هشدار امام راحل را دریابید که: «حواستان را جمع کنيد که نکند يک مرتبه متوجه شويد که انجمن حجتيه‌اي‌ها همه چيزتان را نابود کرده‌اند.------------گاندی : ابتدا شما را نادیده می گیرند، بعد به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند، آنگاه شما پیروز خواهید شد!

Saturday, October 24, 2009

نخستین وزیر دادگستری ج. اسلامی: جز معدوی حاکم کسی نتیجه انتخابات را قبول ندارد

احمد صدر حاج سیدجوادی عضو ارشد نهضت آزادی ایران و وزیر کشور دولت موقت خطاب به مردم ایران نکاتی را درباره بحران همه جانبه حاکم بر جمهوری اسلامی بر شمرده است. در خطابیه وی آمده است:

شرایط کنونی به گونه ایی گردیده است که جمهوریت و اسلامیت مورد تعدی و تهدید قرار گرفته است. نتایج شگفت آور انتخابات ریاست جمهوری دهم را جز معدودی از حاکمان هیچ یک از آحاد ملت ایران باور نکرد و نپذیرفت. شعارهای موج سبز که به صراحت در مخالفت با اعمال غیر قانونی و غیر اخلاقی دستگاه حاکمه است، مورد حمایت اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران است.
در روند فعالیت های امنیتی دیده می شود که هیچ یک از اقشار جامعه از کارگر تا دانشجو و حتی بانوان خانه دار از تعرضات نیروهای امنیتی و شبه انتظامی مصون نمانده اند
.

شماری از فرزندان درستکار این آب و خاک در کمال مضیقه در زندان مورد شکنجه و تجاوز قرار می گیرند و آنگاه کسانی که از سوی قوای قضاییه و مقننه و سایر مقامات برای یافتن و کشف حقایق مامور می گردند، در کمال تعجب، شواهد دیده و شنیده شده را انکار می کنند و دروغ معرفی می نمایند که موجب نهایت تاسف است.

 مسئله جمهوری در تلازم با اصول دموکراسی است که در ایران به کلی مسکوت و بلکه منکوب واقع شده است و آزادی احزاب و گروههای سیاسی و فعالان مردم سالاری همچنان در تنگنا قرار می گیرند .

تمایلات سیاسی آقایان حکومتی ها برای بقای دولت خود، ناظر به جلب رضایت دو دولت روسیه و چین کمونیست است.

مسئله خروج 5/18 میلیارد دلار و طلا از کشور، که حکومت ترکیه آن را مائده آسمانی خواند، از دیگر نکاتی است که باید به جدیت از سوی تمام دوستداران منافع ملی پیگیری شود. اینجانب به اتفاق آقایان دکتر ابراهیم یزدی و مهندس عزت الله سحابی نامه ایی به دادستان نگاشتیم و خواستار پیگرد حقوقی مسئله گردیدیم. تاراج سرمایه های ملی و خروج غیر قانونی آن، مسئله ایی ملی است که باید قوه قضائیه با تمام قوا آن را پیگیری نماید. تکذیب های شتابزده برای درست کردن حاشیه های امن برای کسانی که در مظان اتهامند، بهانه به دست کشورهای بیگانه جهت مسکوت کردن قضیه است. این ثروت ملی متعلق به آحاد ملت ایران است و هیچ قدرتی حق حاتم بخشی آن را ندارد .



سه دلیل و نتیجه حمله اوباش بسیجی به شیخ مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات

   حمله دیروز چاقوکش های بسیج به شیخ مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات، که منجر به مجروح شدن وی از ناحیه پیشانی شد، بازتاب وسیعی در جامعه داشت. همانگونه که در محل نمایشگاه داشت و جمعیت وسیع حاضر در نمایشگاه با "درود بر کروبی" حمایت خود را از وی اعلام داشتند. پیرامون این واقعه، که علاوه بر تشدید خشم مردم نسبت به دولت و کودتاچی های سپاه، بی شک واکنش های وسیع حمایت از کروبی را در محافل روحانی کشور در پی خواهد داشت، می توان به نکات زیر توجه ویژه کرد:http://img2.tinypic.info/files/i8krk862bilalkzrxzxn.jpg
1- از جمله دلائل این حمله که دولت و فرماندهان سپاه می دانستند به مهم ترین خبر داخلی تبدیل خواهد شد، در سایه قرار دادن خبر مهم و جنجالی دیگری بود که در سه روز گذشته، در صدر خبرهای مربوط به ایران در تمام رسانه ای تصویری و مکتوب جهان داشت. یعنی افشای ملاقات پنهان رئیس آژانس انرژی اتمی ایران با رئیس آژانس انرژی اتمی اسرائیل در قاهره پایتخت مصر. بموجب خبرهائی که خبرگزاری ها منتشر کرده اند دیدار در ماه سپتامبر انجام شده اما تا حالا فاش نشده بود. افشای این خبر چنان بازتابی در میان نیروهای نظامی، بویژه سپاه پاسداران و مردمی که هنوز به عمق بندبازی های احمدی نژاد و حمایت علی خامنه ای از او به دلیل همین بندبازی ها پی نبرده اند، که تولید خبر جنجالی دیگری – علیرغم همه هزینه های مذهبی و اجتماعی که در بر دارد- را در دستور کار قرار دادند. بدین ترتیب خبر حمله به مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات در راس خبرها قرار گرفت و دیدار اتمی ایران و اسرائیل در قاهره به حاشیه رانده شد!
2- آنهائی که برای تولید این خبر و حمله به مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات جواز عمل دریافت داشتند، همانهائی بودند که مهدی کروبی در باره فجایع و تجاوزهائی که در بازداشتگاه ها – بویژه کهریزک و زیر زمین وزارت کشور- دست به بزرگترین افشاگری زد. به همین دلیل، مهاجمین به سوی کروبی، باندازه کافی انگیزه های شخصی برای انتقام گیری از کروبی داشتند که دستور حمله به وی را با جان و دل اجرا کنند و چنین نیز کردند.
3- واقعه حمله به کروبی در نمایشگاه مطبوعات و رسوائی ناشی از افشای خبر ملاقات اتمی ایران و اسرائیل در قاهره، عزم مردم را برای تکرار حضور خیابانی روز قدس را این بار در روز 13 آبان بیشتر کرد


Friday, October 23, 2009

ساز و کار معیوب مدیریت نظام اسلامی؛ غلاماني كه سلطان را اداره مي كنند! بابک داد

ادامه راه سبز«ارس»: حتما" تا بحال چندین بار این جمله را شنیده اید که:"شاه یا رهبر خوب است اما اطرافیانش بد هستند!" این نوشته قصد دارد زیر و بم حکومت بظاهر اسلامی ایران را تحلیل کند. و به این سئوال پاسخ دهد که آیا واقعا" مقام رهبری زیردستانش را اداره می کند؟ و یا گاهی خود او هم توسط موهومات القایی زیردستانش، مدیریت و هدایت می شود؟ حقیقت این است که هر دو شکل این مدیریت معیوب در حال انجام است! اما نهایتا" مسئولیت نهایی تمام جنایات اخیرکه با نام دین بر مردم می رود، بر عهده شخص مقام رهبری است.
عزل و نصبهاي نمايشي چند مهره مانند سعيد مرتضوي و حسين طائب و محمدرضا نقدی، اگرچه نشانه مثبتی از تأثیر نیروی جمعی ماست، اما نهایتا" تغيير معنادار يا جابجايي مهمي در ساختار نظام استبدادي ولايي محسوب نمي شود. دیکتاتور هنوز از بهره گیری از مهره های خونریز خود برای خاموش کردن ندای حق طلبانه ملت ناامید نشده و این هشدارباشی است برای ما تا از خواسته هایمان کوتاه نیاییم. سرکوبگران از آخرین نیروهای خود برای سرکوب مردم و بازسازی قوای خود استفاده می کنند و نباید مجال بازسازی سیستم فاسد و ضدمردمی خود را بیابند.
گزينش سردار محمدرضا نقدي سرتیم شکنجه گران بازداشتگاه وصال به سمت فرماندهي جديد نیروی مقاومت بسيج كه از سوي رهبري به جاي حجت الاسلام حسين طائب منصوب شده، نشان تازه ای است از اين واقعيت كه در رأس هرم قدرت، هيچ اراده اي براي كوتاه آمدن در مقابل خواستهای ملت وجود ندارد و بنا نيست جز با "مشت آهنين" به خواسته هاي مدني مردم پاسخي داده شود. چنانچه دادستان جديد تهران هم چيزي از خلق و خوی قاضی سعيد مرتضوي كم ندارد و در هفته اول انتصابش، ستاد پيگيري شكنجه ها و دفتر كار آقايان كروبي و موسوي را تعطيل كرد تا در اولين آزمون خود در سرکوبگری، نمره قبولي بیاورد. اگرچه همه می دانیم اين افراد با دستور و رضایت شخص آقاي خامنه اي به سركوبها و رفتارهای سبعانه و خونريزي مبادرت مي كنند، اما از سويي شخصا" معتقدم همین زيردستان هم در چرخه ای دوسویه، به نوعی ولی فقیه را "مديريت" مي كنند! به عبارت دیگر اساسا" ساز و كار روابط سلطان و غلامان را باید به گونه بخصوصي ببینیم و تحليل و ارزيابي كنيم. شايد متدينين و اقشار سنتی جامعه با مطالعه اين تحليل، تصوير ذهني شان را با چيزهاي وحشتناكي كه در بدنه و رأس حكومت نائب امام زمان مي بينند، بتوانند كمي تطبيق دهند و از پیچیدگی روابط درونی سیستم ولایی سر در بیاورند. ميخواهم بر پايه ديدگاه و فهم همين اقشار سنتي و ديندار جامعه، روابط سلطان صالح(!) و غلامان فاسدش را بررسي كنم و آن را زیر نور بگیریم تا پیچیدگی روابط درونی این سیستم را بهتر بشناسیم.
بسیاری می پرسند آیا مقام رهبري، براستي درد دين و دغدغه خدا و اسلام دارد؟ و آيا براي نجات هدف بزرگتري بنام اسلام است که بقول آقای حداد عادل، چيزهاي كم «اهميت تري» مثل جان انسانها و معترضين را قرباني مي كند؟ که در انتخابات تقلب مي كند؟ که دروغ مي گويد و دستور شكنجه صادر مي كند و جان مخالفان را می گیرد؟ آيا شخصي مثل آقاي خامنه ای كه رهبري سركوبها و جنايات را بر عهده دارد، براي انتفاع شخصي و سود مادي و ثروت اندوزي حكم به چنين سركوبهايي مي دهد؟ يا اینکه واقعا" براي خود رسالتي آسماني قائل است كه گمان مي كند براي انجام آن رسالت الهي، مجوز انجام هر كاري به او داده شده و آن هدف مقدس، هر وسيله اي حتی روشهای کثیف و نامقدس را توجيه كرده و مي كند؟ از ظاهر امر چنين بر مي آید كه آیت الله خامنه ای چندان اهل مال اندوزي نيست و خانواده او نیز علی الظاهر از فعاليت آشكار مالي و اقتصادي به دورند. پس می توان این ادعا را پذیرفت که تلاش سرسختانه آقاي خامنه اي براي بقا در قدرت، ظاهرا" براي کسب مواهب مادی و ثروت اندوزي نيست و اگر هم روزگاری چنان قصدی داشته، اکنون امكان بهره مندي و برخورداری از ثروتهاي كلان نهاد رهبري براي او و اهل بيتش وجود ندارد. او یا حقیقتا" ساده زیست است و یا وانمود می کند زندگی ساده زیست و معمولیی دارد که به لحاظ معیشتی شبیه زندگی امامان است! پس دلیل اصرار آقاي خامنه اي براي باقی ماندن در حكومتی که به گفته امام علی(ع) از آب بینی بزغاله بی ارزشتر است چیست؟ دلیل پافشاری او برای حکمرانی بر ملتي كه عدالت و صلاحیتهایش را نفی می کنند و دوستش ندارند و او را دیکتاتوری خونریز می دانند چیست؟ این قدرت طلبی که ظاهرا" ريشه در نفع مالي و يا هوسراني هاي معمول سلاطين و شاهان ندارد و احتمالا" به گمان خود ايشان، اقتدارطلبي او خواستگاه ديگري مثل انجام يك رسالت ديني و تاريخي دارد. پس چرا بر اساس همان آموزه های دینی، وی از قدرت کناره نمی گیرد؟ باقی ماندن آقای خامنه ای بر قدرت، نهایتا" اجر اخروی او را تأمین می کند یا سود دنیوی زیردستانش را؟
بر فرض پذیرش این مدعا که آقای خامنه ای بدنبال احیای دین علوی است، چرا این "هدف مقدس" در لایه های بعدی و زیزین حاکمیت به "ابزارهای نامقدسی" مثل آزار مخالفان و شکنجه و قتل و حتی تجاوز متوسل می شود؟ اگر بپذیریم آقای خامنه ای چنانکه مدعی است اهداف مقدسی دارد، پس چرا در لايه هاي زیرین حاكمیت و در میان دولتمردان، اين احساس وظيفه ديني و رسالت تاريخي رنگ مي بازد؟ و تبدیل به انواع سودخواهی ها و بدکاریهای نامقدس و حتی کثیف می شود؟ آیا جز این است که آقای خامنه ای هم در خفا به آنچه شعارش را می دهد بی اعتناست؟ وگرنه چرا اخبار سوء استفاده هاي مالي و زشت کاریهای اخلاقی، زد و بندهاي كلان اقتصادي و انواع فسادها از خيمه مقاماتي شنیده می شود كه توسط همین رهبر فرزانه و پرهیزگار منصوب شده اند؟ و چرا دامنه فسادهای حکومتی این چنين گسترده و پرشمارند؟ چگونه است كساني كه توسط چنين رهبری بظاهر ساده زيست به مسئوليتهاي كشوري و لشكري منصوب مي شوند، اغلب بدنبال چپاول و غارت اموال ملت هستند، دروغ مي گويند، مدرك تحصيلي جعل مي كنند و يكشبه به ثروتهاي افسانه اي مي رسند و برای بقای خود آدم می کشند؟ آيا شاكله و چرخه نظام فعلي، سراسر فاسد و ثروت اندوز است؟ و آیا ساده زيستي رهبر هم يك حقه بازي است كه توانسته بيست سال ادامه اش بدهد؟ يا اينكه رأس رهبري نظام، شخص ساده زيست (یا ساده لوحي) نشسته كه بدنبال انجام یک رسالتي دینی و تاريخي موهوم است و براي انجام آن رسالت بزرگ، نه به فساد زيردستانش توجهي دارد و نه اساسا" به چیزهای زمینی و پیش پا افتاده(!) اهميتي مي دهد. آيا واقعا " آقای خامنه ای هم مانند سلاطين جائر و شاهان فاسد پیش از خود، دچار سندروم روحي «برگزيده شدگي» از سوي خداوند شده و باور دارد كه «ظل الله» و سايه خداست؟ و آيا این توهم «خودانگیختگی» آقای خامنه ای، چیزی از بار مسئولیت جنایاتی که در حیطه حکومتش صورت می گیرد می کاهد؟
آیا اين جمله مشهور که هميشه در تاريخ گفته اند و شنيده ايم كه: «شخص رهبر يا سلطان يا شاه خوب است، اما اطرافيانش بد و فاسد هستند!» چیزی از بار مسئولیتهای آقای خامنه ای کم می کند؟ و آیا او حقیقتا" خوب و بی نقص است؟
راستی چه فعل و انفعالاتي رخ مي دهد كه در رأس حكومتهاي فاسدي مثل نظام كنوني، شخصي مي نشيند كه ظاهرا" خوب است و حتی از فسادهاي شديد زيردستان خود مبري و بدور می نماید؛ اما در عين حال، توان يا عزم و اراده لازم را هم ندارد تا زيردستانش را منزه و پالايش كند و از مال اندوزي و انواع فسادها و جنايات برحذر دارد؟ و چگونه است که در بدنه هرم قدرت این رهبران و شاهان خداگونه، انبوهی از فساد تلنبار می شود؟
بياييد فرض كنيم آقاي خامنه اي و حتی احمدي نژاد چنانكه مدعي هستند منزه و غيرفاسدند و رضايتي هم ندارند که زيردستان و منصوبانشان فاسد باشند. فرض كنيم رهبر نظام، مؤمنانه (از دیدگاه خودش) بدنبال بقاي حكومت خود و بقاي دين خداست و باور دارد كه براي انجام يك رسالت دینی و یک هدف مقدس، مجاز است «قاطعيت علوي!» داشته باشد و وقت و بی وقت، چشم فتنه را كور كند و تمثال حی و حاضر «علي زمانه» باشد كه به زعم وی، در طول حاکمیتش هزاران نفر را براي نجات دين كشت و از دم تیغ گذراند. نشانه هاي اين ادعا در رفتار و گفتارهاي آقاي خامنه اي و احمدي نژاد به وضوح ديده مي شود. بیایید ادعای آنها را باور کنیم و فرض كنيم آنها مؤمنانه و ساده لوحانه باور كرده اند برگزيدگان خدا هستند و خود علي بيني رهبر، باور آقای خامنه ای است و احمدي نژاد هم قضیه «هاله نور» دور سر خودش را مؤمنانه باور دارد و باور كرده كه براي مديريت جهان و زمينه سازي ظهور امام زمان «برگزيده» شده است! بگذارید توهمات آنان را باور کنیم. سئوال اینجاست كه چرا برغم چنين تلاش زاهدانه اي در اين اشخاص، اساس حكومت و دولت آنها غيرمردمي، خونريز، فاسد و ستيزه جوست؟ و چرا آنان نتوانسته اند و نمي توانند صلاح و رستگاري دنيا را از بدنه حكومت و دولت خودشان شروع كنند؟ آيا اصلا" رهبري و رئیس دولت کودتایی چنين قدرتي دارند و آیا آنها زيردستان فاسد خود را اداره مي كنند؟ يا این زيردستان زیرک هستند که رندانه، رهبر و رئيس دولت ساده لوح را با القاي ذهنيتهاي خاص مديريت مي كنند؟ براستي در آن لايه هاي پاييني حكومت «ظل اللهی» چه مي گذرد؟
دو فرضيه بيشتر مقابل ما نمي ماند كه هر دو اينها، اثبات كننده عدم شايستگي و لياقت آقاي خامنه اي براي رهبري است. آقاي خامنه اي يا خبر ندارد كه چه فساد و جناياتي در مجموعه زيردستان رواج دارد (که محال است نداند) و يا براي حفظ لذت روحي و تسكين كمبودهاي روانيش، به آن سياه كاريها رضايت مي دهد تا قدري بيشتر سوار بر اسب كامبخش قدرت باقی بماند. از دیدگاه خودش البته او براي بقاي يك حكومت علي وار(!)، به اين فسادها و جنايات و سركوبها و آدم کشی ها رضايت مي دهد و بدنبال انجام آن رسالت ديني و مأموریت الهي خودساخته است و برای آن، حتي دستيابي به بمب اتمي را هم مجاز مي داند. هر دو اين فرضيه ها او را از شرايط رهبري خلع مي كنند. اما در عین حال ما را به نتيجه بزرگتري هم مي رسانند؛ اين واقعيت تلخ كه كمبودهاي روحي و باورپذيري ساده لوحانه آقاي خامنه اي و احمدی نژاد، محمل مناسبي ساخته تا زيردستان جاه طلب، از او مانند همه سلاطين پيشين سوء استفاده كنند و به او بقبولانند براي حفظ اسلام و دین خدا(!) به تخت سلطاني بياويزد و خون بريزد تا زيردستان در زير سايه يك حكومت ظاهرا" ديني، به چپاول اموال ملي مشغول باشند.
حقيقت تلخ اين است كه كمبودهاي روحي و شخصيتي برخي از سلاطين و رهبران، از هيتلر و قذافي و صدام تا احمدي نژاد و خامنه اي،باعث مي شود آنان توسط زيردستان خود مديريت شوند و دچار توهمات و موهوماتي مثل برگزيده شدگي يا برانگيختگي از جانب غیب گردند و چنان غرق در اين موهومات شوند كه به هر جنايتي براي بقاي حاكميت خود و انجام يك رسالت خيالي راضي باشند! فرد ساده لوحي مثل احمدي نژاد بهترين ابزار براي بقا و حيات و بيزنس هاي ميلياردي زيردستان زیرکی مثل الهام و رحیمی و کردان و دانشجو و دیگران است. زيردستان زيرك با القاي رسالت علوي و مهدوي و با تلقين هاله نور و امثال اين موهومات، از آقاي خامنه اي و احمدي نژاد مثل سلاطين ساده لوح پيشين، ابزارهايي مي سازند تا پوسته مقدسي از پاكدامني و مشروعیت دینی حكومت را نمايش دهند و زير آن پوسته ظاهرالصلاح، انواع بيزنس ها و تجارتها و فسادها و جنايات را انجام مي دهند. سلطان، غرق لذت معجزات خودساخته و كراماتي است كه زيردستان درباره او مي سازند و نقل مي كنند و زيردستان، سرگرم خنديدن به ريش سلطان ساده لوح!
در حقیقت امروز کشور ما توسط كساني مديريت مي شود كه نه درد دين دارند و نه حتی موهومات خودساخته اي مثل حكومت علوي آقاي خامنه اي يا ادعاي مديريت جهان احمدي نژاد را جدي مي گيرند. كساني كه به كام گیری از مواهب قدرت سياسي و اقتصادي مشغولند و در خفا به ساده لوحي و باورپذيري بالادستان و شاهان و سلاطين و ولي امر متوهم مسلمين جهان مي خندند.
آنچه نبايد در جنبش و مبارزه ملت ما فراموش شود اين است كه حذف و عزل «شخص» شاه يا رهبر ديكتاتور،بايد «آخرين» خواسته و شعار ما باشد و نه «اولين» آن. نوك پيكان مبارزات ما بايد برچيدن «سيستم سلطاني» باشد. سيستم فسادآميزي که سلاطینی ساده لوح و زودباور مقل صدام یا خامنه ای و احمدی نژاد را بر تخت سلطنت می نشاند تا در نمایش ساده زیستی، به مردم نشان دهند آقاي خامنه اي روي موكت زندگي مي كند و نان و ماست مي خورد، اما در دستگاه حاكميت علوي اش(!)، دزديهاي ميلياردي و جنايات مافیایی سازمان يافته و تجاوز و شكنجه و تعرض به امري عادي و حتي قابل دفاع تبديل مي شود! این بزرگترین گواه عدم راستی و صداقت آقای خامنه ای در اقتدا به ائمه و پیامبر است و مشروعیت دینی او را به طور کامل زیر سئوال برده است.
نبايد فراموش كنيم تداوم ديكتاتوري ديني آقاي خامنه اي، علاوه بر تلاش شخصي ايشان براي ارضاي کمبودهای روحي خود، محصول مديريت كساني است كه زير سايه او به جهت دهي دايمي به ذهنيات رهبر ساده لوح مشغولند و تا «سيستم سلطاني فقیه» پابرجاست بساط ظلم و جنايت و فقر و تبعيض برچيده نمي شود و نمي توان انتظار هیچ معجزه ای از عزل و نصبهای نمایشی در این بارگاه فرعونی داشت. معجزه حقيقي در حنجره و مشت ماست؛ وقتي فرياد آزادي خواهي و حق طلبي سر مي دهيم. اين معجزه بايد روز به روز، مانند معجزه طلوع هرروزه خورشيد مهر، نو به نو شود تا عاقبت شب و سیاهی را به زانو درآورد. بشارت باد بر شما که طلوع آن سپیده با همت همه ما، بسیار نزدیک شده است. يا حق.


Thursday, October 22, 2009

رئیس جمهور ایران میر حسین موسوی



آرش صادقی:با برگ "ایران اتمی" بزرگترین "پوکر" قرن بازی می شود

سلام- قبلا بحران مالی بانک‌های تجاری (صاحبان سری صنایع و بانک‌های عادی) را چند سال قبل برایتان پیش بینی‌ کردم. علت هم آمار خودشان در مورد فقط  "بخشی" از سهام - دریوتیو یا سهام مشتق- بود که بیش از ارزیابی کلّ جهان بود! البته حدس زدم و درست در آمد که این نقشه است و مراکز بزرگ بانکی‌ و مالی غرب قرار است طعمه چند کارتل و خانواده اصلی‌ انگلیسی‌ و آمریکایی‌ شوند که نسل هاست در پشت صحنه قدرت اصلی‌ هستند و رئیس جمهور و نخست وزیر در غرب نیز تعیین می کنند و در سازمانهای امنیتی هر کدام سهمی نسلی دارند.

در ۱۳۵۷ نیز بعضی‌ از این شریک‌های آمریکایی که از ۱۳۳۲ در ایران بودند توسط صاحبان قبلی‌ انگلیسی‌ بیرون شدند. در خود انگلیس هم چند دسته هستند و آن بخشی که صاحب هند بود با بخشی در لندن نزاع داشت. از جمله مخالفت دولت مرکزی در لندن توسط ایران شناس "لرد کورزن" در کابینه با دست نشاندگی و به سلطنت رسیدن رضاخان توسط بخش صاحب هند مستعمره و در عمل ایران. آن‌ بخش انگلیسی‌ صاحب سنتی ایران اکنون همچنان در ایران صاحب است و در آمریکا نیز نفوذ زیاد دارد. از جمله نهضت نو محافظه کاران در دولت قبلی‌ بوش و راستی‌‌ها و چپ‌های اسرائیل. به همین علت یکی‌ از کسانی‌ که پشت به قدرت رسیدن بوش و نو محافظه کاران در آمریکا بود، یعنی‌ بزرگترین صاحب رسانه در آمریکا و جهان "روپرت مورداک" راحت به ایران سفر می‌کند. البته وی نیز مهره است و صاحب اصلی‌ وی همان صاحب انگلیسی است با چند شریک خرده نسلی از افریقای جنوبی و کانادا.پارسال پس از بلعیدن موسسات مالی توسط چند نفر اصلی‌ در آمریکا و انگلیس، پیش بینی‌ کردم که اگر جای آنها بودم با ایجاد بحرانی برای دلار در واقع بقیه دنیا را که ورشکسته نشده به زانو در آورده و به قیمتی مفت، مثل بانک‌های پارسال، بقیه را نیز تصاحب می‌کردم آن‌ هم با پول دولت‌ها یا در واقع مردم! هنوز هم نمی گویند که تریلیون ها دلار پول که در اروپا و آمریکا داده شد برای به اصطلاح نجات اقتصاد دنیا به جیب چه کسانی‌ رفت و صورت حساب آن‌ در آمریکا و انگلیس کاملا سری است. برای چند نسل آینده نیز مردم آمریکا و اروپا و جهان مقروض و برده چند خانواده بانکی‌ پشت صحنه شدند. در واقع برای اولین بار اکثر اقتصاد جهان به کام چند نفر سرمایه دار رفت. اگر هم سناریو سقوط دلار را تا آخر به پیش نبرده اند به علت اختلاف و ترس از یکدیگر و مردم جهان و حوادث غیر قابل پیش بینی‌ است. به همین علت از سالها پیش گفتم که رژیم ایران یک کارت چند بعدی برای این چند بالاترین سرمایه‌ داران آمریکایی و انگلیسی‌ است. یعنی‌ در صورت سقوط کلان اقتصادی خارج از برنامه یا حتا طبق نقشه آن موقع نیاز به جنگ دارند که رژیم ایران این کارت نجات است. همچنین با اشغال خوزستان و تنگه هرمز نیز هژمونی خود بر نفت را پس از دام برای صدام و اشغال کویت، تسلیم سعودی و تصرف عراق کامل میکنند و هند و چین نیز برای چند دهه مهار میشوند. البته هدف نهایی‌ پس از بحران بانکی‌ و سپس دلار ایجاد عملی‌ یک پول واحد جهانی‌ با نامهای گوناگون (دلار یا آمرو به اضافه پوند یورو روبل ین و یوان) که چگونگی آن‌ را قبلا گفتم می‌باشد. این هدف، نه لزوما نقشه تاکتیکی فعلی‌، البته قدیمی‌ است و به قرن ۱۹ برمیگردد و ایجاد بلوک‌های اروپا آمریکا و آسیا همه در راه این هدف هستند. احتمال تجزیه خوزستان پس از اشغال نیز بسیار زیاد است. به همین علت به عواملی مانند حجتیه و موتلفه و بیت رهبری از انگلیس پیام مخفی‌ میدهند که کارت هسته ای‌‌ را برای نجات خود در مقابل آمریکا حفظ کنید. در واقع این کارت نجات غرب و در نهایت نابودی خود این عامل است. این خطر هسته ای‌‌ را که میشود جنگی میهن سوز با اشغال و حتا تجزیه کشور دید. شعار ما باید صلح، مقاومت با حضور در خیابان باشد. جای کوچک‌ترین اشتباه نداریم



Wednesday, October 21, 2009

این مشت، نمونه خروار است یک نمونه از اوباشی که در کنار کودتاچی ها خدمت کرد

 اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ کش، قبل از انقلاب، از جمله اوباش و باج گیرهای معروف محله جمشید تهران و یا همان شهرنو بود. با باج گیری از فاحشه ها و مشتریانشان امرار ‏معاش می کرد. بارها توسط شهربانی و دادگستری بازداشت شده بود. قبل از انقلاب در صنایع‌ پشتیبانی‌ و هلی‌كوپترسازی‌ كشور راننده بود اما بدلیل همین سوابق از کار اخراج شده بود.
با شروع انقلاب اسلامی ناگهان مسلمان شد و بعد از انقلاب هم خودش را چسباند به آیت الله ایروانی و "گروه ضربت جنوب تهران" را درست کرد که در شکم کمیته های انقلاب فعالیت می کرد.
حمله به منازل و مغازه ها و ادارات جنوب تهران و بازداشت افرادی از شهربانی که از آنها دل خونی داشت از فعالیت های این دوران او بود. با همین خدمات شد اولین فرمانده کمیته منطقه ۱۲ تهران!
سال ۱۳۶۸ رفت به سازمان دخانیات و شد مسئول حراست این سازمان!
در سال ۱۳۷۴ با توجه به سابق گذشته و آشنائی هائی که با اکبر خوش کوش(از نوجوانان معروف جنوب تهران که به اکبر "خوش گوشت" معروف بود) به محفل سعید امامی معاون سیاسی وزارت اطلاعات دوران علی فلاحیان وصل شد. تا سال ۱۳۷۷ در همین محفل مشغول به خدمت بود. از جمله این خدمات مشارکت در قتل "سیامک سنجری"، فاطمه قائم مقامی (مهماندار هواپیما که با علی فلاحیان رابطه داشت! و هر دو، یعنی سنجری و فاطمه به قتل رسیدند تا از بار پرونده فلاحیان کم شود!) و همچنین "ناصر سیگارودی معروف به "ناصر سگ سبیل" بود.
او از کنار همین خدمات توانست یک شرکت حمل و نقل دریایی ای را به ثبت برساند و صاحب چهار کشتی باری و یک نفتکش شد. دوستش احمد خوش کوش هم وارد کننده موبایل. وارداتی که سرانجام باعث اختلاف بین او و روح الله حسینیان شد و کارشان بسیار بالا گرفت. روح الله حسینیان اکنون در مجلس است و نقش اجرائی مهمی در کودتای 22 خرداد داشت.
احمد خوش کوش، یکبار در جریان رسیدگی به قتل های زنجیره ای، که منجر به خودکشی شدن سعید امامی شد دستگیر شد و در جریان بازجوئی ها، اعترافات سعید امامی را در باره قتل احمد خمینی کامل کرد. همه آنها بعدها آزاد شدند و بار دیگر حذف کارهای امنیتی شدند، غیر از سعید امامی که سرش را زیر خاک کردند چون زیاد می دانست و شروع کرده بود به گفتن رازهای نگو!
ارسال موشک بجای حبوبات به بلژیک توسط سعید امامی با یکی از کشتی های شرکت اسمال تیغ کش انجام شد.
محفل قتل های زنجیره ای از اسمال تیغ کش حمایت مالی و حمایت قضایی می کرد و او نیز برایشان هر چه می خواستند انجام می داد.
اسمال تیغ کش همان باج گیر قدیمی بود و به چاقوکشی عادت داشت و به همین دلیل دست به چند چاقوکشی، زن ربائی و قتل زد که برای وزارت اطلاعات دردسرساز بود. برای نمونه در تابستان سال ۷۷  با نام «تیمسار احمدی» دختر ۱۶ ساله ای را در میدان هفت تیر تهران ربود و پس از تجاوز، او را در خیابان رها کرد.
وقتی این موارد بی شمار شد، تصمیم گرفتند با توجه به اطلاعاتی که داشت، او را هم گوشمالی بدهند و هم از دسترس دور کنند. به جرم آدم ربایی، کلاهبرداری، زورگیری، تملک مال غیر، تجاوز به عنف و..... دادگاهی شد، اما قرار نبود برای این جرم ها محکوم به اعدام شود. به همین دلیل فقط به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد. او دردادگاه از خدماتش گفت و البته گوشی را هم داد دست بالادستی ها که زیاد می داند و صلاح نیست زیاد سر به سرش بگذارند. برای نمونه گفت: من در زمـان‌ خـدمتم‌ در كـمیتـه‌ ۶۰۰۰ نفـر را بازداشت‌ كرده‌ام. یـادم‌ نیست‌ كه‌ كدام‌ را برای‌ چه‌ دسـتگیـر و بـازداشـت‌ كرده‌ام‌.
او در زندان نیز ارتباط هایش را با مقامات اطلاعاتی حفظ کرد و به جای آنکه در خارج از زندان برایش ماموریت درست کنند؛ در زندان ماموریت های جدید به او دادند. از جمله اجازه دادند گروه و باند درست کند، چاقو دراختیار داشته باشد. برخی چهره های سیاسی را به بندی که او در آن بود فرستادند تا اسمال تیغ کش یا دخلشان را بیآورد و یا با چند نیش چاقو ادبشان کند. از جمله شاهکارهای او در این دوران، توطئه قتل دکتر زرافشان وکیل قتل های زنجیره ای بود که زندانی بود و او را به بند اسمال تیغ کش فرستاده بودند. قتلی که ناتمام ماند.
باند تجاوز به دانشجویان سیاسی را نیز او به اشاره مقامات اطلاعاتی – احتمالا در ارتباط با قاضی مرتضوی- تشکیل داد و فجایعی را نیز در این ارتباط مرتکب شد که برخی از دانشجویان و وبلاگ نویسان پس از بیرون آمدن از زندان به مجلس و نزد رئیس و معاون و سخنگوی قوه قضائیه وقت رفته و اتفاقات درون زندان را فاش ساختند.
در سال آخر دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد، ناگهان اسمال تیغ کش آزاد شد. در آن زمان همه معترض بودند که چرا مجرمی با این پرونده از زندان بیرون آمده است. بویژه که درست همزمان با طرح نمایشی مقابله با اوباش آزاد شد. پس از کودتای انتخاباتی و فجایعی که در کهریزک و زیر زمین وزارت کشور روی داد و شیخ مهدی کروبی به بخشی از آنها اشاره کرد، تازه مشخص شد که چرا اسمال تیغ کش را از زندان بیرون آوردند و دوباره به خدمت گرفتند


Tuesday, October 20, 2009

روزی دیگر باید در سوگ آزادی بیان نشست: "انتخاب" تعطیل شد

مصطفی فقیهی مدیرمسئول خبرگزاری انتخاب رسماً، "تعطیلی خبرگزاری انتخاب" را اعلام کرد.
وی با اشاره به فیلترینگ یازده باره ی انتخاب گفت: یازده بار از نو آغاز کردیم و هر بار با انگیزه ای مضاعف، به رسالت خبرسانی خود ادامه دادیم، اما ظاهراً آقایان مسئول، حتی مایل نیستند بگویند دلیل فیلتزینگ انتخاب چیست؟
image
وی افزود: در کشوری که ادعای "عدل علی (ع)" مطرح می شود چگونه می شود رسانه ی پرمخاطب و با پیشینه ای چون "انتخاب"، یازده بار فیلتر شود و کک هیچ مسئولی گزیده نشود؟
او ادامه داد: هر بار که فیلتر شدیم، فوراً دامین تازه ای خریداری کردیم و به رسالت اطلاع رسانی سرعت بخشیدیم و جالب آنکه "انتخاب"، یازده بار تمام به اوج رسید و تعداد مخطابانش به جایی رسید که در رنکینگ الکسا، در میان صد سایت برتر خودنمایی می کرد اما ظاهراً آنگه که "انتخاب" به میان صد سایت برتر ورود می کرد، تاب و تحمل آقایان پشت نقاب، به سر می رسید به طوریکه با اراده ی آهنین خود، دستور پرتاب از اوج ، تنها با یک کلیک صادر می شد!
مصطفی فقیهی تصریح کرد: "انتخاب"از اواسط سال 83 و همزمان با انتخابات ریاست جمهوری دور نهم، آغاز به کار کرد و ظاهراً مخالفت تام و تمامش با جریان متحجر دینی به رهبری یک موسسه پژوهشی، در دوره ریاست جمهوری اخیر ، نتیجه ای جز فیلترینگ نداشته است. متاسفانه در دوره ی اخیر، بسیاری که در دهه های نخست، حتی فرصت نشست و برخاست با انقلابیون و شخص حضرت امام (ره) را نداشته اند، بر مسند قدرت نشسته اند.
مدیرمسئول خبرگزاری انتخاب گفت: 5 سال ، با وجود صدها فراز و نشیب و زمین خوردن های پی در پی، ایستادیم و ادامه دادیم، یازده بار فیلتر شدیم و دم برنیاوردیم و حتی شکایت مان نیز ره به جایی نبرد، صدها بار با مرکز فیلتزینگ مخابرات و کمیته تعیین مصادیق و دهها مرکز مرتبط، گفت و گو و مکاتبه کردیم، اما دریغ از یک پاسخ کوتاه به این پرسش ساده که "دلیل فیلتزینگ ما چیست؟"
از سوی دیگر، فیلتزینگ "انتخاب" همواره با کم لطفی اهالی رسانه رو به رو بود، گویی حذف رقیب، خبری خوش برای فضای رسانه ای کشور است، اما خدا نکند که رسانه ی فیلتر شده در این میان وابسته به فلان جناح چپ و راست باشد، آنگاه بود که فریادها و سروصداها به قول یکی از مسئولین رنگ "بنفش" به خود می گرفت و تا رفع توقیف و رفع فیلتر، فریادها تبدیل به سکوت نمی شد
مصطفی فقیهی اضافه کرد: اخیراً با ورود شخصیت های دلسوزی چون "دکتر علی مطهری" به کمیته تعیین مصادیق، امیدوار به رفع فیلتزینگ "انتخاب" بودیم، اما زهی خیال باطل...
وی افزود: برای دوزادهمین بار، دوازدهمین دامین "انتخاب" با عنوان tikonline.org را روز گذشته خریداری کردیم، اما واقعیت این است که نه انگیزه ای مانده نه رمقی و نه هیچ....
مدیر مسئول و سردبیر خبرگزاری انتخاب در پایان، ضمن اعلام ارادت خالصانه به مخاطبان گرانقدر خویش گفت که رویه ی "انتخاب" و مسئولینش، چه امروز ، چه دیروز و چه فرداها، همان بود که دیروز بدان تاکید شد: حرکت در راه واقعی امام (ره) و رهبری و آرمان های به حاشیه رانده شده ی انقلاب.
"انتخاب" با توجه به شرایط پیش آمده در تحدید اطلاع رسانی اش تعطیلی خود تا اطلاع ثانوی را اعلام می کند و در صورت رفع فیلترینگ، بار دیگر پای به عرصه اطلاع رسانی می گذارد.
ادرس سایت های اینترنتی فیلتر شده ی "انتخاب" در پی می آید:
entekhab.ir, entekhabnews.com, entekhabnews.us, entekhabnews.org, entekhabnews.net, tik.ir, tiknews.com, tiknews.net, tiknews.org, tiknews.info, entekhab.org


تا زمانی که وجود بحران قبول نشود و مردم اغتشاشگر نامیده شوند راه حلی پیدا نخواهد شد

مهندس موسوی برای اولین بار پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، جلوی دوربین قرار گرفته و مصاحبه ای را برای نشر در رسانه اینترنت انجام داده است. وی در این مصاحبه ضمن پاسخ به ابهامات طرح شده در قبال مسأله وحدت ملی و تعاریف متفاوت از آن، به شرح و توضیح درباره ایده راه سبز امید و راهکارهای پیشنهادی برای تداوم آن پرداخته و بر لزوم تداوم این راه تاکید کرده است.
برخی نکات برجسته مصاحبه فوق عبارتند از
وحدت ملی سرمایه ایست که با وجود مسایل پیش آمده پس از انتخابات باید حفظ گردد
 ایده راه سبز امید براساس ایده وحدت ملی شکل گرفته است
 امام خمینی در ماجرای مک فارلین خطاب به سران نظام: هیچ موقع کاری نکنید که به مردم نتوانید توضیح بدهید
 باتوجه به ضعف رسانه های موجود ایران و اینکه آنها علیه راه سبز امید فعالیت میکنند، مردم باید با توجه به جهت و جناح آنها نسبت به ایشان هشیار باشند
 حتی کسی که گوشه خانه خود برای موفقیت این راه دعا میکند، از دید ما جزو این شبکه محسوب میشود
 در حقیقت امروز مبارزه تبدیل به زندگی شده، زندگی ای که توقف پذیر نیست. و به همین دلیل این حرکت آسیب ناپذیر است.
 این “زندگی” در یک فضای گفتگوی همگانی تصحیح میشود و پیش میرود. از این نظر مسأله رسانه اهمیت فوق العاده ای دارد، و با توجه به اینکه ما دسترسی عادی به سرانه ها نداریم، توصیه میکنم به رسانه های مجازی توجه بیشتر بشود.
 تا هنگامی که وجود بحران در کشور نفی شود، اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده شوند، به حساب نیایند و منحرف نامیده شوند، تا موقعی که حق مردم برای تعیین سرنوشتشان مورد قبول واقع نشود، راه حل جامعی برای مشکل موجود پیدا نخواهد شد.
 اگر پایبند باشیم به این اصل که همه ما باید به حاکمیت قانون اساسی برگردیم و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را به رسمیت بشناسیم، آن موقع است که راه حلی ساده برای برون رفت از مشکل پیدا میکنیم



متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

ماده ۱

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.

ماده ۲

هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.

ماده ۳

هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد .

ماده ۴

هیچ کس را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.

ماده ۵

احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

ماده ۶

هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون به رسمیت شناخته شود .

ماده ۷

همه در برابر قانون، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و به مساوات از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

ماده ۸

در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .

ماده ۹

هیچ کس را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود .

ماده ۱۰

هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، تصمیم بگیرد.

ماده ۱۱

الف)

هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

ب)

هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد.

ماده ۱۲

هیچ کس در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

ماده ۱۳

الف)

هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

ب)

هر کس حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

ماده ۱۴

الف)

هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

ب)

در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمی توان از این حق استفاده نمود .

ماده ۱۵

الف)

هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.

ب)

هیچ کس را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

ماده ۱۶

الف)

هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

ب)

ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

پ)

خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ۱۷

الف)

هر شخص ، به تنهایی یا به صورت جمعی حق مالکیت دارد .

ب)

هیچ کس را نمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.

ماده ۱۸

هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

ماده ۱۹

هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد .

ماده ۲۰

الف)

هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.

ب)

هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

ماده ۲۱

الف)

هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

ب)

هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

پ)

اساس و منشأ قدرتِ حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا روشهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید .

ماده ۲۲

هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.

ماده ۲۳

الف)

هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

ب)

همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند.

پ)

هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید. ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

ماده ۲۴

هر شخی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصی‌ها و تعطيلا ت ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.

ماده ۲۵

الف)

هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از بابت خوراک ومسکن ومراقبتهای پزشکی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.

ب)

مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ،حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.

ماده ۲۶

الف)

هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد.آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.

ب)

- هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند. پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

ماده ۲۷

الف)

هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.

ب)

هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

ماده ۲۸

هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

ماده ۲۹

الف)

هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

ب)

هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.

پ)

این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده ۳۰

هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.



نمی دانید زیر پوست شهر چه خبر است؟ رخشان بنی اعتماد

بیمی ندارم كه در وانفساى این دوران پرتوطئه به هر تهمتى منتسب شوم. ترسى ندارم كه به جرم مشوش كردن اذهان عمومی، متهمم كنید ولى نمی‌توانید منكر شوید كه من یك مادرم، نه فقط مادر تندیس و بارانم,، مادر همه جوانانى كه از سال‌هاى دور از دریچه فیلم‌هایم، مادران خود را در قالب شخصیت‌هاى، طوبا، گیلانه و فروغ، نرگس، سیما و... دیده‌اند. مادر همه آنانى كه در همه این سال‌ها مرا به حریم خلوتشان پذیرفتند و از رنج‌ها و فریادهاى فروخورده‌شان گفتند و گفتند تا بتوانم جانمایه دردهایشان را در فیلم‌هایم تصویر كنم. به حرمت یك عمر اعتماد همه مخاطبانم، این حق را بر خود قائلم كه به دادخواهى مادرانى كه در این شرایط بحران زده، بی‌پناه و دست از همه جا كوتاه یا درسوگ‌ جوانان از دست رفته‌شان خاك بر سر گرفته‌اند یا حیران و وحشت‌زده به دنبال پیدا كردن ردى از جگر گوشه‌هایشان در شهر سرگردانند، این نامه سرگشاده را بنویسم كه هیچ قانونی، هیچ مصلحتی، هیچ سیاستى نمی‌تواند توجیه این درد بر مادران این سرزمین باشد. در شرایطى كه هیچ رسانه‌اى براى خبررسانى واقعیت‌ها و هیچ مسوولى پاسخگوى دلهره‌هاى كشنده خانواده‌ها نیست، چگونه می‌توان از خبر یا توهم مرگ و رنج دختران و پسران دستگیر شده بر خودنلرزید. دوربینم را چند روزى امان دهید تا گزارشى بی‌پرده پیش رویتان بگذارم، شاید به واقع نمی‌دانید كه زیر پوست شهر چه می‌گذرد؟


Monday, October 19, 2009

میرحسین موسوی: برای خاتمه بحران به خواسته های مردم تن بدهید

 میر حسین موسوی به همراه دکتر زهرا رهنورد، در منزل دکتر محسن امین زاده معاون وزارت خارجه در دولت خاتمی و همچنین عضو ارشد دو تشکیلات مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت حضور یافت. موسوی در دیدار با خانواده امین زاده از سابقۀ آشنایی خود با وی سخن گفته و توضیح داد:
آشنایی ما از اوایل انقلاب است. ایشان در آن زمان تقریباً در تمام سفر های خارجی مهمی که رفتم همراه ما بود و از نظراتش استفاده می کردیم. امین زاده را فردی اهل مطالعه و فکر، قوی و پر کار می دانم و بازداشت و نگه داشتن افرادی نظیر او برای کشور و نظام خسارت بزرگی است.
موسوی با اشاره به در پیش بودن سیزدهم آبان، (سالروز اشغال سفارت امریکا) که بعدها روز ملی مبارزه با استکبار جهانی نام گذاری شد، گفت:
چگونه می توان ادعای مبارزه با امریکا کرد و در عین حال سران دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نظیر میردامادی و امین زاده را در زندان نگهداشت. پیام این کار چیست؟ تحول مهمی در کشور اتفاق افتاده و مردم بدنبال حقوقشان هستند. نباید بیخود آنها را متهم و با آنها برخورد کرد. مردم اغتشاش گر نیستند. خواسته هایی دارند. طبیعی است اگر به این خواسته های آنها تن داده نشود این وضعیت همچنان ادامه خواهد داشت. انحرافاتی درعرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی پیش آمده است که باید اصلاح شود.


Sunday, October 18, 2009

واكنش دفتر آیت‌الله جوادی آملی به تحریف و سوءاستفاده رسانه‌های زنجیره‌ای

درپی تحریف و سوء استفاده رسانه‌های زنجیره‌ای از بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی، دفتر این مرجع تقلید با انتشار اطلاعیه‌ای  اخباری كه از سوی برخی سایت‌ها از درس اخلاق این مفسر قرآن منتشر شده است را تكذیب كرد. به گزارش خبرنگار «آینده»، در پی سخنان این مفسر قرآن در درس اخلاق، برخی رسانه‌ها جمله‌ای غیرحقوقی را به ایشان نسبت داده و از قول ایشان نوشته بودند:«كسانی كه امید به سقوط نظام و گرایش به بیگانه دارند، باید محاكمه شوند » این در حالی است كه این جمله و محاكمه افراد به صرف یك آرزو یا گرایش نامشخص خلاف اصول اولیه و مسلم فقهی، حقوقی و شرعی است.

برخی دیگر از این رسانه‌ها نیز با ذوق زده شدن از این جملات تحریف شده، با انعكاس آن تلاش كردند این فقیه برجسته را حامی اغراض سیاسی خود جلوه دهند.اما دفتر آیت الله جوادی آملی با انتشار اطلاعیه‌ای  اخباری كه از سوی برخی سایت‌ها از درس اخلاق این مفسر قرآن منتشر شده است توضیحاتی ارائه داد.
در این توضیح كه نسخه ای از آن برای خبرگزاری رسا ارسال شده، آمده است:

«به اطلاع مردم شریف می‌رساند آنچه به عنوان محور اصلی در جلسه درس اخلاق روز پنج شنبه مورخ 23/7/88 حضرت آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) در جمع دانشجویان، طلاب، فضلا و اساتید مطرح شده، بیان تفاوت بین اخلاق، فقه و حقوق بوده است. در این رابطه ارتباط مرموز با بیگانه، مَرَض سیاسی دانسته شده كه حكم تكلیفی آن یعنی حرمت را فقه بیان می كند و جریان حقوقی آن را دستگاه قضائی به عهده دارد و بیماری سیاسی بودن آن و راه درمان آن را اخلاق عهده دار است.»

 گویا سایت منتشركننده خبر تحریف‌شده، هفته گذشته بیانات یكی دیگر از مراجع تقلید را تحریف كرده بود.لازم به ذكر است مواضع متین و معتدل حضرت آیت‌الله جوادی آملی و قریب به اتفاق مراجع معظم تقلید درخصوص حوادث بعد از انتخابات كه ضمن تاكید بر حفظ اصل نظام بر تحقق عدالت و برخورد با متخلفان تاكید داشته‌اند، معمولا با نارضایتی جریانات افراطی و برخی مدعیان پیروی از فقاهت و مرجعیت همراه بوده است.



حضرت آیت الله همدانی وقتی مردم را سرکوب کردند شما در کنار آنها قرار گرفتید؟

مهدی کروبی در بخش هائی از نامه خود نوشته است: 

حضرت آیت الله، طبق قانون، انتخاباتی در کشور صورت گرفته و چهار نفر از نامزدها مورد تایید قرار گرفته و و به مبارزات انتخاباتی پرداخته اند و در این میان توسط یکی از نامزد ها به بعضی نامزد های دیگر و شماری از رجال کشوری، انقلابی و مذهبی در برابر میلیون ها بیننده تلویزیونی اهانت و افترا زده شده و همه امکانات و اموال دولتی و بیت المال و بسیاری از مسئولین دولتی به نفع یک نامزد معین به کار گرفته شدند و چند تن از اعضای محترم شورای نگهبان که ناظران انتخابات بودند آشکارا به قانون شکنی پرداخته و به نفع یک نامزد معین مصاحبه و اظهار نظر کرده اند. از طرف دیگر مجریان انتخابات نیز خود اعضای دولت آن نامزد معین و حامیانش بوده اند و بدین واسطه روند صحیح انتخابات خدشه دار گشته و مورد سوال قرار گرفته است و روز انتخابات تخلفات بی سابقه ای انجام شد و در شمارش آرا حق کشی فراوانی صورت گرفت، در نتیجه نامزدهای دیگر و صاحبان رای که از بردن دست در رایشان خشمگین شده بودند یکباره و بصورت تظاهراتی خود جوش و سیل آسا که تنها رای خود را مطالبه می کرند به خیابان آمدند، همانطور که قبلا ً گفته ام هیچ جریان و گروه و یا حزب سیاسی توان به صحنه آوردن میلیون ها نفر را که بصورت مسالمت آمیز خواهان رای خود بودند را نداشت و اتفاقا ً این مردم بودند که رهبران و گروه های سیاسی را در این راه با خود همراه کردند.  ارتباط دادن این حرکت به بیگانگان زمینه سرکوب وحشیانه، دستگیری فله ای سیاسیون، ارباب مطبوعات، یاران انقلاب و بخش قابل توجهی از جوانان این مرز و بوم که بابرنامه ریزی دقیق وتلاش فراوان وارد صحنه شدند و بانشاط رای خود رابه صندوق ها ریختند را فراهم ساخت. از قانون گفتند در حالی که قوانین اساسی کشور را به سادگی زیر پا گذاشتند و به بازداشت غیر قانونی مردم و سیاسیون اقدام کردند و مردمی که بدون سر دادن هیچگونه شعار تند خواستار رسیدگی جدی و بیطرفانه به انتخابات و موارد خلاف قانون آن شده بودند، به عنوان اغتشاشگر مورد حمله شبه نظامیان و نظامیان مسلح قرار گرفته و شماری ازآنان مورد جرح و قتل قرار گرفته و شمار دیگری بازداشت و زندانی شدند و در برخی از مراکز و بازداشتگاه های غیر قانونی مانند کهریزک مورد اجحاف و تعدی و انواع ظلم و ستم قرارگرفتند، که این قضایای شنیع موجب وهن اسلام، انقلاب و آبروریزی از نظام جمهوری اسلامی گشته است، تا جایی که بزرگان نظام حکم تعطیلی آن مرکز آزار و شکنجه را صادر کرده و قوه قضاییه به دستگیری و تعقیب عاملان آن فرمان داد، تا شاید بتوان آبروی ریخته را بازیافت.

اما در این میان با شگفتی و حیرت می بینیم که جنابعالی طبق نوشته روزنامه کیهان مورخ ۲۰/۷/۱۳۸۸ در دیدار با کارکنان رادیو معارف فرموده اید: «کسانی که نسبت تقلب در انتخابات و ادعای تعرض جنسی در کهریزک را داده اند در واقع عظمت انقلاب را شکسته اند و .... اگر افرادی که در جریانات اخیر بوده اند توبه کنند می شود ائتلاف برقرار کرد» البته بدیهی است که این نوع موضع گیری توسط حضرتعالی با آن سوابق مبارزاتی و علمی، باید شگفت انگیز ارزیابی شود، زیرا مطابق سنت دیرینه و همیشگی مراجع که ملجاء و پناهگاه ستم دیدگان و مظلومان بودند و مردم از شما و سایرعلماء و مراجع تقلید انتظار پیگیری حقوق از دست رفته شان را داشته و دارند، البته بخش قابل توجهی از مراجع عظام تقلید به این مهم اقدام و در کنار بخش مهمی از ملت که معترض به روند انتخابات بودند قرار گرفتند، لیکن هرچه جویا شدیم از شما خبری نبود تا اینکه اخیرا ً سخنانی از شما و البته نه در محکومیت سرکوبگران بلکه مردم در اخبار دیده شد، جا داشت حضرتعالی افرادی را جهت کشف حقیقت و موارد ادعایی مامور فرمایید تا بصورت عینی با معترضین و آسیب دیدگان تماس حاصل نموده و با تهیه مستندات لازم به جنابعالی گزارش بدهند تا بر پایه آن اظهار نظر فرمایید، نه اینکه با کنار گذاشتن احتیاط عرفی و سیاسی به اظهار نظر در رادیو و روزنامه بپردازید و از معترضان و مدعیان طلب توبه می فرمایید.

اینجانب که یکطرف قضیه هستم و شما از مسئولیت های واگذار شده از طریق امام و مردم به اینجانب مطلع هستید و می دانید از معتمدین حضرت امام بودم و مدعی دوم کسی است که نخست وزیر، معتمد امام(ره) بوده و در بحبوحه هشت سال دفاع مقدس مدیریت اجرایی کشور با ایشان بود. نفر سوم فرمانده سپاه پاسداران دوران دفاع مقدس و با سوابق مبارزاتی و مدیریتی ممتاز بود. آیا بهتر و به موازین شریعت مقدس اسلام نزدیکتر نبود که حضرتعالی اگر به عامه مردم دسترسی ندارید تا از آنان تحقیق بفرمایید، به عنوان یک مرجع دست کم ما سه نفر را به حضور می طلبیدید و سخنان ما را می شنیدید، سپس اظهار نظر عمومی می فرمودید، تا عامه مردم نگویند که برخی از علمای بزرگ نسبت به سرنوشت مردم مسلمان بی تفاوت شده اند؟ و بدون اطلاع اظهار نظرنکنید تا باورهای آسیب دیده مردم که علماء اسلام را امین دین و ناموس و پناهگاه و امانتدار امانات خود می دانند بازسازی شود

Saturday, October 17, 2009

کشف جدید شیخ احمد جنتی رهبری انقلاب مخملی از انگلستان منتقل شد به یک مرکز ناشناخته!

شیخ احمد جنتی نماز جمعه دیروز تهران را خواند. شیخی که نه تنها طرد شده از سوی مردم است، بلکه در مجلس خبرگان نیز وقتی خود را برای ریاست این مجلس دستچین شده توسط شورای نگهبان کاندیدای ریاست آن کرد، با شکستی سنگین از هاشمی رفسنجانی پس زده شد.
 احمد جنتی که پیشکار نظامی اش سرلشگر فیروزآبادی است و از نقش آفرینان اصلی کودتای 22 خرداد است، در نماز دیروز تهران، به هر گونه تردیدی پیرامون شرکت مردم در راهپیمائی 13 آبان خاتمه داد. او با اعلام مخالفت نسبت به شرکت مردم در این راهپیمائی، عملا مردم را با فرصت 13 آبان برای حضور خیابانی آشنا ساخت!
 احمدجنتی که نامش در بسیار از قتل ها و ترورهای سیاسی و حکومتی در جمهوری اسلامی ثبت است، در خطبه های دیروز نماز جمعه تهران به نکات جالب و قابل توجه دیگری نیز اشاره کرد. از جمله این که 13 آبان روز دانشجو و "روز مبارزه با استکبار" است و "کسانی که مهره دست دیگران هستند و نقشه هایشان در مراسمی مانند روز قدس خنثی شد، در این مراسم نیز بی نقشه نیستند هرچند می دانند این بار هم نقشه هایشان نقش برآب خواهد شد."
 این نقشه که به زعم وی خنثی شده، حضور نزدیک به یک میلیون تهرانی در راهپیمائی روز قدس با شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" و با شکافتن صف نیروهای نظامی و انتظامی همراه بود. چگونه خنثی شد؟ لابد آنگونه که از ترس تکرار آن اجازه نمی دهند هاشمی رفسنجانی نماز جمعه تهران را بخواند!
 شیخ احمد جنتی در ادامه خطبه سیاسی خود به اعتراضات ضد کودتای 22 خرداد مردم نیز اشاره کرد و مدعی شد: "مساله بسیار بالاتر و مهمتر از آن چیزی است که در ظاهر نشان می دهد. این جریانات از مرکزی ناشناخته در حال اداره است و آنان برای آینده برنامه های پیچیده و گسترده ای دارند"
 آن نکته بدیع و خنده داری که جنتی دیروز مدعی شد همین "مرکز ناشناخته" است. اگر یک مرکزی ناشناخته است، چگونه وی خبر دارد که آن مرکزی که نمی داند چیست و کجاست و کیست سرنخ اعتراضات ضد کودتا را در دست دارد؟
 جنتی در ادامه این کشف محیرالعقول گفت: "کسانی که هم اکنون در حال فعالیت برای این مرکز هستند اسباب بازی و آلت دست آنها هستند، هر چند خود هنوز این امر را باور نکرده اند."
 استدلالی حقوقی تر از این برای کودتا و زندانی کردن دهها چهره سیاسی و حکومتی و زیر فشار قرار دادن آنها برای اعتراف به ارتباط با آن مرکزی که خود جنتی هم نمی داند آن مرکز چیست و کجاست؟
 بدین ترتیب و با این سخنان، فعلا مرکز ثقل انقلاب مخملی از انگلستان، به کوشش احمد جنتی منتقل شد به یک مرکز ناشناخته


برای انتشار دراختیار پیک نت قرار گرفته ناگفته های پشت پرده برنامه مناظره های انتخاباتی

من یکی از پرسنل صدا وسیما هستم. هدفم از این افشاگری ناچیز، کمک به اطلاع رسانی به ملت شریف ایران است.
از زمان مناظره های انتخاباتی 2 مورد را به اطلاع میرسانم:
1- زمانیکه موسوی وارد استودیو شد، مسیر را طوری طراحی کرده بودند که از مقابل احمدی نژاد که قبلا در استودیو حاضر شده بود بگذرد و تصویر همسرش را که مربوط به سالیان بسیار دور و بدون حجاب اسلامی بود روی میز احمدی نژاد ملاحظه کند. این صحنه سازی برای مرعوب کردن موسوی ترتیب داده شده بود که نتیجه عکس داد.
2- همچنین زمانی که محسن رضایی برای مناظره به استودیو وارد شد احمدی نژاد با تهدید وی اظهار داشت که قصد طرح فرار پسر وی به امریکا و پیوستن به سازمان "ناسا" را در مناظره دارد. در پاسخ به این تهدید، محسن رضایی اظهار داشت: اشکالی ندارد اتفاقا من هم قصد دارم درباره پرونده 2 سال بستری و مراقبت های ویژه را طرح کنم و از خودتان در این باره توضیح بخواهم! بالاخره بد نیست مردم این مسائل را هم بدانند.



مرا بشناس

من ایرانی هستم و برای اعتلای نام ایران هر کار پسندیده ای را که به حقوق مدنی و انسانی دیگران خدشه وارد نکند انجام می دهم و این وبلاگ تا زمان سقوط دیکتاتوری در ایران با منبع قرار دادن سایت های روشنفکران ایرانی در زمینه اطلاع رسانی به هم میهنان حق طلب فعالیت خواهد کرد.