست نکنند. بر این اساس لازم است بنا بر اهداف انقلاب اسلامی، َ قانون اساسی و آموزه ‏های دینی تبیین نماییم که   جمهوری اسلامی تقلبی و واقعی چیست و شاخصه‏ های آنان کدامند.
جمهوری اسلامی تقلبی هم جمهوریتش تقلبی است هم اسلامیتش غیر واقعی َ ظاهری و ابزاری.
جمهوری اسلامی واقعی بنابر گفته امام خمینی همان جمهوری و مردم سالاری است که در همه جای دنیا شناخته شده است و جمهوری تقلبی مانند آنچه در حکومتهایی چون حکومت صدام و امثال آن وجود داشته و دارد انتخابات و رای مردم تنها یک نمایش است و تا آنجا قابل احترام است که منطبق با نظر حاکمان باشد. در جمهوری واقعی رای مردم منشا و مبنای مشروعیت حکومت است و در نوع کاریکاتوری آن رای مردم برای دکور و تزیین حکومت به کار می آید. در نوع واقعی آن اصل رضایت مردم است و در نوع تقلبی آن اصل حفظ نظام است.
در جمهوری اسلامی تقلبی به بهانه حفظ آن می توان به هر کاری دست زد و در شکل واقعی آن حکومت فی نفسه ارزشی ندارد مگر آنکه به گفته امیر مومنان منشا اجرای عدالت باشد.
در جمهوری اسلامی واقعی صداقت و راستگویی حاکمان با مردم یک اصل خدشه ناپذیر است و در نوع تقلبی آن دروغگویی حاکمان و فریبکاری رسانه هایشان برای حفظ حکومت یک مصلحت شمرده می شود.
در جمهوری اسلامی واقعی امامش از آزار یک زن یهودی آرزوی مرگ را سزاوار می داند و در جمهوری اسلامی تقلبی ماموران حکومت دختر نوجوان یک رزمنده مجاهد را در خیابان می ربایند و کسی دم برنمی آورد.
در جمهوری اسلامی واقعی غیرمسلمانان نیز در ابراز شعائر دینیشان آزادند و در جمهوری اسلامی تقلبی ذکر الله اکبر نیز آنگاه که از دهان مخالفین بیرون آید سزاوار گلوله است.
در جمهوری اسلامی واقعی بر اساس اصل امر به معروف و نهی از منکر منتقدین و مخالفینش را ارج می نهد و حقوق آنان را محترم می‌شمارد و جمهوری اسلامی تقلبی دوستان دلسوزش را نیز به داغ و درفش می نوازد.
در جمهوری اسلامی واقعی مردم ولی نعمتند و در نوع کاریکاتوری آن مردم اگر ناراضی و معترض باشند جان و آبرویشان بر حکومت حلال و مباح.
در جمهوری اسلامی واقعی قاتل مولایش به رفتار انسانی سفارش می شود و در نوع تقلبی آن دوستان دیروز و امروز گرفتار در بند تحت شدیدترین فشارها قرار می گیرند.
در جمهوری اسلامی واقعی شکنجه زندانیان ممنوع و غیر انسانی است و در جمهوری اسلامی تقلبی شیوه ای مباح برای سرکوب و ارعاب و اعتراف گیری.
در نوع واقعی آن حق تجمع و راهپیمایی و حق آزادی بیان یک اصل است و در شکل تقلبی آن نشریات منتقد به راحتی توقیف می شوند و احزاب قانونی نیز از حق برگزاری تجمعات محروم.
در جمهوری اسلامی واقعی جوانان سرمایه های کشورند َ در نوع تقلبی آن هم همینطور است اما اگر معترض شوند جایشان در کهریزک است و نعششان روی دوش مادران.
خلاصه آنکه در جمهوری اسلامی تقلبی هم نقش مردم نمایشی است و هم رنگ دینی اش تقلبی. در این نوع حکومت هم جمهوریتش ابزار است هم اسلامیتش. همه و همه ابزارند برای حفظ قدرت


بازداشت های جدید در به در بدنبال شبکه لُو دهندگان نتیجه واقعی انتخابات

80 روز پس از کودتای 22 خرداد، هنوز دستگیری مدیران سابق و غیرسابق وزارت کشور، برای پیدا کردن رد پای شبکه لو دهنده آراء واقعی انتخابات ریاست جمهوری که در آن میرحسین موسوی نزدیک به 20 میلیون رای آورده بود ادامه دارد. سایت خبری میزان روز گذشته اعلام داشت که علاوه بر جهانبخش خانجانی سخنگو وزارت کشور در دولت خاتمی، روز گذشته عیسایی مدیرکل سابق حقوقی وزارت کشور نیز بازداشت شد. شنیده می شود انتقال اسناد تقلب در انتخابات به نامزدهای معترض مهمترین اتهام مدیران و کارشناسان بازداشت شده وزارت کشور بوده است. همزمان با این بازداشت، اعلام شد که دکتر امینی مشاور مهدی کروبی در شیراز نیز  دستگیر شده است.

این دستگیریها، دستگیری علیرضا بهشتی، مرتضی الویری را کامل می کند که سه روز پیش بازداشت شدند و ظاهرا همه این تلاش ها در جهت جلوگیری از هدایت و رهبری مردم در راهپیمائی روز قدس است


مرا بشناس

من ایرانی هستم و برای اعتلای نام ایران هر کار پسندیده ای را که به حقوق مدنی و انسانی دیگران خدشه وارد نکند انجام می دهم و این وبلاگ تا زمان سقوط دیکتاتوری در ایران با منبع قرار دادن سایت های روشنفکران ایرانی در زمینه اطلاع رسانی به هم میهنان حق طلب فعالیت خواهد کرد.